سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

31 شهريور 1397 11/01/1440 2018 Sep 22

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 561
بازدید کـل سايت: 3921908
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 475   تعداد بازدید: 7967 تاریخ اضافه: 2010-04-01

حكم خروج حسين رضی الله عنه ؟

بسم الله الرحمن الرحیم

خروج حسين  رضی الله عنه  هيچ منفعت ديني و دنيوي نداشت، به خاطر اين بزرگان اصحاب در آن وقت او را از رفتن به كوفه نهي كردند، و اين رفتن سبب شد تا آن ستمگران و سركشان به نوه پیامبر صلی الله علیه وسلم  حمله كنند و او را مظلومانه به شهادت رساندند، و اگر او در شهر خودش مي‌نشست و بيرون نمي‌رفت چنان فسادي رخ نمي‌داد و او كشته نمي‌شد. اما آنچه خداوند مقدّر كرده باشد رخ مي‌دهد گرچه مردم نخواهند. و كشته شدن حسين، از كشته شدن پيامبران چيز بزرگتر و بالاتري نيست، سر يحيي بن زكريا صلوات الله و سلام عليه به عنوان مهريه و پيشكش زن زناكاري تقديم شد، و زكريا را كشتند، و خواستند موسي را به قتل برسانند، و خواستند عيسي را بكشند و پيامبراني ديگر كشته شده‌اند، و همچنين عمر و عثمان و علي كشته شده‌اند و اينها همه از حسين  رضی الله عنه  افضل و برتر بوده‌اند، بنابراين جايز نيست كه انسان وقتي كشته شدن حسين را يادآوري مي‌كند به سر و صورت خود بزند و گريبانش را پاره كند، بلكه از همه اين چيزها نهي شده است و پیامبر صلی الله علیه وسلم  مي‌فرمايد: «هر كس به صورت بزند و گريبانش را پاره كند از ما نيست».( بخاری کتاب الجنائز – باب لیس منا من شق الجیوب حديث 1294.)

و ايشان صلی الله علیه وسلم فرمود: «من از زني كه فرياد مي‌زند و آن كه مويش را مي‌تراشد و آن كه گريبانش را چاك مي‌كند بيزار هستم».( مسلم کتاب الایمان حديث 167.)

و فرمود: «نوحه‌خوان اگر توبه نكند روز قيامت در حالي حشر مي‌شود كه جامعه و شلواري از قير بر تن خواهد داشت».( مسلم كتاب الجنائز حديث 934.)

بنابراين هر گاه چنين مصيبت‌هايي پيش مي‌آيد مسلمان همان چيزي را بگويد كه خداوند متعال فرموده: « الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» (البقره: 156).

«آنها كه هر گاه مصيبتى به ايشان مى‏رسد، مى‏گويند: ما از آن خدائيم; و به سوى او بازمى‏گرديم!».

 

موضع مردم دربارة قتل حسين:

مردم درباره قتل حسين سه گروه هستند گروه:

گروه اول: نظرشان اين است كه حسين عليه امام شورش كرد و مي‌خواست مسلمين را متفرق كند، بنابراين حق او بوده كه كشته شود، و مي‌گويند پيامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرموده است: «وقتي شما همه بر يك نفر اتفاق كرده بوديد و كسى پيش شما آمد و خواست جماعت شما را متفرق كند او را بكشيد هر كس كه باشد». (مسلم كتاب الإمارة حديث 1852.) و حسين مي‌خواست جماعت مسلمين را متفرق كند و پيامبر فرموده چنين كسي هر كس كه بود او را بكشيد، بنابراين كشتن او كار درستي بوده است، اين قول و ديدگاه ناصبي‌ها است، آنهايي كه نسبت به حسين بن علي  رضی الله عنه  و عن ابيه دشمني مي‌ورزند.

گروه دوم: مي‌گويند حسين امام بود و اطاعت از او واجب بود بنابراين بايد زمام امور به او سپرده شد.

گروه سوم: اين گروه اهل سنت و جماعت هستند اينها معتقدند كه حسين مظلومانه به شهادت رسيده است، و او حاكم و امام نبود، و او شورشي نبود، بلكه او مظلومانه به شهادت رسيد چنان كه پیامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: حسن و حسين سرداران جوانان بهشت هستند.( ترمذی، كتاب المناقب، باب مناقب الحسن والحسين حديث 3768.) زيرا حسين مي‌خواست برگردد يا به شام پيش يزيد برود اما آنها به او اجازه ندادند و گفتند بايد او را اسير كنند و پيش ابن زياد ببرند.

 

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله و اصحابه الی یوم الدین


 

سایت عصر اســلام

IslamAge.Com

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرموده است:

(أريت في المنام أني أنزع بدلو بكرة على قليب، فجاء أبو بكر فنزع ذنوباً أو ذنوبين نزعاً ضعيفاً والله يغفر له ثم جاء عمربن الخطاب فاستحالت غرباً فلم أر عبقريا يفري فريه حتى روى الناس وضربوا بعطن)
«در خواب دیدم که از چاهی آب می‌کشم؛ آن‌گاه ابوبکر آمد و یک دلو آب از چاه کشید و او، در کشیدن آب ضعیف بود و خداوند، او را می‌بخشد. سپس عمر آمد و دلو را به دست گرفت؛ هیچ پهلوانی سراغ ندارم که همانند او کاری را بدین قوت انجام دهد. عمر چنان آب کشید که همه‌ی مردم و شترانشان سیراب شدند و به استراحت پرداختند»
 مسلم ش 2393 .

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان