سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

27 بهمن 1397 10/06/1440 2019 Feb 16

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 566
بازدید کـل سايت: 4149198
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 5   تعداد بازدید: 3123 تاریخ اضافه: 2010-03-19

فتوحات قدس در طول تاریخ

استاد شهید (بإذن الله) شیخ محمد ضیائی

سخن مترجم:

آنچه در پیش رو دارید مقاله ای است تحت عنوان ( القدس والفتوحات) که به دست توانمند دعوتگر شهیر معاصر ایران استاد شهید (به اذن الله) شیخ محمد ضیائی رحمه الله وبه زبان عربی به رشته تحریر در آمده که در شماره اول مجله دانشگاه اسلامی مدینه منوره به چاپ رسیده است .از آنجایی که این مقاله در بر دارنده مطالب ونکات بسیار ارزنده ای است برآن شدم آنرا به زبان فارسی برگردانم تا فائد عموم افتد.

فتوحات قدس در طول تاریخ

بیگمان فتوحات اسلامی که بیشتر سرزمینهای معروف جهان را در بر گرفت همچنین سیرت وزندگی ومنش فاتحینی که رسالت وپیام اسلام وتعالیم روشن شریعت محمدی را به جهانیان رسانیدند دارای ویژگی های خاصی می باشند. خصوصا در مقایسه با فتوحات غیر اسلامی که قبل ویا بعد از اسلام توسط دشمنان اسلام صورت گرفته است .

شکی نیست که فرماندهان اسلامی از لشکرکشی ها و فتوحاتشان هدفی جز آزادی ملتها و راهنمایی آنها از عبادت مخلوقات به عبادت خالق واز ذلت کفر به عزت ایمان واز جور ادیان به عدل اسلام نداشته اند . و این شعار فاتحین در تمامی نقاط فتح شده بود چنانکه ربعی بن بن عامر در مقال کسری به این امر تصریح نمود .و مسلمانان این شعار را در برخورد عادلانه با ملتهای شکست خورده و تعامل به رفق ومهربانی با اسرای جنگی در عمل به اثبات می رساندند .

و برای اینکه به تفاوت میان فاتحین مسلمان وفاتحین غیر مسلمان در در برخورد با ملتهای شکست خورده واقف شویم وعدالت اسلام آشکار شود به بررسی تاریخ قدس خواهیم پرداخت . سرزمینی که امروزه در زیر چکمه های یهود غاصب مورد اهانت واقع شده است .

سرزمین قدس از قدیمیترین سرزمینهای معروف واز مهمترین آنان در نزد ادیان آسمانی محسوب می شود . و تاریخ از روزگاران قدیم تاکنون هیچ سرزمینی را به اندازه قدس مورد غارت وفتنه وتخریب به خود ندیده است .

۱- قدیمیترین فتنه ای که تاریخ بیت المقدس در خود به ثبت رسانده است قتل عام وتخریب هولناکی است که در سال ۱۱۸۹ قبل از میلاد توسط بنی اسرائیل شکل گرفت . در تورات ( سفر یوشع فصل ۷ ص ۲۲۱ ) چنین آمده است :(( بنی اسرائیل اریحاء را به قصد بیوس ( نام قدیمی قدس ) ترک کردند ودر این مسیر به هر شهری از شهرهای فلسطین که می رسیدند هیچ انسان وحیوانی را در آن زنده نمی گذاشتند وشهرهای اریحاء وبیوس که در آن زمان مادر شهرهای فلسطین محسوب می شدند را به خاک وخون کشیدند )) ونصوص تورات تاکید می کند که بنی اسرائیل پس از قتل عام ساکنین شهر، آن دیار را به آتش می کشیدند .

۲- پس از آن ، فتنه دیگری که تاریخ بیت المقدس در خود به ثبت رسانده است حمله پادشاه آشوری ( سنحاریب ) در سال ۷۱۳ قبل از میلاد وبه فاصله ۴۸۰ سال پس از فتنه اولی می باشد . پادشاه آشوری پس از استیلاء بر قدس تمام یهودیانی را که بدانه دست یافت از دم تیغ گذراند واموالشان را به یغما برد و سپس به سرزمین خود باز گشت .

۳- پس از گذشت سه سال یعنی در سال ۷۱۰ قبل از میلاد پادشاه آشوری جهت قلع وقمع بازماندگان حمله گذشته بار دیگرسپاهش را بسوی قدس گسیل داشت لهذا این شهر را تخریب نمود . اما قبل از اینکه به اعمال وحشیانه اش در قدس خاتمه دهد سپاهیانش به طاعون مبتلا شدند که در نتیجه سنحاریب ۱۸۰ هزار نفر از نیروهای خود را به قتل رساند که همین امر سبب انقراض حکومت آشوریان درجهان گردید .

۴- پس از سرنگونی آشوریان حکام مصر قدس را به اشغال خود در‌آوردند که در این مدت نه چندان طولانی حکومت خود با توسل به زور خراج را از مردم می ستاندند وبه فراعنه تقدیم می کردند .

۵- هنگامی که یهودیان در قدس بر مسند قدرت تکیه زدند براساس طینت وسرشت فاسدشان بساط فساد را در زمین گستراندند که پروردگار بر آنان خشم گرفت و بخت النصر پادشاه ستمگر بابل را بر آنان چیره ساخت . بابلیان به فرماندهی بخت النصر به قدس حمله نموده ودر سال ۵۹۷ قبل از میلاد آنرا به تصرف خویش در آوردند . لشکریان بابل بیشتر ساکنان قدس را به قتل رسانده وبا بازماندگان این حمله وحشیانه پیمان صلح منعقد کردند مشروط بر اینکه سالیانه خراج هنگفتی را به بابل بفرستند.

۶- دیری نپائید که بنی اسرائیل برعلیه بخت النصر شورش کردند واز اطاعت وی سرباز زدند که در نتیجه بار دیگر بخت النصر در سال ۵۸۶ قبل از میلاد به قدس حمله ور شد وآنرا به محاصره خود در آورد وتا جایی که می توانست یهودیان را به قتل رساند وبزرگان بنی اسرائیل من جمله رهبرشان ( حزقیاء) را به اسارت گرفته وروانه بابل ساخت . وپس از سوزاندن معابد یهودیان ونابود کردن شهر ومبدل ساختن آن به قبرستانی از آن دیار خارج شد .

پس از این واقعه مدت زمانی قدس متروک ومهجور باقی مانده بود تا اینکه کوروش پادشاه ایرانی بر بابلیان غلبه یافت وبابل را به تصرف خود در آورد .سپس از درعطوفت ومهربانی با یهودیان در آمد وآنان را به قدس باز گرداند ودر تجدید بنای شهر آنان را یاری نمود.

۷- هنگامی که یهودیان آزادی ومجد گذشته خود را باز یافتند بار دیگر از در فساد وتبهکاری در زمین برآمدند که پروردگار یکی از جانشینان اسکندر مقدونی به نام ( آنتیوخوس آبیفانوس) را درسال ۱۶۸ قبل از میلاد بر آنان غالب ساخت این فرمانده رومی پس از اشغال شهر قدس معبد یهودیان را تخریب کرد وحصار اطراف شهر را از بین برد اکثر ساکنان شهر را به قتل رساند و از آن تاریخ به بعد قدس تحت سیطره رومیان قرار گرفت .

۸- در طی حکمرانی رومیان بر فلسطین سرزمین قدس بیش از سایر سرزمینهای فلسطین مورد تخریب وقتل وغارت وچاول قرار گرفت تا جایی که این سرزمین مقدس هیچ روزی را بون اغتشاش وآشوب وفتنه نمی گذراند . در سال ۶۵ قبل از میلاد فرمانروای ستمگر رومی به نام بومبی بمدت سه ماه شهر قدس را به محاصره خود در آورد وپس از سیطره بر شهر بیشتر ساکنان شهر رااز دم تیغ گذراند .

۹- وهمچنین در زمان فرمانروایی بیلاطس که از سال ۲۹ الی ۳۹ پس از میلاد به طول انجامید شهر قدس بارها وبارها مورد تهاجم وتخریب قرارگرفت .

۱۰- هیچگاه قدس فتنه ها وغارتگریهایی را که در طول تاریخ برآن گذشته است را به باد فراموشی نخواهد سپرد ، فتنه هایی که به قول مؤرخین نظیر آن در تاریخ یافت نشده است .

در سال ۷۹ پس از میلاد فرمانروای ستمگر وخونریز رومی به نام (تیطس )مدت زمانی طولانی قدس را محاصره کرد تا جایی که هزاران نفر از فرط گرسنگی جان باختند که درنهایت بازماندگان این ناچارا تسلیم شدند .مؤرخ مشهور (یوسیفوس) که خود از نزدیک شاهد حمله تیطس به قدس بوده چنین می گوید: تنها تعداد کشته شدگانی که در حوالی معبد یافته شدند به ده هزار نفر می رسید که بیشتر آنان زنان ، کودکان وکهنسالان بودند که به معبد پناه آورده بودند .

جویهای خون در قدس جاری بود وبرای اینکه به عمق فاجعه پی ببریم کافی است بدانیم تعداد کشته شدگان در این حادثه به پانصد هزار نفر می رسید واین قتل عام وغارت وچپاولگری تا چندین ماه ادامه داشت وهمچنین تا چند هفته شعله های آتش در نقاط مختلف شهر زبانه می کشید وفرمانروای ستمگر رومی بسیاری از جوانان را به اسارت گرفت ودر روم فروخت .

۱۱- پس از بیطس یکی دیگر از فرمانروایان روم به نام آدریانوس در سال ۱۳۵ پس از میلاد قدس را به اشغال خود در آورد و پس از سیطره بر قدس اکثر ساکنان ان را به قتل رساند معابد را نابود کرد وو همه ی خانه ها را با خاک یکسان نمود تا جایی که سنگی بر روی سنگ دیگر یافت نمی شد این فرمانروای ستمگر به قتل عام یهودیان اکتفا نکرد بلکه تا جایی که می توانست مسیحیان را نیز از دم تیغ گذراند. و دستور داد آنان را از عبادتگاههایشان اخراج کرده و سپس عبادتگاهها را تخریب نمایند و خود دو معبد به نامهای زهره و مشتری در آنجا بنا نمود.

۱۲- سپس در سال ۶۱۴ پس از میلاد سپاه ایران قدس را اشغال نمود که در این حمله بیش از نود هزار مسیحی کشته شدند و به تحریک یحودیان کلیسای قیامت را منحدم کردند و صلیبی را که مسیحیان آنرا مقدس می پندارند شکستند.

آنچه گذشت گوشه ای از مصائب و مشکلاتی بود که بر این شهر مقدس گذشته است و شکی نیست که در بیشتر این فتنه ها وآشوب ها در طول تاریخ ، یهود نقش اساسی داشته است

پس از گذشت۱۷۰۰ سال از تاریخ اسفناک قدس وغعوطه ور شدن شهر در دیاهای خون واهانت به مقدسات آن توسط فرمانروایان ظالم وستمگر وسفاک ، قدس با سپاهی دیگر مواجه می شود ، سپاهی کاملا متفاوت با سپاهیان گذشته . در زمان خلافت ابوبکر صدیق رضی الله عنه به قصدرساندن پیام اسلام ورسالت الهی عزم فتح شام ( که قدس جزئی از آن محسوب می شد ) نمودند در آن هنگام فررمان خلیفه مسلمین می آید که سپاه را چنین مورد خطاب قرار می دهد :(( خیانت نکنید ، از نیرنگ بپرهیزید ، در کشتن اسراف نکنید، هیچ کس را مثله نکنید ، حق ندارید کودک وزن وکهنسالی را به قتل برسانید، هیچ نخلی را آتش نزنید واز قطع نمودن درختان ثمر دار بپرهیزید ، نباید گوسفند وگاو وشتری را قربانی کنید مگر برای خداوند ، هنگامی که به قومی گذر کردید که به عبادتگاههایشان پناه آورده اند آنها را رها کنید))

لشکر اسلام دراوائل خلافت دومین خلیفه راشد عمربن الخطاب رضی الله عنه به قدس رسید . فرمانده مسلمانان عمروبن العاص چند ماه شهر را به محاصره خود درآورد اما ساکنان شهر را خوش نیامد با وی از در صلح برآیند بلکه درخواست کردند قراردادصلح با دستان خود خلیفه منعقد شود وکلید بیت المقدس به شخص خلیفه تحویل داده شود .زمانی که عمروبن العاص این خبر را به خلیفه رساند خلیفه مسلمین عمربن الخطاب با ظاهری بسیار ساده وبی آلایش سوار بر مرکبش شد وهمراه با یک راهنما راه قدس را در پیش گرفت .بزرگان شهرقدس خصوصا بزرگان دینی مسیحیت جهت استقبال خلیفه از شهر خارج شدندوخلیفه مسلمین پس از ورود به قدس عهدنامه ای را با ساکنان شهر منعقدکرد که متن معاهده چنین می باشد:

«بسم الله الرحمن الرحیم این عهدنامه ای است که بنده خدا عمربن الخطاب امیرالمؤمنین به مردم ایلیاء داده وآنها را امان داده است .به خودشان، ه مریض وتندرستشان ، به اموالشان ، به کلیساهایشان ، به صلیبهایشان امان داده است .کسی حق ندارد کلیساهایشان را تخریب کند یا درآنهاسکونت نماید.نباید از خودکلیساها وجایگاه آنها کم وکاست شود.به صلیبهاواموال کلیساها زیان نرسد .هیچ یهودی حق ندارد درکنار آنها در ایلیاء زندگی کند.آنها نسبت به دینشان مختار وبرای گذراندن شعائر دینشان آزادند در پذیرفتن دین اسلام مجبور نخواهند بود . مردم ایلیاء مانند مردم مدائن باید جزیه به دولت اسلام بپردازند .رومیانی که در شهر قدس هستند می توانند آزادانه ازاین شهرخارج شوند وبه مملکتشان بروند وتا وقتی که به محل امنی نرسیده باشند خودشان واموالشان در امان خواهند بود .هرکسی از آنان بخواهد در اینجا بماند در امان است واز همان حقوقی برخوردارمی شود که اهل شهر برخوردار می شوند .آنها نیزباید جزیه بدهند .هریک از مردم ایلیاء حق دارد همراه رومیان برود.‌آنها نیز تا رسیدن به جای امنی درامانند .کسانی که از سرزمین دیگری به ایلیاء آمده اندو ساکن شده اند حق دارند: به دیار خود بازگردند یاکماکان در اینجا بمانند ومانند اهل شهرجزیه بدهند .ویا اینکه همراه رومیان برود»

واین برای نخستین باربود که فرمانروایی وارد شهرقدس شددرحالی که ساکنان شهر به استقبال وی آمدند وبه اوخوش آمد گفتند. وبه اتفاق مؤرخین وبه اذعان دشمنان اسلام حتی یک نفر هم در این میان کشته نشد.وبیش از دوقرن ونیم مسیحیان در کمال آرام وامنیت تحت لوای خلافت اسلامی در قدس زندگی می کردند .

۱۳- تا اینکه عقده های صلیبی بار دیگرجوشش یافت وبه حرکت درآمد که در نتیجه سپاهیان صلیبی چندین بارقدس را مورد تهاجم قراردادند وپس از ضعف قوای مسلمین در سال ۱۰۹۹ میلادی این شهر مقدس را اشغال نمودند وهمین مسیحیانی که ادعا می کنند پیام آورصلح ودوستی هستند در آن نبرد هفتادهزار مسلمان را از دم تیغ گذراندند .وبه همین منوال مسیحیان بیش از۹۰ سال بر قدس حکومت کردند تا اینکه خداوند برای عزت اسلام سلطان صلاح الدین ایوبی را برانگیخت تا بار دیگر قدس را به آغوش اسلام باز گرداند .ودر سال ۱۱۹۳ میلادی سلطان صلاح الدین موفق شد بیت المقدس را فتح نماید وپس از فتح بیت المقدس درکمال احترام وعطوفت ومهربانی با مسیحیان برخورد کرد که خود دشمنان اسلام بر عدالت وانصاف وعطوفت وی گواهی می دهند.پس از آن قدس به فضل حکام اسلامی بیش از هشت قرن را در کمال آرامش وامنیت سپری کرد.

۱۴- تا اینکه به هنگام جنگ جهانی نیروهای انگلستان قدس را اشغال کردند ویهود نیز از این فرصت بهره برد ودر ورای قدرت انگلستان گروههای یهودی از نقاط مختلف جهان به فلسطین مهاجرت کردند ودولتی را تشکیل دادن که تفاوتی با دولتهای صلیبی کینه توز نداشت وسرانجام در سال ۱۹۴۸ میلادی موفق شدند قسمتی از قدس را تصرف کنند.

۱۵- سپس درسال۱۹۶۷ میلادی یهودیان بر قدس سیطره یافتند وتاکنون مقدسات این شهر مقدس در زیر گامهای یهودیان لگدمال می شود وامت اسلام انتظارصلاح الدین دیگری را می کشد که آنرا از مصائب ومشکلات برهاند وبه آغوش اسلام باز گرداندوخداوند خود بر این امر تواناست واو یاری رسان است.

ترجمه: عادل حیدری / بیداری اسلامی

عصر اسلام

IslamAge.com

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان