سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

26 آذر 1396 28/03/1439 2017 Dec 17

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1123
تـعداد كل مقالات : 1909
تـعداد اعضاء سايت: 557
بازدید کـل سايت: 3385662
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 8   تعداد بازدید: 7746 تاریخ اضافه: 2010-03-19

نگاهی به قضیهٔ سوزاندن کتابخانه‌های اسکندریه و ایران

استاد سید عبدالرحیم خطیب (رحمه الله)

مورخین قرن اول اسلام تا شش قرن بعد یعنی ششصد سال بعد از تاریخ فتح اسکندریه چه مورخ مسلمان و چه بیگانه با آنکه درباره فتح این شهر به تفصیل شرح داده اند نه ذکری از وجود کتابخانه در آن زمان کرده اند و نه از آتش زدنش به دست عمروبن العاص فاتح اسکندریه حرفی زده اند.

اولین کسی که تهمت زده گفته است عمروبن عاص پس از فتح اسکندریه کتابخانه بزرگش را به فرمان حضرت عمربن الخطاب آتش زد «عبداللطیف بغدادی» است که این مطلب را در کتابش به نام «الإفاده و الاعتبار» ذکر کرده است و هیچ احدی از تاریخ نویسان قبل از او در چندین قرن گذشته چیزی از این باب نگفته و ننوشته است ، حتی مورخین غیر مسلمان هم اشاره ای به این مطلب نکرده اند و حال آنکه هرگاه چنین حادثه ای بود با آب و تاب می نوشتند

شکی نیست که خود عبداللطیف بغدادی در تاریخ فتح اسکندریه که در سال ۲۱ هجری (۶۴۲) میلادی بوده به دنیا نیامده تا گفته شود آنچه خودش شخصا در هنگام فتح اسکندریه به چشم دیده در کتابش به قلم آورده است زیرا او در سال ۱۲۳۱ میلادی یعنی ۵۸۹ سال بعد از فتح اسکندریه از مادرش متولد گردیده است.

پس باید این مطلب را در تاریخ تدوین شده سابقین بیابد تا بنویسد و حال آنکه کسی قبل از او [چنین چیزی] نگفته و در هیچ تاریخی قبلا ذکر نشده است و بغدادی هم در کتابش استناد به هیچ کتاب تاریخی نکرده است بنابراین مسلما چیزی از پیش خود گفته و گفته اش ارزش تاریخی ندارد و قابل اعتبار و اعتنا نمی باشد.

بدین جهت است که پاره ای از دانشمندان غرب مانند گیبون و پوتلر و سدیو و گوستاو لوبون و امثال آنها این مطلب را با ذکر دلیل رد کرده اند و عمروبن العاص و عمربن الخطاب را از این تهمت مبرا می دانند.

هرگاه توجه کنیم که عبداللطیف بغدادی می گوید، کتابهای کتابخانه مزبور شش ماه متوالی زیر خزانه حمامهای اسکندریه که چهار هزار (!) حمام داشته به جای هیزم برای گرم کردن آب خزانه بسوزانند،‌ آن وقت است که خوب پی می بریم داستان سوزاندنکتابخانه اسکندریه چقدر بی اساس و جز خرافه نیست. مگر شهر اسکندریه چقدر بزرگ و چقدر سکنه داشته که نیاز به چهار هزار حمام داشته باشد؟ یا مگر کتابهای کتابخانه تا چه حد زیاد بوده که دوام داشته شش ماه متوالی شب و روز آتش چهار هزار حمام افروخته، آب خزانه های چهار هزار حمام گرم کند؟ سبحان الله!

بنابراین یا در هنگام حمله مسلمین به اسکندریه کتابخانه ای که کتاب داشته باشد اصلا وجود نداشته و یا اگر موجود بوده رومی ها که وضع خود را در خطر دیده اند قبل از اینکه شهر به دست مسلمین افتد کتابهای آن را از راه دریا به پایتخت روم انتقال داده اند.

همچنین آتش زدن کتابخانه ایران به دست فاتحین اسلام چنانکه برخی محققین گفته اند افسانه ایست موهوم. چه در هیچیک از منابع معتبر قرون اول اسلام ذکری از این امر دیده نمی شود. مورخین معروف غرب که با بی طرفی و دور از تعصب به این موضوع توجه و به دقت بررسی کرده اند تصریح کرده اند که این مطلب جز دروغ و بهتان نیست. دکتر «ماکس میرهوف» اسلام شناس و مستشرق معروف در کتاب خود به نام «میراث اسلام» می گوید: «مراکزی برای تحصیل علم در قسمتهای مختلف ایران بود که پس از تسلط مسلمین بر ایران دست نخورده باقی ماند و حتی جندی شاپور، یکی از مراکز علمی امپراطوری اسلام گردید» (ص ۱۰۳ میراث اسلام).

بنابر این تهمتی که برخی از بی اطلاعان در باب آتش زدن کتابخانه ایران به مسلمین می زنند هیچگونه مدرک تاریخی ندارد و جز بهتان نیست.

در تاریخ می خوانیم که رومی ها در سال ۷۰ میلادی بر شهر بیت المقدس که در آن زمان شهر مذهبی یهودیان بود تسلط یافتند و کتب دینی آنان را برای توهین لگدمال کردند و پس از آن آنچه بود تماما در مسجد الاقصی عبادتگاه بزرگشان آتش زده سوزاندند و خود مسجد (معبد) را نیز به آتش کشیدند.

همچنین مسیحیان در کشمکشهای دینی که بر ضد یهودیان در اندلس (اسپانیا) به راه انداختند تمام کتابهای دینی آنها را طعمه حریق ساخته از بین بردند.

چنانکه در این کتاب (شیخین ابوبکر و عمر) نوشتیم مسلمین بر ایران و سوریه و فلسطین و اردن و مصر تسلط یافتند ولی در هیچ تاریخی حتی تواریخ همین مردمی که مملکتشان را از دست دادند دیده نمی شود که مسلمین به کتب دینی آنها توهین کرده یا ازبین بردند یا بناهای دینی آنها را خراب یا آتش زده اند و حال آنکه مسلمین حامل لوای دین اسلام بودند و یکی از اسباب جهادشان تبلیغ دین اسلام و دعوت مردم به سوی این دین بود و ظاهرا می بایست کتب دینی دیگران را از بین ببرند و معابدشان را خراب کنند، ولی نه تنها دست به چنین کاری نزدند بلکه برعکس به معابدشان تا آنجا احترام می گذاردند که حضرت عمر پس از فتح همین شهر بیت المقدس که رومیان چنین و چنانش کردند در کلیسای بزرگ قیامت نماز نخواند به این نظر که مبادا مسلمین در آینده بدین علت که خلیفه در آن نماز خوانده آنرا از دست مسیحیان گرفته تبدیل به مسجد نمایند.

در جنگ خیبر که در عهد حیات رسول الله و به رهبری آن حضرت واقع شد چند جلد تورات غنیمت به دست مسلمانان افتاد و یهودیان پس از پایان جنگ از حضرت رسول تقاضا کردند تا مجلدات تورات را به آنها بازگرداند و آن حضرت امر فرمود [کتب آنها] به آنها مسترد شود.

مردمی که با کتب و ابنیه دینی دیگران چنین رفتار نیک می کردند آیا امکان دارد که سایر کتابهای آنها از قبیل فلسفه و فلک و غیره که اصلا مخالف دین اسلام نمی باشد آتش بزنند؟ هرگز!

مسلما دشمنان این دین خواسته اند با جعل و وضع چنین داستانی وجهه مسلمین را بد جلوه بدهند ولی این تاریخ صحیح است که مشت محکم بر دهانشان می زند.

برگرفته از: بیداری اسلامی

عصر اسلام

IslamAge.com

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

عمرو بن عاص رضی الله عنه  می‌گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و سلم  پرسیدم: چه کسی را بیشتر از همه دوست داری؟ فرمود: «عایشه را». گفتم: از میان مردان، چه کسی را؟ فرمود: «پدر عائشه را». گفتم: سپس چه کسی را؟ فرمود: «عمربن خطاب را» و آن‌گاه مردان دیگری را نیز نام برد.
الاحسان فی صحیح ابن حبان (15/309)

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان