سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

1 اسفند 1396 04/06/1439 2018 Feb 20

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1130
تـعداد كل مقالات : 1916
تـعداد اعضاء سايت: 558
بازدید کـل سايت: 3480514
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 7   تعداد بازدید: 3838 تاریخ اضافه: 2010-03-19

نگاهی به تاریخ قدس

«سبحان الذی أسری بعبده لیلا من المسجد الحرام إلی المسجد الأقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هوالسمیع العلیم» [الأسراء:1]

شهر قدس یکی از پرماجراترین شهرهای کره زمین است. آغاز شهرت این شهر از هنگامی است که حضرت موسی علیه‌السلام قصد نمود تا به قدس حمله کرده، و آن را از دست طائفه عمالقه - دولت جباری که در قدس حکومت می کرد - آزاد کند و آن را مرکز توحید خداوندی و دین موسوی بگرداند.

اما بنی‌اسرائیلی‌های ضعیف الایمان - به استثنای افراد معدودی - دستور خدا و رسولش را نافرمانی کرده و به دلیل محبت دنیا و خوف از مرگ، از اجرای این حکم، سرپیچی کردند. در نتیجه، قدس فتح نشد و قوم بنی‌اسرائیل به خاطر این نافرمانی، مدت 40 سال در میدان " تیه " سرگردان شدند و حضرت موسی علیه‌السلام درهمین ایام رحلت فرمودند. بعد از ایشان، حضرت یوشع بن نون به عنوان نخستین جانشین حضرت موسی، شهر قدس را فتح کرد.

مدت 200 الی  300سال شهر قدس مرکز توحید ابراهیمی بود و احکام تورات در آن اجرا می‌شد.  اما بعد از اینکه بنی‌اسرائیل به فساد و عیاشی پرداخته و دست به تحریف احکام تورات زدند، خداوند متعال پادشاه ظالم «بابل» را بر آنها  مسلط نمود.

پادشاه بابل درمدت کمتر از 20 سال، دوبار به شهر قدس حمله کرد. بار اول کشتار چندانی نشد، اما وقتی یهودیان شورش کرده و فرماندار شهر را به قتل رساندند، پادشاه بابل برای دومین بار، به این شهر حمله کرد و حدود پانصد هزار نفر از یهودیان را از دم تیغ گذراند و بقیه را اسیر کرده به بابل برد. مدت 120 سال یهودیان در اسارت بودند تا اینکه پادشاه فارس آمد و آنها  را به اورشلیم برگردانید، و مجدداً هیکل سلیمان را برای آنان بناکرد. بعد از آن یهودیان یا خراج‌گذار فراعنه مصر بودند و یا تحت فرمان حکام روم.

درزمان بعثت حضرت عیسی (علیه السلام)، یهودیان با رومیها متحد شده و پرچم مخالفت با حضرت عیسی را برافراشتند، بطوری که بعد از بالا رفتن حضرت عیسی به آسمانها، یهودیان در تعقیب پیروان مسیح بودند و مدت 250 سال، غیر از خیانت و تبهکاری و مخالفت با موحدان، کار دیگری نداشتند.

از سال  250میلادی که پادشاه روم، مسیحیت را پذیرفت، یهودیان تسلیم شده و شهر قدس را تخلیه کردند و تا سال 320 میلادی ورود یهودیان به شهر قدس ممنوع و شهر در اختیار میسحیان بود. در این مدت گروهی از یهودیان در کشورهای عربی مانند مدینه، خیبر،عراق و یمن، و گروهی دیگر در اروپا و استرالیا سکونت داشتند.

پس از بعثت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم، اولین فتح معنوی شهر قدس، درسال10هـجری در واقعه معراج آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم صورت گرفت. چنانکه آیه اول سوره اسراء به همین موضوع اشاره دارد.

در زمان رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم و خلافت ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه، دایره فتوحات اسلامی به شهر قدس نرسید زیرا دوران خلافت حضرت ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه در واقع، اجرای برنامه‌ها و پروژه‌هایی بود که رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم آنها را ارائه فرموده بودند اما قبل از اجرای آنها به ملاقات پروردگار خویش شتافتند. لذا با پایان یافتن برنامه‌های پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم ابوبکر صدیق رحلت فرمودند.

آغاز خلافت حضرت عمر فاروق که به عنوان دوران طلایی اسلام یاد می‌شود، برنامهٔ فتوحات خارج از عربستان مورد توجه قرار گرفت. و در سال 15یا 16هـ - سومین یا چهارمین سال خلافت فاروق اعظم - حضرت عمر به چهار نفر از صحابه به نامهای عمرو بن عاص، ابو عبیدة بن جراح، معاذ بن جبل و یزید بن ابوسفیان رضی‌الله‌عنهم دستور حرکت به سوی شهر قدس را صادر نمود. این چهار نفر به همراه لشکری از مسلمانان مدت چندین ماه، شهر قدس را در محاصره گرفتند. اما از آنجایی که حضرت عمر رضی‌الله‌عنه دستور داده بود که شهر قدس باید بدون جنگ و خونریزی فتح شود، لشکریان مسلمان اجازه حمله به آن شهر را نداشتند.

حضرت عمروبن عاص رضی‌الله‌عنه با سیاست و فراستی که داشت، متوجه شد که اگر مسیحیان، خلیفه را ببینند حتماً تسلیم خواهند شد. لذا نامه‌ای به خلیفه نوشت و درآن نامه از حضرت عمر رضی‌الله‌عنه خواسته شد تا خودشان به شهر قدس تشریف بیاورند. حضرت عمر رضی‌الله‌عنه  بعد از مشورت با صحابه به سوی شهر قدس حرکت کرد و حضرت علی رضی‌الله‌عنه را به عنوان جانشین خود در مدینه انتخاب نمود.

وقتی حضرت عمر رضی‌الله‌عنه با همراهان خود به کنار دیوار بیت المقدس رسید سران و رؤسای روم، از دیوارهای شهر بالا رفته وبا دیدن لباس ساده و وضعیت عادی حضرت عمر رضی‌الله‌عنه، شیفته آن همه سادگی و هیبت شدند، لذا بدون مقدمه درهای شهر را گشودند.

بیرون از شهر بین مسلمانان و سران دینی و رجال سیاسی مسیحیان، صلحنامه‌ای نوشته شد که این صلحنامه از سندهای تاریخی امت اسلام به شمار می‌آید. قسمتی از متن صلحنامه به این شرح بود:

1- مسیحیان، شهر قدس را به میل و رغبت خود به مسلمانان واگذار کردند.

2- مسلمانان تعهد می‌کنند که هر مسیحی که قصد اقامت داشته باشد، در امان خواهد بود، و سالیانه باید مبلغی را به عنوان جزیه بپردازند.

3- مسیحیانی که نخواهند در قدس بمانند، با کلیه وسائل خود می توانند به هرجا که خواستند بروند.

4- بنابر تقاضای مسیحیان، مسلمانان تعهد کردند که یهودیان نباید به مدینه برگردند.

مسلمانان این شرایط را پذیرفته و صلحنامه در سال 15 هـ. با توافق طرفین امضا شد.

مدت 350 سال شهر قدس در تصرف مسلمانان بود و به عنوان یکی از پرجمعیت‌ترین و در عین حال با فرهنگ‌ترین شهرهای دنیا محسوب می‌شد.

در قرن چهارم هجری، اتحاد مثلث صلیبی علیه مسلمانان اعلام جنگ نمود و به دستور پاپ، مسیحیان به شهر قدس حمله کرده و آن را از تصرف مسلمانان درآوردند. در جریان حمله مسیحیان به شهر قدس حدود 000/70 (هفتاد هزار) مسلمان قتل‌عام شدند، کلیهٔ شعائر دینی تعطیل شد و مسجد الاقصی به شکل یک زباله‌دان درآمد که هیچ نوع مراسمی در آن برگزار نمی‌شد.

بعد از آن به مدت صد سال، شهر قدس در تصرف مسیحیان بود، تا اینکه در قرن پنجم هـجری سلطان صلاح الدین یوسف بن ایوب که از کردهای موصل و کرکوک بود، لشکری از مسلمانان تشکیل داده، دمشق و قاهره را فتح کرد، سپس از میان مسلمانان دمشق و قاهره لشکری قوی متشکل از فارس و کرد و عرب و ترک و ... ترتیب داد.

 لشکر مسلمانان بدون توجه به نژاد و قومیت، به رهبری صلاح الدین یوسف بن ایوب به طرف قدس حرکت کرده و آن را محاصره کردند. این محاصره چهار سال طول کشید. صلاح الدین نیز اصرار داشت که شهر قدس بدون خونریزی فتح شود. بعد از چهار سال محاصره، بالاخره میسحیان تسلیم شدند و قدس با صلح و صفا و بدون خونریزی به تصرف مسلمانان درآمد.

از آن به بعد تا سال 1948 میلادی تمامی فلسطین در تصرف مسلمانان بود. بعد از جنگ جهانی اول که عالم اسلام توسط ابرقدرتهای شیطان‌صفت دنیای امروز تسخیر شد، انگلیس تعهد کرد که برای یهودیان در فلسطین یک دولت و وطن ملی ایجاد خواهد کرد. برای این منظور از سال 1919 زمینه سازی شد تا اینکه درسال 1948 دولت صهیونیستی یهودی، اظهار وجود کرده قدس را به دو قسمت قدس قدیم و قدس جدید تقسیم کردند. قدس قدیم که بیت المقدس درآن بود، به مسلمانان، و قدس جدید که شامل مراکز دولتی و اداری و ساختمانهای مجلل بود به یهودیان واگذار شد.

تا سال 1967 مسلمانان در قدس قدیم اسکان داشته و بیت المقدس را همه روزه زیارت می‌کردند. اما در سال 1967 که جنگ بین اسرائیل و اعراب در گرفت، اعراب شکست خوردند و شهر قدس به طور کامل در تصرف یهودیان درآمد، و تا امروز این شهر تحت سلطه آنان است و هر نوع ظلم و قتل و غارتی در حق مسلمانان صورت می‌گیرد.

دلیل شکست اعراب در مقابل اسرائیل

راستی! چرا مسلمانان عرب در مقابل یهودیان شکست خوردند؟ سؤالی است که ذهن هرمسلمان را به خود مشغول کرده و دنبال جوابش است!!

بعد از اندکی تحقیق و بررسی در مورد اوضاع این جنگ، به این نتیجه می‌رسیم که مسلمانان عرب، فقط بنابر قومیت و حس ناسیونالیستی منهای مذهب، در مقابل یهودیانی که تورات و تلمود - آنهم تحریف شده - را در دست داشتند به میدان آمدند و طبیعی است که اعتقاد به تورات تحریف شده نیز وقتی مخلصانه باشد، بر حس قومیتی که در آن مذهب مورد توجه قرار نگیرد، پیروز می‌شود. اخلاص مایه پیروزی است ولو اینکه مذهب تحریف شده‌ای باشد.

راه حل آزادی قدس

سخن آخر اینکه! هر وقت ما به قرآن برگشتیم و قرآن را در تهجدها تلاوت کردیم می‌توانیم قدس را فتح کنیم، واین نکته را نباید فراموش کنیم که فقط سرهنگان و سرلشکران و سربازان تهجدخوان، پاکدامن و معتقد به بهشت و دوزخ، فلسطین و قدس را فتح خواهند کرد.

به امید روزی که آمریکا هم به سرنوشت شوروی دچار شده و یک‌باردیگر مسلمانان در بیت المقدس و مسجد الاقصی نماز جماعت برگزار نمایند. تنها امید ما این آیه کریمه است که چندین بار در قرآن تکرار شده است:

«یریدون لیطفئوا نورالله بأفواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون».

(می‌ خواهند نور خدا را با دهان‌هایشان خاموش کنند، و خداوند نور خود را کامل می‌ کند اگرچه که کافران ناپسند بدانند). [الصف: 8]

نگارنده: عبدالرحيم مرجانی

منبع: سنی آن لاین

سایت عصر اسلام

IslamAge.Com

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان