سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

15 فروردين 1404 05/10/1446 2025 Apr 04

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 575
بازدید کـل سايت: 7549150
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 85   تعداد بازدید: 3243 تاریخ اضافه: 2010-03-24

جمع‌آوري قرآن كريم در زمان ابوبکر صدیق

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تعداي از حافظان قرآن كريم در جنگ يمامه به شهادت رسيدند. همين امر ابوبكر صديق رضی الله عنه را بر آن داشت تا در مورد جمع‌آوري قرآن با عمر فاروق رضی الله عنه مشورت نمايد. قرآن كريم به شكل پراكنده بر روي پوستين‌هاي چرمي، استخوان‌ها (كتف‌ها)ي شتر و شاخه‌هاي پهن خرما نوشته شده و در سينه‌ي افراد، پراكنده بود.( حروب الردة و بناء الدولة الإسلامية، نوشته‌ي احمد سعيد، ص145)

 ابوبكر صديق رضی الله عنه مسؤوليت جمع‌آوري قرآن را كه هيچ پيشينه‌اي نداشت و كار جديدي بود، به صحابي بزرگوار رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم زيد بن ثابت انصاري رضی الله عنه واگذار كرد. زيد رضی الله عنه مي‌گويد: ابوبكر صديق رضی الله عنه مرا (در زمره‌ي مجاهدان) براي جنگ با اهل يمامه (مسيلمه‌ي كذاب و پيروانش) فرستاد. ابوبكر صديق رضی الله عنه مي‌فرمايد: عمر رضی الله عنه پيشم آمد و گفت: «تعداد زيادي از حافظان قرآن در جنگ يمامه كشته شدند و من از اين مي‌ترسم كه در جنگ با ساير كفار نيز حافظان بيش‌تري كشته شوند و بدين‌سان بخش زيادي از قرآن نابود شود. لذا پيشنهاد مي‌كنم دستور بدهي كه قرآن را گردآوري كنند.» به عمر گفتم: چگونه كاري بكنم كه رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم نكرده‌اند؟!

(شايد رسول‌خداص از آن جهت قرآن را در مصحفي گرد نياوردند كه بيم آن مي‌رفت كه بعد‌ها چيزي از احكام يا حتي الفاظ قرآن منسوخ شود و آيه يا بخش منسوخ‌شده، هم‌چنان در مصحف بماند. با وفات رسول‌خدا (ص) كه وحي منقطع شد، خداي متعال در دل صحابه انداخت تا براي حفظ و ماندگاري قرآن، آن را جمع كنند. (سيرة و حياة الصديق، ص120))

 عمر رضی الله عنه گفت: «به خدا قسم كه اگر قرآن جمع شود، خيلي بهتر است.» ابوبكر صديق رضی الله عنه مي‌افزايد: عمر به‌قدري پيشم آمد و بر پيشنهادش تأكيد كرد كه خداي متعال، سينه‌ام را همانند سينه‌ي عمر رضی الله عنه (براي گردآوري قرآن) گشود و به همان نتيجه رسيدم كه عمر رضی الله عنه پيشنهاد كرده بود. زيد رضی الله عنه مي‌گويد: ابوبكر صديق رضی الله عنه به من فرمود: «تو، جوان و خردمند هستي و در راستي تو ترديدي نداريم؛ تو در زمان رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم كاتب وحي بودي؛ پس براي جمع‌آوري قرآن اقدام كن و آن را گردآور.» زيد مي‌گويد: «به خدا سوگند اگر به من دستور مي‌دادند كه كوهي را جابه‌جا كنم، برايم آسان‌تر از اين بود كه مرا مأمور جمع‌آوري قرآن كنند. من، در پي جمع‌آوري قرآن برآمدم و آياتي را كه در سينه‌ها، شاخه‌هاي خرما، صفحه‌هاي سنگي، پوستين‌هاي چرمي و كتف‌ شتر و گوسفند پراكنده بود، گرد آوردم. آخر سوره‌ي توبه (از لَقَدْ جَاءَ‌كُمْ تا انتهاي سوره) را تنها نزد ابوخزيمه‌ي انصاري رضی الله عنه يافتم. مصحف‌هاي جمع‌آوري شده تا پايان حيات ابوبكر صديق رضی الله عنه نزد ايشان بود و پس از وفاتشان به عمر فاروق رضی الله عنه و پس از عمر رضی الله عنه به دخترش حفصه رضي الله عنها سپرده شد.( بخاري، شماره‌ي4986)

 بغوي، در توضيح اين روايت مي‌گويد: از اين روايت، معلوم مي‌شود كه صحابهy قرآني را كه خداي متعال بر پيامبرش نازل كرده‌است، از جاهاي مختلف گرد‌آورده و بر آن چيزي نيفزوده و يا از آن چيزي كم نكرده‌اند. بنابراين، قرآن در شاخه‌هاي خرما، صفحه‌هاي سنگي و سينه‌هاي حافظان پراكنده بوده و صحابهy از اين نگران بوده‌اند كه با از بين رفتن هر يك از اين‌ها، بخشي از قرآن از دست مي‌رود و همين نگراني، آنان را بر آن داشت تا با اتفاق نظر همديگر قرآن را يك‌جا گرد‌آورند و آن را همان‌گونه كه از رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم شنيده بودند و بي‌آن‌كه چيزي از آن را پس و پيش كنند،‌ بنويسند. صحابهy در نوشتن قرآن، همان ترتيبي را رعايت كردند كه از رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم فراگرفته بودند؛ جبرئيلu هنگام نزول هر آيه، ترتيب و جايش را به رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم نشان مي‌داد و مي‌گفت كه اين آيه، پس از فلان آيه در فلان سوره قرار مي‌گيرد. آن حضرت صلی الله علیه وسلم نيز قرآن را به صحابه به همان ترتيبي آموزش مي‌دادند كه جبرئيل به ايشان گفته بود و اينك قرآني كه در دست ما است، به همان ترتيب مي‌باشد.( شرح السنة (4/522) از بغوي)

 آري، اين يكي از امتيازات و فضايل ابوبكر صديق رضی الله عنه است كه او، نخستين كسي است كه به جمع‌آوري قرآن همت گماشت. صعصعه بن صوحان رحمه الله مي‌گويد: نخستين كسي كه به جمع‌آوري قرآن اقدام كرد و كلاله(كلاله، از ديدگاه ابوبكر صديق رضی الله عنه به كسي مي‌گويند كه مرده است و پدر و يا فرزندي ندارد. در آيه‌ي176 سوره‌ي نساء، حكم ميراث كلاله، بيان شده و كلاله را ميت ارث‌گذاري معرفي كرده كه بدون فرزند بوده و تنها خواهر و يا برادري پس از او مانده باشد. ابوبكر صديق علاوه بر نداشتن فرزند، نداشتن پدر را نيز در تعريف كلاله داخل كرد و فرمود: «در مورد كلاله نظري دادم كه اگر درست باشد، از جانب خدا است و اگر درست نباشد، از جانب من و شيطان مي‌باشد. نگاه كنيد به: موسوعة فقه أبي‌بكر، ص36) را ارث‌گذار قرار داد، ابوبكر صديق رضی الله عنه بود.( اين روايت را ابن‌ابي‌شيبه (7/196) با اسناد صحيح نقل كرده است.)

 علي بن ابي‌طالب رضی الله عنه نيز فرموده است: خداوند متعال، ابوبكر صديق رضی الله عنه را مورد رحمتش قرار دهد كه او، نخستين كسي است قرآن را جمع‌آوري كرد.

ابوبكر صديق رضی الله عنه زيد بن ثابت رضی الله عنه را از آن جهت مأمور انجام چنين كار بزرگي كرد كه زيد رضی الله عنه داراي ويژگي‌ها و توانمندي‌هاي خاصي بود:

1ـ زيد رضی الله عنه جواني بيست‌ويك‌ساله بود كه براي انجام مأموريتش، نشاط و توان بيش‌تري داشت.

2ـ زيد رضی الله عنه از فراست و هوش بالايي برخوردار بود كه او را شايسته‌ي انجام كار بزرگي چون جمع‌آوري قرآن، قرار داد.

3ـ زيد، جواني مؤمن و قابل اعتماد بود و هيچ شكي در درستي و راستي وي وجود نداشت كه سبب سلب اطمينان از او گردد.

4ـ زيد رضی الله عنه در كتابت وحي پيشينه داشت و همين سابقه‌، كارورزي و تجربه‌اي عملي براي زيد رضی الله عنه در نوشتن قرآن بود و سبب مي‌شد تا نوشتن قرآن، برايش كار تازه‌اي نباشد.

اين ويژگي‌هاي باارزش زيد رضی الله عنه ابوبكر صديق رضی الله عنه را بر آن داشت تا مسؤوليت جمع‌آوري قرآن را به زيد رضی الله عنه بسپارد و او را در انجام چنين كار بزرگي، شايسته و خبره بداند.

5 ـ علاوه بر اين زيد رضی الله عنه يكي از چهار نفري بود كه در زمان رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم قرآن را جمع‌آوري كردند. قتاده مي‌گويد: از انس بن مالك رضی الله عنه پرسيدم: چه كسي در زمان رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم قرآن را جمع‌آوري كرد؟ انس رضی الله عنه فرمود: «چهار نفر كه همه‌ي آن‌ها از انصار بودند: ابي بن كعب، معاذ بن جبل، زيد بن ثابت و ابوزيدy »

شيوه‌اي كه زيد رضی الله عنه براي جمع‌آوري قرآن در پيش گرفت، اين بود كه تنها آن دسته از دست‌نوشته‌هاي قرآني را مي‌پذيرفت كه در حضور رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم نوشته شده بود و آن‌چه را كه صحابه از آيات قرآن حفظ داشتند، مي‌پذيرفت و البته از ترس اين‌كه مبادا در حفظ، اشتباهي وجود داشته باشد، تنها به محفوظات بسنده نمي‌كرد و آن‌ها را با دست‌نوشته‌‌ها، مورد ارزيابي و بررسي قرار مي‌داد. او تنها دست‌نوشته‌اي را مي‌پذيرفت كه آورنده‌ي آن دست‌نوشته، با خود دو شاهد داشت كه گواهي دهند آيات دست‌نوشته در حضور رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم به كتابت در آمده است. بنابراين زيد رضی الله عنه در جمع‌آوري قرآن به‌قدري باريك‌بين و حساس بود كه هشيارانه و با دقت كامل مسؤوليتش را انجام داد. زيد رضی الله عنه در زمان عثمان بن عفان رضی الله عنه نيز طليعه‌دار جمع‌آوري قرآن شد.( التفوق و النجابة علي نهج الصحابة)

 

و صلی الله و سلم علی محمد و علی آله و اصحابه الی یوم الدین

منبع: کتاب ابوبکر صدیق، محمد علی صلابی


 

سایت عصر اسلام

IslamAge.Com 

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان