سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

13 آذر 1400 28/04/1443 2021 Dec 04

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 569
بازدید کـل سايت: 5426749
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 3   تعداد بازدید: 4057 تاریخ اضافه: 2010-02-27

معاویه رضی الله عنه از خلافت تا وفات (41 - 60 هـ)

1) - بيعت كردن مردم با معاويه رضي الله عنه:

حسن بن علي رضي الله عنهما در سال چهل و یک هجری با انصراف از خلافت، همه زمینه ها را برای خلافت معاویه رضی الله عنه فراهم کرد. و در سال چهل و یک هجری همه اصحاب رسول الله و تابعینی که در آن زمان بودند با معاویه بیعت کردند و به خلافت و امامت او راضی بودند. و آن سال را سال جماعت نام نهادند؛ و در حافظه تاریخ اسلامی به ثبت رساندند. بدینوسیله معاویه رضی الله عنه به عنوان موسس دولت امویان شناخته شد.

امام اوزاعی رحمه الله روایت می کند: بسیاری از اصحاب رسول الله خلافت معاویه را درک کردند. و افرادی همچون ابو سعید الخدری وسعد و اسامه و جابر و ابن عمر و زید بن ثابت و عروة بن زبیر و... در زمان خلافت او در قید حیات بودند. 

این تعداد زیاد از اصحاب رسول الله "صلی الله علیه و سلم" که در مدرسه نبوت تعلیم و تعلم یافتند؛ ستاره هایی درخشان و چراغهای نورانی برای جامعه آن عصر بودند و همچنین تابعین که معرفت و علم را از اصحاب رسول الله "صلی الله علیه و سلم" کسب کرده بودند در پیشرفت جامعه آن عصر کوشا بودند. اگر نگاهی عمیقانه به خلافت معاویه داشته باشیم، می بینیم جامعه آن عصر متشکل از یاران پیامبر و تابعین بوده است که قرآن و سنت را به نحو احسن فهم کرده و در جامعه خود پیاده می کردند، لذا کوردلان با طعن در معاویه و خلافتش، به طریقی می خواستند به دین اسلام طعن وارد کنند.

از جمله کسانی که با معاویه بیعت کرد، سبط رسول الله "صلی الله علیه و سلم" حسن بن علی رضی الله عنهما بود. در این بیعت، درسی بلیغ و فهمی عمیق وجود دارد. چرا که خداوند در کتابش مسلمین را به وحدت و یکپارچگی دعوت کرده و آنها را از تفرقه و دو دستگی بر حذر داشته است. و می فرماید: ((وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ)) (آل عمران، آية: 105).

و بار دیگر می فرماید: ((وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا)) (آل عمران، الآية: 103)

و مانند كساني نشويد كه پراكنده شدند و اختلاف ورزيدند ( آن هم ) پس از آن كه نشانه هاي روشن ( پروردگارشان ) به آنان رسيد، و ايشان را عذاب بزرگي است. همچنین می فرماید: ( و همگی به ریسمان محکم الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید ).

2) - مهمترین صفات معاویه رضی الله عنه:

الف) - علم و فقه:

معاویه رضی الله عنه یکی از کسانی بود که فضیلت هم نشینی با رسول الله "صلی الله علیه و سلم" را کسب کرد ه و علم و تربیت نبوی را از اوفرا گرفت، و این خود سببی برای بالا رفتن فقه و علم او بوده است.

همچنین ملازمت دولت و خلافتش با اصحاب رسول الله و تابعین باعث شد تا او فقه و علم شرعی خود را بالا ببرد.

روایت شده است که از ابن عباس سؤال کردند که معاویه وتر را فقط یک رکعت می خواند، ابن عباس فرمود: درست است و معاویه خودش فقیه می باشد. در حالی که ابن عباس از یکی یاران صمیمی حضرت علی رضی الله عنهم بود.

نقل شده است ابو درداء صحابی رسول الله "صلی الله علیه و سلم"، خطاب به اهل شام فرمود: نمازهیچ کس را مانند نماز امام تان شبیه نماز رسول الله "صلی الله علیه و سلم" ندیدم. و منظورش نمازمعاویه بود.

و معاویه همیشه حریص بر تعلیم علم و فقه بود و آنها را بر فرا گرفتن فقه تشویق می کرد و روایات و احادیثی که دلالت بر اهمیت فقه می داد، برای مردم باز گو می کرد. و همچنین روایت شده است که معاویه رضی الله عنه به اصحاب رسول الله دستور می داد تا آن چیزهایی که از پیامبر شنیده اند به او هم تعلیم دهند.

همچنین او در بعضی از مسائل فقهی، مانند وقوع طلاق سکران و عدم قصاص مسلمان در مقابل کافر و... فتوا داده است.

و اما فقه و علم او در سیاست و مقاصد شریعت و فقه جهاد معروف و زبانزد همه بود.

ب)- بردباری و عفو معاویه رضی الله عنه:

بردباری و عفو معاویه مشهور و زبانزد همه شده بود و معروف است که او همیشه خطاب به بنی امیه می فرمود: ای بنی امیه، با قریش با مهربانی و بخشش بر خورد کنید. و خودش هم در مقابل دشنام دیگران، بردباری و عفو را پیشه می کرد.

اصحاب رسول الله و مردم آن عصر، بردباری و صبر معاویه را در مقابل جاهلان و نادان ستایش کرده اند و لکن هیچ وقت مهربانی و بخشش او سبب نمی شد که به دستگاه حکومتی ضربه وارد شود، چرا که او به امر سیاست وبر نحوه ی برخورد در مواقع مختلف هوشیاری کامل داشت.

ج) - سیاست و تدبیر معاویه رضی الله عنه:

معاویه رضی الله عنه 20 سال بر شام ولایت و 20 سال دیگر هم بر آن خلافت داشت یعنی از زمانی که عمر بن خطاب رضی الله عنه او را والی شام قرار داد تا زمانی که مرگش فرا رسید،و این مدت طولانی دلیل بر قدرت سیاسی معاویه و تدبیرات عاقلانه او در مواقع مختلف بوده است. استعداد و فکر او در مقابل دشمنان، خاصتا دولت بیزنطی بسیار هوشیارانه و با تدبیر بود.

د )- تواضع و خشوع معاویه رضی الله عنه:

روایت شده است که معاویه بعد از خلافتش، در خطبه ها و سخنرانی هایش معترف بود که در بین مردم افرادی بهتر و با فضیلت بلاتر از او وجود دارند؛ وخطاب به آنها می فرمود: ای مردم، من از شما ها بهتر و برتر نیستم، همانا در میان شماها افرادی همچون عبدالله بن عمر و عبدالله بن عمرو و دیگران وجود دارند که از من بهتر و فضیلتشان بیشتر می باشد و لکن امید دارم در امر ولایت برای شما مفید واقع شوم و دشمنان را از شما باز دارم.

3) - ثناء و ستایش علماء بر معاویه و و دخول حکومت او در خیرالقرون:

الف) - روایت شده، که دیده نشده است؛ عمر بن عبدالعزیز "رحمه الله" کسی را کتک بزند مگر کسی که معاویه را دشنام می داد و در آن صورت او را شلاق می زد.

ب) - قاضی ابن ابی العز الحنفی می فرماید: معاویه از اولین و بهترین ملوک مسلمین بوده است.

ج) - ابن تیمیه می فرماید: علماء اتفاق کردند که معاویه یکی ازبهترین ملوک این امت به شمار می آید و چهار نفر قبل از از او، خلفاء نبوت بودند و او اولین ملوکی بود که ملکش همراه با رحمت بود.

د) - ابن خلدون می گوید: شایسته است این دولت و اخبارش به دولت خلفاء ملحق شود، چرا که این دولت در فضل و عدالت و ملایمت و.... در رتبه ی بعد از آنها قرار دارد.

به شکل عام علماء و تاریخ نویسان این دولت را ستوده اند و آن جزء خیر القرون قرار داده اند. دولت اموی در سال 40 هجری شروع، و تا سال 132 هـ استمرار یافت و این دوره هم جزء ی از سه تا قرنی است که پیامبر فرموده است «خير الناس قرني، ثم الذين يلونهم، ثم الذين يلونهم "

«بهترين مردم، كساني هستند كه در عهد و زمان من بسر مي برند (صحابه). وبعد، كساني كه بعد از آنها مي آيند (تابعين). و سپس كساني كه پس از آنها مي آيند (تبع تابعين). و این فضیلتی برای دولت بنی امیه به شمار می آید، که جزء قرونی قرار گرفته است که رسول الله آن را خیر معرفی کرده است.

4) - پایتخت دولت امویان و احادیث رسول الله در فضل شام:

بلاد و سرزمین شام یکی از مناطق مهم در امپراطوری بیزنطی بود، و یکی از مراکز فرهنگی و تجاری به شمار می رفت و از تاریخچه قدیم بر خوردار بود و عربها قبل از اسلام برای تجارت به شام سفر می کردند. معاویه رضی الله عنه مردی بسیارهوشیار و زیرک بود، وقتی که دید دولت اسلامی از شرق و غرب توسعه پیدا کرده، جای بهتر از دمشق برای پایتخت دولت اسلامی پیدا نکرد. چون در این صورت پایتخت، در بین دو قسمت شرقی (شامل عراق و فارس) و غربی (شامل مصر و مغرب) قرار می گیرد.

 در فضل شام هم پیامبر آنها را به بر پا داشتن امر الله تا روز قیامت تمیز داد و خبر دادند که طایفه ی منصوره تا روز قیامت در آنجا وجود دارند.

5) - احسان و نیکی معاویه به اصحاب رسول الله "صلی الله علیه و سلم"، خاصتا بنی هاشم

یک روز معاویه رضی الله عنه بعد از به خلافت رسیدنش، در بین اهل حجاز خطبه خوانده و از اینکه نتوانسته، سلوک و رفتاری مانند خلفاء راشدین پیاده کند، از آنها طلب بخشش کرده است. و می فرمود: مثل آنها کجا پیدا می شوند ؟ و چه کسانی مانند ایشان قدرت انجام دادن کارها را دارند ؟ و چه کسانی به فضیلت ایشان می رسد !

معاویه رضی الله عنه بعد از صلح با حسن بن علی رضی الله عنهما به او احسان می کرد و نقل شده است که معاویه یک بار چهارصد هزار درهم به او جایزه عطا کرده و در روایتی دیگر آمده هر سال صد هزار درهم به او عطا می کرد.

6) - اهتمام معاویه به علوم مختلف:

معاویه رضی الله عنه در دوران خلافت خویش، حکام و علماء و مردم را بر ایجاد نهضت ثقافی و فرهنگی تشویق می کرد.

 در عصر او پیشرفت زیادی در علوم تفسیر، فقه، عقیده و... حاصل شد و ستارگان زیادی از مسلمین در این عصر شروع به درخشش کردند که تا این عصر، به اقوال و اجتهادات آنها استشهاد می شود.همچنین در این عصر بسیاری از علوم تجربی از فارس ها و روم ها به مسلمانان رسید و به لغت عربی ترجمه شد. که این علوم تجربی باعث پیشرفت مسلمانان در علوم طبیعی و تجربی، مانند طب، ریاضیات، هندسه و... شد.

7) - فتوحات اسلامی در عهد معاویه رضی الله عنه:

تاریخ، فتوحات اسلامی را در شناسنامه خود به ثبت رسانده است. این فتوحات و توسعات که در عهد خلفاء راشدین و بنی امیه ادامه داشته فقط به مجرد توسعه ی ارضی نبوده و صحیح نیست که ما فقظ ازاین دید گاه به آن نگاه کنیم، بلکه بالاترین و برترین فتحی که برای مسلمان ها صورت گرفته، هدایت انسانها از تاریکی و ظلمات به سوی هدایت و روشنایی بوده است.

الف) - حرکتهای جهادی علیه دولت بیزانس:

معاویه رضی الله عنه دولت بیزانس را بزرگترین خطر برای دولت اسلامی تلقی می کرد و اگر چه این دولت مهترین سرزمینهای خود مانند شام و مصر و... از دست داده بود؛ ولی هنوز جسم آن سالم بود و پایتخت دولت بیزانس نیز پا بر جا بود.

به همین جهت با بر پا داشتن جهاد، خاصتا جهاد بوسیله ناوگان دریایی، هرگونه تعرضات و حملات دولت بیزانس را خنثی می کرد.

جهاد از مسیر دریا، باعث شد تا در مصر و شام به ساخت و ساز ناوگان و کشتی های جنگی اهمیت خاصی دهند، چرا که دشمنان در جنگ دریایی قوی تر بودند.

در اثر این سلسله حرکتهای جهادی مسلمین توانستند بر جزایر شرقی بحر متوسط سیطره پیدا کنند و سپس در این جزایر قلعه هایی برای دفاع از اراضی شام بنا کردند.

معاویه برای تصرف قسطنطنیه پایتخت بیزانس، دو بار آن را مورد محاصره شدید قرار داد، اما به خاطر امکانات و سلاحهای جنگی قوی که دولت بیزانس داشت موفق به فتح آن نشد.

ب) - فتوحات شمال افریقا در عهد معاویه رضی الله عنه:

معاویه در سال 41 هجری لشکری را به سوی افریقیا روانه کرد، سپس در سال 45 هجری بار دیگر، لشکری به تعداد ده هزار نفر به سوی افریقا فرستاد که توانستند با وارد شدن به خاک افریقا آن را فتح کنند. و در سال 50 هجری شهر قیروان را در افریقا بنا کردند که بعد ها احترام و عظمت خاصی پیدا کرد، و چون که اصحاب رسول الله ان را بنا کرده بودند،سبب شد که این شهر مرکز علوم و حضاره ی اسلامی در مغرب باشد. و از نطر استراژیکی و سیاسی در موقعیت مناسبی قرار بگیرد.

ج) - فتوحات سند و سجستان و خراسان و ماوراء النهر:

زمانی که عثمان رضی الله عنه به شهادت رسید بعضی از بلاد مانند خراسان و سجستان از اطاعت امیر خارج شده اند و ادعای استقلال کردند که معاویه در عهد خویش توانست همه اراضی خارج شده از اطاعت، را فتح کرده و تحت خلافت خودش قرار دهد.

درطی سالهای 44 و 45 هجری توانستند بلاد سند و ماوراء النهر را به تصرف دولت اسلامی در آورند، و سپس بر هر یک ازاین ولایات افراد های لایق و دانا قرار داد.

8) - انتخاب یزید به عنوان ولی عهد، اهداف و اسباب آن:

در نظام اسلامی روش معینی برای تعیین ولی امر نیامده است، بلکه دین اسلام، اساس شوری را بنا نهاده است تا بدین وسیله خلیفه ی مسلمین تعیین شود، و شوری هم به اسلوب های مختلف می باشد و تحقق آن به شیوه های مختلف می تواند باشد که در زمان خلفاء صورت گرفته است.

معاویه رضی الله عنه با انتخاب ولی عهد (جانشینی ) قصد بر این داشت تا جلوی هر نوع خون ریزی و اختلاف بین مسلمین را بگیرد و او هم ان شاء الله به خاطر نیت و قصدی که داشته، نزد خداوند اجر می گیرد؛ اگر چه بهتر آن بود که امر خلافت بعد از خودش را به بزرگان صحابه که در آن عهد زنده بودند بسپارد، افرادی همچون حسین بن علی و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر و... که در آن عصر زنده بودند، اما او به خاطر حسن نیتش، یزید را انتخاب کرد، چرا که مردم شام را متمایل به بیعت با او دانست و او را لایق حاکمیت بر اراضی اسلامی دانست.

اما اهل سنت هیچ وقت معاویه رضی الله عنه را در عمل کردش معصوم نمی دانند، چه بسا این عمل کرد او از روی اجتهاد بوده و مرتکب خطا شده، و این قاعده شامل همه اصحاب رسول الله می شود.

 معاویه رضی الله عنه به خاطر خوف و بیم از اینکه مبادا بعد از او امت اسلامی متفرق شوند و به فتنه بیافتند، یزید را به عنوان ولی عهد خود انتخاب کرد و اهل سنت بغض و کینه هیچ یک از اصحاب رسول الله را در دل قرار نمی دهند، و خداوند در این باره می فرماید:

((وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ)) (الحشر، الآية: 10).

(كساني كه پس از ایشان به دنيا مي آيند، مي گويند: پروردگارا! ما را و برادران ما را كه در ايمان آوردن بر ما پيشي گرفته اند بيامرز. و كينه اي نسبت به مؤمنان در دلهايمان جاي مده، پروردگارا! تو داراي رأفت و رحمت فراواني هستي).

9) - آخرین روزها از حیات معاویه و تاريخ وفاتش:

الف) - وصیت معاویه به فرزندش یزید:

معاویه رضی الله عنه در سال 60 هجری، که درآخرین روزهای حیاتش بود، ضحاک بن قیس فهری و مسلم بن عقبه را نزد خود فرا خواند و وصیتش را به آنها ابلاغ کرد و از ایشان خواست تا این وصیت را به فرزندش یزید برسانند (یزید در هنگام مرگ پدرش غایب بود) که از جمله وصایای او این بود:                             اولا: که همیشه اهل حجاز را اکرام کند، زیرا حجاز مقر اصلی اصحاب رسول الله و و خانواده او بود. دوما: نسبت به اهل عراق بر خورد خاصی داشته باشد، اگر چه هر روزدرخواست عزل والی خود را داشته باشند، انجام دادن آن کار، بهتر است از کشیدن صدها هزار شمشیر بر روی اوست. سوما: در مورد مردم شام، با آنها برخوردی نیکو و زیبا داشته باشد، چرا که مردم شام نقش مهمی در به حکومت رسیدن و تأیید مداوم آنها داشته اند و لذا فرزندش را وصیت می کرد که مردم شام را مورد اعتماد خود قرار دهد و در ما یحتاج زندگی آنها تلاش و کوشش داشته باشد.

ب) - وفات معاویه رضی الله عنه:

طبری می گوید: در مورد وفات معاویه اجماع بر این است که او در ماه رجب در سال 60 هجری، در گذشت.

ابن حجر می گوید: قول صحیح بر این است که معاویه در ماه رجب در سال 60 هجری دار فانی را وداع گفت؛ و ضحاک بن قیس فهری بر او نماز خواند، و یزید در هنگام مرگ پدرش غایب بود.

قول راجح و مشهور در مورد سن وفاتش 78 سالگی می باشد؛ که نوزده سال و سه ماه از آن را در دوران خلافتش در شام سپری کرده بود.

پایان خلافت معاویه رضی الله عنه


ترجمه و تحقیق: أبو أنس

سایت عصر اسلام

www.IslamAge.com

مراجع و مصادر:

1 - الدولة الأمویة _ تألیف دکتر علی محمد صلابی

2- البدایة و النهایة - ابن کثیر

3- سایت الفسطاط - المجلة التاریخیة و سایت دکتر علی محمد صلابی

4- تاريخ الإسلام السياسي والديني والثقافي والاجتماعي - تألیف: دکتر حسن ابراهيم حسن

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان