سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

1 مرداد 1403 15/01/1446 2024 Jul 22

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 573
بازدید کـل سايت: 7080061
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 114   تعداد بازدید: 2680 تاریخ اضافه: 2010-02-25

نامه به هَوذَه بن علی فرمانروای يمامه و حارث بن ابی شَمِر غَسّانی فرمانروای دمشق

نامه به هَوذَه بن علی فرمانروای یمامه:

نبی اکرم -صلى الله علیه وسلم- نامه‌ای نیز به هوذه بن علی، فرمانروای یمامه، نوشتند، به این شرح:

«بسم الله الرحمن الرحیم. من محمد رسول‌الله إلى هوذة بن علی. سلام على من اتبع الهدى، واعلم أن دینی سیظهر إلى منتهی الخف و الحافر؛ فاسلم تسلم، واجعل لک ما تحت یدیک».

«بنام خداوند بخشنده مهربان. از محمد رسول‌خدا به هوذه بن علی، سلام بر آنکس که از هدایت تبعیت کند. این نیز بدان که دین من تا آنجا که پای اسبان و اشتران برسد، گسترش خواهد یافت. تو نیز اسلام بیاور تا سلامت بمانی، و من هر آنچه در اختیار تو است برای تو قرار دهم!»

بردن این نامه را، پیامبر اکرم -صلى الله علیه وسلم- به سَلیط بن عمرو عامری واگذار کردند. وقتی سلیط با این نامهٔ سر به مُهر بر هوذه وارد شد، از او پذیرایی کرد و او را تحیت گفت. سلیط نامه را برای او خواند؛ او نیز پاسخی مساعد داد و مضمون نامهٔ آنحضرت را رد نکرد، و در پاسخ نامهٔ پیامبر اکرم -صلى الله علیه وسلم- نوشت: «دعوت شما چقدر نیکو و زیبا است! قوم عرب همه از من حساب می‌برند، گوشه‌ای از کار را به من واگذارید تا من نیز پیرو شما گردم» به سلیط نیز جایزه‌ای گرانبها داد، و به او جامه‌هایی از بافت هَجَر پیشکش کرد.

سَلیط همهٔ آن جوایز و هدایا را به نزد پیامبر اکرم -صلى الله علیه وسلم- آورد و ماجرا را گزارش کرد. پیامبراکرم -صلى الله علیه وسلم- نامهٔ وی را خواندند و گفتند:

«لو سألنی قطعة من الأرض ما فعلت؛ باد وباد ما فی یدیه».

«حتی اگر قطعه‌ای زمین از من درخواست کرده بود، به او نمی‌دادم! خودش از میان برود، و همه آنچه در اختیار دارد نیز از میان برود!»

زمانی که پیامبراکرم -صلى الله علیه وسلم- از فتح مکه بازمی‌گشتند، جبرئیل -علیه السلام- به آنحضرت خبر دادم که هوذه از دنیا رفت. پیامبر اکرم -صلى الله علیه وسلم- فرمودند:

«أما إن الیمامة سیخرج بها کذاب یتنبى، یقتل بعدی».

«هان در این یمامه کذّابی خروج خواهد کرد که ادعای پیامبری خواهد کرد و پس از وفات من به قتل خواهد رسید».

مردی گفت: ای رسول خدا، چه کسی او را خواهد کُشت؟ فرمودند: «أنت وأصحابک» «تو و یارانت!» و همانطور هم شد [1].

نامه به حارث بن ابی شَمِر غَسّانی فرمانروای دمشق:

پیامبر اکرم -صلى الله علیه وسلم- خطاب به وی چنین نگاشتند:

«بسم الله الرحمن الرحیم. من محمد رسول‌الله إلى الحارث بن أبی شمر. سلام على من اتبع الهدى، وآمن بالله وصدق؛ وإنی أدعوک إلى أن تؤمن بالله وحده لا شریک له، یبقی لک ملکک».

«بنام خداوند بخشنده مهربان. از محمد رسول‌خدا، به حارث بن ابی شمر. سلام بر آنکس که از هدایت تبعیت کند، و به خدای یکتا ایمان آورد، و باور دارد؛ و من تو را فرامی‌خوانم به اینکه به خدای یکتای بی‌شریک و بی‌همتا ایمان بیاوری؛ تا فرمانروایی‌ات برایت بماند.»

نبی‌اکرم -صلى الله علیه وسلم- برای بردن این نامه شجاع بن وهب، یکی از مردان طایفهٔ بنی‌اسد بن خزیمه را برگزیدند. وقتی نامه را به دست وی رسانید، آن را به سویی افکند و گفت: چه کسی می‌خواهد فرمانروایی مرا از من بازستاند؟! من هم اینک بسوی او عزیمت خواهم کرد! و اسلام نیاورد[2]. آنگاه، از قیصر اجازه خواست تا به جنگ رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- برود. قیصر وی را از این تصمیم منصرف گردانید. حارث نیز شجاع‌بن وهب را خلعت بخشید و خرج سفر داد، و به نیکویی او را بازگردانید.


 

منبع: خورشید نبوت؛ ترجمهٔ فارسی «الرحیق المختوم» تالیف: شیخ صفی الرحمن مبارکفوری، ترجمه: محمد علی لسانی فشارکی، نشر احسان 1388

عصر اسلام
IslamAge.com


[1]- زاد المعاد، ج 3، ص 63.

[2]- همان؛ محاضرات تاریخ الامم الاسلامیة، ج 1، ص 146.

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرموده است:

(أريت في المنام أني أنزع بدلو بكرة على قليب، فجاء أبو بكر فنزع ذنوباً أو ذنوبين نزعاً ضعيفاً والله يغفر له ثم جاء عمربن الخطاب فاستحالت غرباً فلم أر عبقريا يفري فريه حتى روى الناس وضربوا بعطن)
«در خواب دیدم که از چاهی آب می‌کشم؛ آن‌گاه ابوبکر آمد و یک دلو آب از چاه کشید و او، در کشیدن آب ضعیف بود و خداوند، او را می‌بخشد. سپس عمر آمد و دلو را به دست گرفت؛ هیچ پهلوانی سراغ ندارم که همانند او کاری را بدین قوت انجام دهد. عمر چنان آب کشید که همه‌ی مردم و شترانشان سیراب شدند و به استراحت پرداختند»
 مسلم ش 2393 .

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان