سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

4 خرداد 1398 20/09/1440 2019 May 25

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 567
بازدید کـل سايت: 4295675
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 58   تعداد بازدید: 2204 تاریخ اضافه: 2017-02-06

إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا

إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا


بدایت انسان خبر از نهایت آن دارد. بلکه در واقع نهایت انسان از بدایتش پیشی گرفته است. و این حقیقتی است که انسان باید به آن اعتراف کند و قبولش داشته باشد؛ زیرا حقیقیتی است ثابت شده با نص و واقع، تا جایی که در نصوص قرآنی و سنت نبوی به صورت واضح و آشکار آمده است.

 

الله سبحانه و تعالی در  سوره ی ملک چنین می فرماید: ("همان" کسی که مرگ و زندگی را آفريد تا شما را بيازمايد که کدام يک از شما نيکو کار تراست؛ و او پيروزمند بخشنده است)[1].

 

چنانکه می بینیم در این آیه الله عزوجل برای اینکه یاد آور شود بندگان در روز فصل (قیامت) به سمت او باز خواهند گشت مرگ را بر حیات مقدم کرده است. پروردگاری که برای آن روز وقت و زمانی را تعیین کرده که هیچ کس به جز خودش از آن آگاهی ندارد بلکه آن را جزو امور غیبی که در خواتیم سوره لقمان ذکر کرده؛ قرار داده است: (بی گمان علم (زمان) قيامت نزد الله است، و (او) باران را نازل می کند، و آنچه را که در رحمهاست می داند، و هيچ کس نمی داند فردا چه چيز به دست می آورد، و هيچ کس نمی داند که در کدام سرزمين می ميرد، يقيناً الله دانای آگاه است)[2].

 

و در آیه ی دیگر می فرماید: (گويند پروردگارا دو بار جانمان را گرفتی و دو بار زنده کرده ای)[3]. در این آیه نیز مردن را بر حیات مقدم کرده است.

 

و در حدیث رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین می فرمایند: (نطفه هر یک از شما مدت چهل روز در رحم مادر، جمع می ‌شود. سپس تا چهل روز دیگر، به شكل خون بسته در می‌ آید. و بعد از چهل روز دیگر، به پاره گوشتی، تبدیل می شود. آنگاه الله تعالى، فرشته ای را می ‌فرستد و او را به نوشتن چهار چیز، مأمور می ‌كند. و می‌ گوید: عمل، رزق، أجل و شقاوت یا سعادتش را بنویس. آنگاه در او، روح دمیده می ‌شود)[4].

 

و در روایت دیگر نزد امام مسلم چنین آمده: (همانا الله عزوجل فرشته ‌ای را مأمور رَحِم کرده است و فرشته می ‌گوید: پروردگارا! این نطفه است، پروردگارا این علقه است، پروردگارا این مضغه است. پس وقتی که پروردگار اراده کرد، آفرینش را به تمام برساند، رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: فرشته می ‌گوید: پروردگارا! این انسان ذکر باشد یا مؤنث؟ بدبخت باشد یا خوش ‌بخت؟ روزی و اجلش چگونه باشد؟ پس در شکم مادرش آنگونه [برایش] نوشته می‌ شود)[5].

 

بنا بر این انسان مسکینی که گمان می کند بین آغاز و مسیرش و پایانش چیز با ارزشی است. در حالی که نمی داند در ابتدا چیزی جز علقه و مضغه ای بیش نبوده که مسیرش یا خوش بختی است و یا بدبختی چنان که در حدیث قبل ذکر شده است.

 

و بعد از به پایان رسیدن مدت زمان تعیین شده؛ یوم الفصل – روز داوری -  فرا می رسد؛ تا الله عزوجل در بین بندگانش بعد از یک امتحان طولانی از زمان آدم علیه السلام تا آخرین انسانی که بر روی این زمین خواهد مرد؛ داوری کند؛ که این یک فتره ی زمانی بسیار طولانی است که ریشه در زمان و تاریخ دارد اما در برابر فقط یک روز قیامت بسیار ناچیز است؛ روز داوری که الله تعالی درباره ی آن چنین فرموده: (روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است)[6].

 

و بدون شک این روز همان روز داروی و قضاوت و حکم بین انسانهاست؛ و آن همان میعادی است که همگی برای حضور در آن گردم هم خواهند آمد؛ چنان که الله متعالی می فرماید: (و محققا روز فصل وعده ‌گاه تمام ايشان است)[7].

 

روزی که در بین خون های ریخته شده قضاوت می شود؛ چنان که رسول الله صلی الله علیه و سلم در حدیث فرموده اند: (اولین  چیزی که در روز قیامت بین مردم فيصله می گردد خون هاست "قتلها")[8].

 

و روزی که در بین آبرو و حیثیت هایی که برای هدف های مختلف گرفته شده بود؛ داوری می شود. از ابی هریره رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (آیا می دانید مفلس چه کسی است؟ صحابه رضی الله عنهم عرض کردند: مفلس از دیدگاه ما کسی است که درهم (پول) و کالایی ندارد. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: مفلس از امت من کسی است که روز قیامت نماز، روزه و زکات با خود می آورد در حالی که به این یکی دشنام داده، به آن یکی تهمت زده، مال دیگری را خورده و خون آن دیگری را ریخته و یکی را کتک زده است؛ پس نیکی هایش را به این یکی و آن یکی می دهند. و اگر نیکی هایش قبل از بدهکاریهایش به پایان برسد؛ گناهان آن افراد را بر می دارند و بر دوش وی می گذارند و او را در آتش جهنم می اندازند)[9].

 

و در این روز هر امتی را به صورت زانو در آمده می بینید؛ و از صحنه های وحشتناک آن روز این است که همه را در اطرافت برهنه و عریان می بینی؛ در حالی که نمی توانی علت را از آنان بپرسی.

 

و همچنین خواهی دید که زنان باردار بار خود را می گذارند و همه ی مردم در اطرافت در حال مست اند؛ و در این میان تو صدای زلزله ی وحشتناکی را خواهی شنید؛ چنان که در قرآن آمده است: (ای مردم! از پروردگارتان بترسيد، بدون شک زلزله ی قيامت حادثه ی عظيمی است* روزی که آن را می بينيد، هر مادر شير دهی، (کودک) شير خوارش از ياد خود می برد، و هر (زن) بارداری، بار خود را بر زمين می گذارد، و مردم را مست می بينی، در حالی که مست نيستند، و ليکن عذاب الله شديد است)[10].

 

و انسانها در روز فصل و داوری سه گروه هستند؛ چنانکه درسوره ی واقعه آمده است:

گروه اول: ) پس (گروه نخست سعاد تمندان) دست راست، (سعاد تمندان) دست راست چه حال دارند؟)[11].

گروه دوم: (و (گروه ديگر شقاوتمندان) دست چپ، (شقاوتمندان) دست چپ چه حال دارند؟)[12].

گروه سوم: (و (سومين گروه) پيشگامان پيشرو)[13].

اما اصحاب میمنه؛ همان گروه دست راست هستند؛ چنانکه در این آیه الله عزوجل بیان کرده است: (اما اصحاب سعادت، اصحاب سعادت چه حال دارند؟ * در زير درخت سدر بی خار)[14]. 

و اما اصحاب مشأمه همان گروه دست چپ هستند؛ چنان که در آیه دیگر می فرماید: (اما اصحاب شقاوت، اصحاب شقاوت چه حال دارند ؟* در باد سموم و آب، جوشانند)[15].

سپس الله تبارک و تعالی بیان کرده که پیش گامان در خیر و خوبی در دنیا همان مقربین نزد الله عزوجل هستند؛ چنان که در این آیات فرموده: (و (سومين گروه) پيشگامان پيشرو * آنها مقربان هستند)[16].

و این همان روز فصل بین حق و باطل است. و همانطور که بیان کردیم؛ انسانها در آن روز به سه گروه تقسیم می شوند: مقربین ـ اصحاب یمین ـ اصحاب شمال؛ پس بیایید کمی با خود تأمل کنیم که ما جزو کدام از این سه گروه خواهیم بود؟

مترجم: ام محمد.

منبع: www.alukah.net

 

 

 

 

 



[1] ـ ملک:2: (الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ).

[2] ـ لقمان: 34: ( إِنَّ اللَّـهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ ۖ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا ۖ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ).

[3] ـ غافر:11: (قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ ).

[4] ـ صحیح بخاری: (إِنَّ أَحَدَكُمْ يُجْمَعُ خَلْقُهُ فِي بَطْنِ أُمِّهِ أَرْبَعِينَ يَوْمًا، ثُمَّ يَكُونُ عَلَقَةً مِثْلَ ذَلِكَ، ثُمَّ يَكُونُ مُضْغَةً مِثْلَ ذَلِكَ، ثُمَّ يَبْعَثُ اللَّهُ مَلَكًا فَيُؤْمَرُ بِأَرْبَعِ كَلِمَاتٍ وَيُقَالُ لَهُ اكْتُبْ عَمَلَهُ وَرِزْقَهُ وَأَجَلَهُ وَشَقِيٌّ أَوْ سَعِيدٌ، ثُمَّ يُنْفَخُ فِيهِ الرُّوحُ).

[5] ـ صحیح مسلم: (إن الله - عز وجل - قد وكَّل بالرحم ملكًا، فيقول: أيْ ربِّ نُطفَة، أي ربِّ عَلَقة، أي ربِّ مُضْغَة، فإذا أراد الله أن يقضي خلقًا، قال: قال الملك: أي ربِّ، ذكر أو أنثى؟ شقي أو سعيد؟ فما الرزق؟ فما الأجل؟ فيُكتَب كذلك في بطن أمه).

[6] ـ معارج:4: (مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ).

[7] ـ دخان:40: (إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقَاتُهُمْ أَجْمَعِينَ).

[8] ـ متفق علیه: (أول ما يُقضَى بين الناس في الدماء).

[9] ـ متفق علیه: (أتدرون ما المفلس؟، قالوا: المفلس فينا مَن ليس له درهم ولا متاع، فقال: ((إن المفلس من أمتي يأتي يوم القيامة بصلاة وصيام وزكاة، ويأتي قد شتم هذا، وقذف هذا، وأكَل مال هذا، وسفك دم هذا، وضرب هذا؛ فيُعطَى هذا من حسناته، وهذا من حسناته، فإن فَنِيت حسناته قبل أن يُقضَى ما عليه، أُخِذ من خطاياهم، فطُرِحت عليه، ثم طُرِح في النار).

[10] ـ حج:1-2: (يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ ۚ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ ﴿١﴾يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَىٰ وَمَا هُمْ بِسُكَارَىٰ وَلَٰكِنَّ عَذَابَ اللَّـهِ شَدِيدٌ ).

[11] ـ واقعه:8: (فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ).

[12] ـ واقعه:9: (وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ).

[13] ـ واقعه:10: (وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ).

[14] ـ واقعه:27-28: (وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ * فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ).

[15] ـ واقعه:41-42: (وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ * فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ).

[16] ـ واقعه:10-11: (وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولَٰئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ).

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان