سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

31 مرداد 1396 29/11/1438 2017 Aug 22

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1106
تـعداد كل مقالات : 1892
تـعداد اعضاء سايت: 555
بازدید کـل سايت: 3216075
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 40   تعداد بازدید: 6283 تاریخ اضافه: 2010-09-12

خلافت الناصر لدين الله احمد بن الحسن المستضیء بأمر الله (575-622هـ)

الف- صفات و اوصاف خلیفه ناصر لدین الله

احمد بن الحسن المستضیء ملقب به ناصر لدین الله در دهم رجب سال 553هـ دیده به جهان گشود. مادرش ام ولد بود و زمرد صدا زده می‌شد. پس از وفات پدرش، در ماه ذوالقعده سال 575هـ برای خلافت وی بیعت گرفتند. وی فصیح، بلیغ، شجاع، دارای فکر و هوش بالا، و سیاستمداری قوی بود. از نظر ظاهری دارای صورتی سپید، با قیافه‌ی ترکی، قامتی متوسط و چشمانی دلنواز بود و محاسن زیبایی داشت.

در اواسط خلافت خویش به روایت حدیث مشغول شده و أبو الحسين يوسفی، و علی بن عساكر بطائحی در علم حدیث به او اجازه دادند. همچنین جماعتی از ائمه و بزرگان در آن زمان، از خلیفه حدیث روایت می‌کردند، و به آن افتخار ورزیده، و در ذکر روایت از وی، از یکدیگر سبقت می‌گرفتند، امام ذهبی می‌گوید: "ناصر برای جماعتی از علما اجازه‌ی روایت داد و آن‌ها از وی حدیث نقل کردند؛ ابن سكينه و ابن الأخضر و ابن نجار و ابن الدامغانی از جمله‌ی آن‌ها هستند".

ولی با این وجود وی در برخورد با رعیت خویش روشی بد داشت؛ متمایل به ستم و گرفتن اموال بود و کارهای متناقضی از وی سر زده، و به تشیع نیز تمایل داشت.

ابن اثیر در وصف سیرت او می‌گوید: با مردم بد رفتاری مى‌كرد و مردی بیدادگر بود. از اين رو عراق در روزگار خلافت او ويران گرديد و مردمش در شهرها پراكنده شدند.

ب- ذکر حکومت‌ها و امارات مختلف در این عصر

در دوران ناصر لدین الله، صلیبیان ضعیف شده بودند، و دولت ایوبیان ظهور پیدا کرد، و در قدرت و سلطنت به اوج خود رسید، ولی همگی به نام خلیفه خطبه می‌خواندند، و این یکی از ویژگی‌های مثبت این دوره به شمار می‌رود.

در این دوره بزرگترین فتح اسلامی یعنی فتح بیت المقدس بدست صلاح الدین ایوبی صورت گرفت. این فتح عظیم در سال 583هـ به وقوع پیوست. وی در سال 588هـ برای رمله عقد صلح گرفت، صلاح الدین پس از رشادت‌ها و دلاوری‌های بی‌نظیر خویش سرانجام در سال 589 هـ دار فانی را وداع گفت. در آن زمان مصر به فرزندش عماد الدین عثمان الملک العزیز، و دمشق به فرزندش نور الدین علی، و حلب به فرزند دیگرش الملک الظاهر غیاث الدین غازی رسید.

در دوران خلیفه ناصر لدین الله، خوارزمشاهیان قدرت گرفتند، و سلجوقیان رو به انحلال رفته، و در سال 590 هـ سلطنتشان پایان یافت. در آن هنگام خوارزمشاه در رأس پنجاه هزار جنگجو به سوی خلیفه حرکت کرد، و شخصی را به نزد خلیفه فرستاد و از او در خواست سلطنت کرد، تا خلیفه همان طور که قبلا تحت سیطره‌ی پادشاهان سلجوقی بود به زیر سیطره‌ی آنان درآید. اما خلیفه دار السلطنه را ویران ساخت و فرستاده‌ی خوارزمشاه را بدون پاسخ باز گرداند. خوارزمشاه در آن هنگام در مسیر بغداد بود و در همدان به سر می‌برد، اما از آنجایی که ترکها طمع در سرزمین او داشتند، ناچار به باز گشت شد.

دولت غوریون نیز در این دوره توسع یافت، و غیاث الدین محمد غوری نفوذ خویش را بیشتر کرد. وی با خوارزمشاه وارد جنگ شد، و خراسان را از او باز پس گرفت.

ج- ذکر حوادث  و وقایع این عصر

* در سال 578هـ در تاريخ پنجم ماه محرم، صلاح الدين از مصر رهسپار شام گرديد، زیرا شنیده بود فرنگیان گرد هم آمده‌اند تا با او بجنگند، آنگاه به اطراف شهرهاى فرنگيان حمله برد. بيشتر اين حملات به شهر کرک و شوبک  بود.

* در سال 583هـ سلطان صلاح الدین فتوحات بسیاری در بلاد شام بدست آورد. بزرگترین آن‌ها فتح بیت المقدس بود، که نزدیک به نود و یک سال در اشغال صلیبیان قرار داشت. وی بیت المقدس را به حالت یک شهر مقدس و اسلامی باز گرداند، مدارس و مساجد را رونق بخشید، و کلیساهای قدیمی را ویران نساخت، و این کارش برای اقتدا به عمر بن خطاب رضی الله عنه بود.

* در سال 590هـ سلطان طغرل بک شاه بن ارسلان در گذشت؛ وی از آخرین پادشاهان سلجوقیان به شمار می‌آید، مدت سلطنت پادشاهان سلجوقی نزدیک به صد و شصت سال بوده است.

* در سال 596 هـ عزیز، پادشاه مصر درگذشت. پسرش پس از وی به پادشاهی رسید.

* در سال597 هـ زلزله بزرگی سرزمین‌های مصر و شام و جزیره را لرزاند، و قریه‌ای از حوالی بصره به داخل زمین فرو رفت.

* در سال 600 هجری فرنگیان به برخی از سرزمین‌های اسلامی وارد شده، اموال مردم را به غارت بردند، و آن‌ها را به اسارت گرفتند.

* در سال 601هـ فرنگیان بر قسطنطنیه غلبه یافتند، و آن را از دست رومی‌ها خارج ساختند، قسطنطنیه از پیش از اسلام تا به آن روز در دست رومی‌ها بود، سپس تا سال 660هـ در دست فرنگیان باقی ماند.

* سال 606هـ  آغاز حرکت مغول‌ها بود.

* در سال 616هـ فرنگیان دمیاط را پس از جنگ‌ها و محاصره‌های پیاپی به تصرف خویش در آوردند و مسجد جامع آنجا را کلیسا گرداندند. ملک کامل حاکم دمیاط با لشکر خویش از آنجا خارج شده، و در شهر منصوره منزل گرفت. شهر دمیاط در سال 618هـ از فرنگیان باز پس گرفته شد.

* در سال 621 هـ دار الحدیث کاملیه در قاهره بنا شد، و ابا الخطاب بن دحیه را شیخ آنجا قرار دادند. همچنین در این سال ناصر لدین الله کعبه را دیبای سبز پوشاند، و سپس آن را با دیبای سیاه پوشاند، خانه‌ی کعبه تا به امروز به این شکل باقی مانده است، کعبه را تا به آن روز با دیبای سفید می‌پوشاندند.

د- ذکر وفات خلیفه ناصر لدین الله و مشاهیری که در آن دوران وفات یافتند

مدت خلافت ناصر لدین الله بیش از چهل و شش سال بود. وی در اواخر عمرش به بیماری اسهال خونی مبتلا شد، و پس از بیست روز در سن هفتاد سالگی درگذشت. او در سه سال پایان عمر خود، از حرکت بازمانده بود، و یکی از چشمانش نابینا و ديگری کم‌سو شده بود. وفات خلیفه ناصر لدین الله در آخرين شب ماه رمضان سال 622 هجری بوده است. نقش خاتمش جمله‌ی: "رجائي من الله عفوه" بوده است.

دوران خلافت هیچکس به اندازه‌ی او طولانی نبود، مگر خلافت المستنصر باللّه، خليفه‌ی عبیدی مصر، که شصت سال خلافت كرد، و همچنین ناصر مروانی والی اندلس که قریب به پنجاه سال در آنجا حکم راند.

علما و اندیشمندانی که در این دوران وفات کردند، عبارتند از:

حافظ أبو طاهر سلفي و ابو الحسن بن قصار لغت شناس و كمال أبو البركات بن انباری و ابن بشكوال و ابوبکر بن طاهر احدب نحوی و ابن ملكون نحوی و عبدالحق اشبيلی صاحب کتاب الأحكام و ابو زيد سهيلی صاحب الروض الأنف و حافظ أبوموسى مدينی و ابن بری لغوی و ابو القاسم بخاری و العتابی صاحب کتاب الجامع الكبير و از بزرگان مذهب حنفی و نجم حبوشانی مشهور به صلاح و ابوالقاسم بن فيرة شاطبی صاحب القصيده و برهان مرغيناني صاحب الهداية از علمای احناف و قاضی خان صاحب فتاوى و ابو الوليد ابن رشد صاحب العلوم الفلسفية و ابو بكر بن زهر طبيب و جمال بن فضلان از علمای شافعی و قاضی فاضل صاحب الإنشاء و الترسل و ابو الفرج بن جوزی و حافظ عبد الغني مقدسی صاحب کتاب العمدة و البركی طاووسی صاحب کتاب الخلاف و ابوذر خشنی نحوي و امام فخر الدين رازی صاحب تفسیر کبیر و ابو السعادات ابن الأثير صاحب جامع الأصول و نهاية الغريب و عماد بن يونس صاحب شرح الوجيز و شرف صاحب التنبيه و حافظ ابو الحسن بن مفضل و زاهد ابو الحسن بن صباغ و وجيه ابن دهان نحوي و تقي الدين بن المقترح وأبو اليمن كندی نحوی و معين حاجری صاحب کتاب الكفاية از علمای شافعی و ركن عميدی صاحب کتاب الطريقة في الخلاف و ابو البقاء عكبرى صاحب الإعراب و ابن أبي أصيبعه طبيب و موفق الدین بن قدامه حنبلي و فخر الدين بن عساكر، از علمایی بودند که در این دوره وفات نمودند.

شناسنامه‌ی سی و چهارمین خلیفه‌ی عباسی

نام معروف

الناصر لدين الله

نام كامل

الناصر لدين الله ابن المستضئ بأمر الله ابن المستنجد بالله ابن المقتفي لأمر الله ابن المستظهر بالله ابن المقتدي بأمر الله ابن محمد ابن القائم بأمر الله ابن القادر بأمر الله ابن المتقي لله ابن المقتدر بالله ابن المعتضد بالله ابن الموفق ابن المتوكل بالله ابن المعتصم بالله ابن الرشيد ابن المهدي ابن المنصور بن محمد بن علي بن عبد الله بن عباس

كنيه

أبو العباس

ترتیب در خلافت

سی و چهارم

تاريخ ميلاد

553هـ

دوران خلافت به تاريخ هجری

575 -622

دوران خلافت به تاريخ ميلادی

1180 -1225 م

تاريخ وفات

622هـ

ترجمه و تحقیق: أبو أنس

سايت عصر اسلام

www.IslamAge.com


مصادر و مراجع:

*سیر أعلام النبلاء- للذهبی- تحقیق شيخ شعيب الأرناؤوط.
* تاريخ ابن خلدون.
* الکامل فی التاریخ- لابن الأثیر.
* سایت ويكيبيديا، الموسوعة الحرة- سایت إسلام أون لاین . نت- سایت أسرة آل باوزیر العباسیة الهاشمیة. سایت المعرفه
*تاریخ الخلفاء/ تألیف جلال الدین سیوطی
* تاريخ الإسلام السياسي والديني والثقافي والاجتماعي، تألیف حسن ابراهيم حسن، دار الجیل ببیروت،الطبعة الرابعة عشرة، 1416هـ/1996م.
* الدولة العباسیة، تألیف محمود شاکر، المکتب الإسلامی، الطبعة الخامسة، 1411هـ/1991م.

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان