سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

2 اسفند 1396 05/06/1439 2018 Feb 21

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1130
تـعداد كل مقالات : 1916
تـعداد اعضاء سايت: 558
بازدید کـل سايت: 3481271
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 4   تعداد بازدید: 3284 تاریخ اضافه: 2010-03-19

غزوات پیامبر (صلی الله علیه وسلم) و اهداف آن‌ها

سپاس خدای را سزا است و درود و سلام بر مهتر رهبران و رهبر مهتران باد، مرد مردان و قهرمان قهرمانان پیشوای مجاهدان صادق و الگوی یکتا پرستان و درود و سلام بر اصحاب جان بر کف و لشکریان باوفایش و بر خاندان و دودمان طیبه اش. پس از طلوع خورشید اسلام از افق جزیرة العرب و دعوت همگانی پیامبر بسیاری از مشرکان و یهودیان بنای ستیز و خصومت را پایه ریزی کردند و برای محو اسلام و گروندگان اندکش به جنگ یا زدند.

مسلمانان هم با نزول آیه اذن جهاد- حج 39- اجازه یافتند تا از دین خدا و کیان اسلام دفاع کنند از آن پس نبردهای متعددی میان مسلمانان و مشرکان و یهودیان رخ داد و آیات جهاد و دفاع، به تدریج بر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرو فرستاده شد. در این آیات مبانی عقیدتی، اخلاقی، سیاسی، فقهی، جهاد و دفاع و پاره ای از مسائل تاریخی و نظامی نبردهای مسلمانان با تجاوزگران تبیین گردیده است.

آری آن نور خداوندی در سایه مجاهدت پیوسته و اراده ی خستگی ناپذیر خویش، بند بردگی و خواری را ازپای جامعه ی جاهل گشود و افق های روشن دین را بر همه ی جهانیان نمودار ساخت. رایت جهاد را بر افراشت و تا طنین انداز شدن ندای توحید و پی ریزی بنیان عدالت و باز کردن درهای خیر و سعادت بر روی همگان ایستادگی فرمود و پای فشرد، در امر جهاد رنج بسیار و گزند بیشماری را متحمل شد. اما لحظه ای از پای ننشست و رخوت و سستی به ساحت اراده فولادینش راه نیافت.

«در روزهای آغازین بعثت، جز چند تن یار و یاور نداشت. و حتی بزرگان قبیله ی – قریش – با وی مخالف و معارض بودند. اما آن روز که چشم از جهان فرو بست، بیرق اسلام در همه جای جزیرة العرب بر افراشته بود و ندای توحید در جای جای آن سرزمین شرک آلود و شقاوت زده به گوش می رسید! و این نبود مگر در سایه صبر، استقامت، مجاهدت، و رشادت و شجاعت حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه وسلم). بار الها رحمت های خاصه ات را هر لحظه و هر زمان بر روح گرامی آن حضرت صلی الله علیه وسلم و پروانگان مکتبش که عاشقانه جان دارند، خود سوختند تا دیگران نجایت یابند، نازل بفرما.

محمد که آفرینش هست خاکش         هزاران آفرین بر جان پاکش

(شیوه ی فرماندهی پیامبرصلی الله علیه وسلم – محمود شیث خطاب)

 زمانی که میدان کارزار جبهه ی حق و باطل را در پیش رویت مجسم می کنی که چگونه مسلمانان با نهایت و شهامت و بهادری چهره شرک و کفر را به خاک مذلت می کشند، آن هم با فرماندهی ممتاز رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وسلم)، انسان مات و مبهوت می ماند. به راستی چه عاملی سبب شد که مسلمانان مردانه جهت اعلای کلمة الله، و نجات انسانیت از وادی های خطرناک ضلالت و جهالت برای قطع ظلم و استبداد واهداف عالی دیگر، دفاع کنند؟ و جام شهادت را بنوشند؟! بدون تردید کسب این نشن های پر افتخار بدست نمی آید مگر با اطاعت و فرمانبرداری از اوامر و فرمان های پروردگار متعال  و رسول اگرامی اسلام صلی الله علیه وسلم.

مسلمانان در هیچ حالتی ناراحت نیستند به هر حال اگر خداوند فتح و پیروزی نصیب شان کرد شادمان شده و شکر الهی را به جای آورده اند و اگر شربت شهادت را نوش کنند باز خویشتن را رستگار و کامیاب می دانند و ندای «فزت و رب الکعبة» را سر می دهند زیرا در هر صورت احدی الحسنین را بدست می آورند.

تعریف جنگ، جهاد، غزوه و سریه

جنگ در اسلام به معنای پیکار با دشمن به منظور تامین آزادی، تبلیغ دین و محکم ساختن پایه های صلح، با رعایت اصول جوانمردی و شرافت است. اما علمای سیرت و تاریخ برای آن تعاریفی مختلف ارائه داده اند که همگی قابل تامّل و استفاده هستند. علامه محمّد ادریس کاندهلوی (رحمه الله) در کتاب «سیرت مصطفی» واژه جهاد را اینگونه تحلیل می نماید: «جهاد مشتق از جهد به معنای طاقت و در اصطلاح شریعت عبارت است از به خرج دادن تمام طاقت خویش جهت اعلاء کلمة الله نه به سبب مال و ثروت، عصبیت، قومیت، وطن، اظهار مردانگی، شجاعت و توسیع مملکت» و نیز ادامه می دهد جهاد آن است که انسان فقط جهت رضا و خشنودی خداوند متعال بجنگد و از اغراض مادی و اهداف نفسانی کاملا پاک باشد.(سیرت مصطفی ج 2 علامه محمد ادریس کاندهلوی)

«در اصطلاح علمای سیرت آن نبردهایی که خود آن حضرت در آنها شرکت داشته غزوه، و آن جنگهایی را که وی در آنها شرکت نداشته بلکه به شکل اعزام چند نفر جهت سرکوبی اخلال گران صورت می گرفت سریه می نامند» (منبع سابق)

تعداد غزوات و سرایای سردار دو عالم (صلی الله علیه وسلم)

اگر نگاهی به کتب سیرت بیندازیم شاهد این خواهیم بود که تعداد غزوات رسول گرامی اسلام در تمامی کتب یکنواخت و برابر نیست بلکه با اندکی تفاوت ذکر شده اند لذا موسی بن عقه (رحمه الله)، محمد بن ابی اسحاق (رحمه الله)،  واقدی (رحمه الله)، ابن سعد (رحمه الله)، ابن جوزی (رحمه الله)، میاطی(رحمه الله) و عراقی (رحمه الله) می فرمایند:  تمام غزوات آن حضرت (صلی الله علیه وسلم) بیست و هفت غزوه بوده است. اما سعید بن مسیب (رحمه الله) آنها را بیست و چهار و جابر بن عبد الله (رحمه الله) تعداد غزوات را بیست و یک می داند و زید بن ارقم نوزده گفته است. (منبع سابق ص 285)

علامه سهیلی (رحمه الله) در توجیه این اختلاف می فرماید: که سبب این اختلاف این است که برخی از علما غزوات را به سبب قرب یا بسبب اینکه در یک سفر پیش آمدند یک غزوه شمرده اند لذا نزد آنها تعداد غزوات کمتر می باشد. این نیز امکان دارد که آنها در باره ی غزوات رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) اطلاع کامل نداشته باشند. 

در تعداد سرایا نیز اختلاف است ابن سعد (رحمه الله) آنها را چهل و ابن عبد البرسی (رحمه الله) آنها را سی و پنج و محمد بن اسحاق (رحمه الله) سی و هشت و واقدی (رحمه الله) چهل و هشت و ابن جوزی (رحمه الله) پنجاه و شش گفته است. (رواه البخاری و الترمذی)

فرضیت جهاد و آغاز جنگ در اسلام

علی رغم رنج و مشقتهای گوناگونی که مسلمانان پیش از هجرت از مکه مکرمه به مدینه منوره تحمل کردند اجازه پیکاری نداشتند، در دوران پیش از هجرت همه تلاش آنها این بود که دین را تبلیغ و عقیده اسلامی را تثبیت کنند و از سر شوق و صداقت بگویند: «پروردگار ما الله است» اما هنگامی که دشمنی قریش به اوج رسید و بر ریشه کن ساختن دعوت اسلامی مصمم و بر قتل پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم متحد گردیدند. نبی رحمت (صلی الله علیه وسلم) همراه ایشان به مدینه هجرت نمودند. اما آیا از شدت عناد و دشمنی کاسته شد؟ هرگز! قریش به دشمنی خود ادامه داد وآنها را از خانه و کاشانه بیرون راندند واموال آنها را مصادره کردند تا آنکه خداوند به مسلمانان اجازه پیکار داد و نخستین آیه در این باره نازل گردید:

«أُذِنَ لِلَّذِینَ یقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ (39) الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیارِهِمْ بِغَیرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ...» [حج: 39-40]

(دستور جنگ به جنگ جویان اسلام داده شد زیرا ایشان ستم کشیدند (اما دشمن بداند) همانا خداوند متعال جل جلاله بر نصرت و یاری آنها قادر است...)

اگر خداوند متعال دستور به جهاد نمی داد و شر برخی مردم را با بعضی دیگر دفع نمی کرد همانا فساد روی زمین را فرا می گرفت و لیکن خداوند بر تمام بندگانش صاحب فضل و کرم است.

از ابن عباس (رضی الله عنه))، ابو هریرة (رضی الله عنه))، عایشه صدیقه (رضی الله عنه)ی الله عنها)، زهری (رحمه الله)، سعید بن جبیر (رحمه الله)، مجاهد(رحمه الله)، عروة بن زبیر(رحمه الله)، زید بن اسلم(رحمه الله)، قتاده(رحمه الله)، مقاتل بن حبان(رحمه الله)، و اهل سلف دیگر منقول است که نخستین آیاتی که در مورد حکم جهاد نازل شد آیات مذکور هستند.

نگاهی گذرا به غزوات پیامبر (صلی الله علیه وسلم)

گرچه بررسی تمامی احوال، جوانب، ابعاد، علل جنگ، نحوه آعاز و مکان وقوع جنگ، تعداد مقتولین طرفین و تعداد عِده و عُده جانبین جنگ، کار بس دشواری است و اغلب محتوای کتب سیره، حاوی همین مطالب است و حتی به تفصیل بیان کردن یک غزوه هم از توان این مقاله خارج است لذا فقط به ذکر مهمترین غزوات و تاریخ وقوع آنها بسنده می شود:

1- غزوه بدر: روز هشتم ماه رمضان سال دوم هجری

2- غزوه بنی قینقاع: پانزدهم شوال سال دوم هجری

3- غزوه احد: شوال سال سوم هجری

4- غزوه حمراء الاسد: شنبه پانزدهم شوال

5- غزوه بنی نظیر

6- غزوه ذات الرقاع: سال چهارم هجری

7- غزوه ذومة الجندل

8- غزوه احزاب یا خندق: شوال سال پنجم

9- غزوه بنی غریظه: سال پنجم

10- غزوه بنی مصطق: سال پنجم قبل از خندق

11- خیبر: محرم سال هفتم

12- فتح مکه: رمضان سال هشتم هجری

13- غزوه موته: جمادی الاولی سال هشتم هجری

14- غزوه حنین: سال هشتم بعد از فتح مکه

15- غزوه طائف: شوال سال هشتم هجریچ

16- صلح حدیبیه: ذیقعده ی سال ششم هجری

17- غزوه غطفان: محرم سال سوم هجری

18- غزوه نجران: ربیع الثانی سال سوم هجری

19- غزوه تبوک: سال نهم هجری در رجب

20- غزوه سویق: ذی الحجة سال دوم هجری

از بین تمامی غزوات اهمیت غزوه بدر بر هیچ کس پوشیده نیست و خداوند عظیم الشان صحنه هایی از این جنگ را در قرآن به تصویر می کشد آنگاه که مخلوقات آسمانی (فرشتگان) را خداوند منان برای نصرت یاروان دین حق در زمین می فرستد. آنجا که می فرماید:

«وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (123) إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاَثَةِ آلاَفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُنزَلِينَ» [آل عمران 123-124]

و نیز خداوند این روز را به «یوم الفرقان» یاد می کند و می فرماید:

«... إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ ...» [انفال: 41]

اندیشمند و متفکر جهان اسلام علامه ندوی نیز اهمیت این روز را این گونه بیان می کند: در طول تاریخ اسلامی هر نوع پیروزی و موفقیتی که حاصل شده و هر قدرتی که تاسیس گردیده همگی مدیون آن فتح مبینی هستند که در میدان بدر تحقق یافت. (نبی رحمت – علامه ندوی – محمد قاسم قاسمی)

در مورد اولین غزوه خاتم الرسل (صلی الله علیه وسلم) نیز اقوال مختلفی است. برخی بر آنند که اولین غزوه پیامبر، غزوه بواط و عده ای از علما بر این قائلند که اولین غزوه، غزوه ی عشیره نام دارد و تعدادی از علما غزوه ی ودّان را اولین غزوه می دانند که سردار کونین صلی الله علیه وسلم اراده ی دو قبیله ی قریش و بنی حمزه را کرد اما آنها پیامبر (صلی الله علیه وسلم) صلح کردند و پیامبر و یارانش بدون جنگ برگشتند و آخرین غزوه، غزوه ی تبوک است. ناگفته نماند که هر کدام از غزوات و سرایا به نوبه ی خود از اهمیت خاصی برخوردار بوده و سرنوشت عالم اسلامی را رقم میزد.

 چهار دوره نظامی زندگی رسول خدا (صلی الله علیه وسلم)

تاریخ زندگی رسول خدا صلی الله علیه وسلم را می توان از جنبه ی نظامی به چهار دوره تقسیم کرد: 

1- دوره تمرکز نیرو: از بعثت تا هجرت در مدینه و استقرار در آن شد.

2- دوره دفاع از عقیده: آغاز فرستادن سره های جنگی تا فرار احزاب از مدینه منوره پس از جنگ خندق. در این دوره مسلمانان فزونی یافتند و توانستند در برابردشمنان نیرومند از اعتقادات خویش دفاع کنند.

3- دوره تهاجم: بعد از غزوه خندق تا پایان غزوه حنین. در این دوره اسلام در تمامی شبه جزیره عربستان منتشر و همه نیروهای متعرض به اسلام سرکوب شدند.

4- دوره تکامل: بعد از غزوه حنین آغاز گردید و تا هنگام وفات آن حضرت (صلی الله علیه وسلم) ادامه یافت به دنبال جولانگاهی در بیرون این سرزمین می گشت تا اینکه با جنگ تبوک در حقیقت امپراطوری اسلامی تشکیل شد. (شیوه فرماندهی پیامبر)

سر انجام امنیت و آرامش در تمام جزیرة العرب حاکم شد، معضلات سیاسی و نابسامانی های اجتماعی از بین رفت و در اطراف و اکناف مملکت داعیان اسلام منتشر شدند. فتح مکه روز عظمت و اقتدار اسلام بود. بعد از آن رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در میان قبایل: افرادی را تعیین فرمودند تا اموال زکات و صدقات را گرد آوری کنند ولی ارکان و پایه های حکومت و خلافت الهی در اواخر سال دهم هجری نزدیک به زمان حجة الوداع تکمیل و مستحکم شد.

 فرماندهی امام الانبیاء محمد (صلی الله علیه وسلم)

آن حضرت صلی الله علیه وسلم امیر و فرماندهی سپاهیان اسلام را در غزوه ها و سرایای کوچگ از بزرگان صحابه تعیین می نمودند اما در جنگهای بزرگ قیادت و فرماندهی سپاه را شخصا بر عهده می گرفتند چنانکه در غزوه بدر، احد، خیبر، فتح مکه و تبوک خود ایشان فرماندهی را بر عهده داشتند. ناظر بر نظم، انضباط و مسائل اخلاقی و روحی سپاهیان بود چنانکه در مسائل بسیار جزئی به سربازان اسلام تذکر می داد. (ندای اسلام شماره 10- حوزه علمیه دار العلوم زاهدان)

یکی دیگر از ویژگیهای فرماندهی پیامبر این بود که همه جنگهای رسول الله (صلی الله علیه وسلم) به معنای واقعی کلمه جوانمردانه و شرافتمندانه بود. از رو حضرتش پیمانی را نشکست، دشمنی را مثله نکرد و افراد ناتوان و غیر نظامی را نکشت، بدین جهت اطلاق کشور گشایی بر جنگهای روزگار پیامبر تعبیر درستی نیست، بلکه درست ترین تعبیر در این باره «گسترش اسلام» است زیرا آن حضرت (صلی الله علیه وسلم) هیچ سرزمینی را به منظور کشور گشایی فتح نکرد بلکه غرض، پشتیبانی از آزادی، انتشار اسلام و تحکیم پایه های صلح در نواحی مختلف بود.

رسول الله (صلی الله علیه وسلم) وقتی برای بدرقه یک لشکر بیرون تشریف می بردند صحابه را به چند چیز توصیه می فرمود: «شما را به تقوای الهی توصیه می کنم و اینکه با همراهانتان نیکی کنید و با نام خدا جنگ را آغاز نموده و به کسی خیانت نکنید و از کشتن اطفان و زنان و انسانهای مسن پرهیز نمایید، درختی قطع نکرده و نیز منزلی ویران نکنید. و کان رسول الله (صلی الله علیه وسلم) اذا وداع جیشا قال: اوصیکم بتقوی الله و بمن محکم من المسلمین خیرا اغزوا باسم الله فی سبیل الله....(السیرة النبویة – علامه ندوی ص 374)

پس مسلمان واقعی کسی است که قدر رسول الله (صلی الله علیه وسلم) آن چنانکه شایسته است، بشناسد و باور بدارد که این کاردانی رسول خدا (صلی الله علیه وسلم)  در قیام یک فرماندهی ممتاز و لیاقت و شایستگی اصحاب آن حضرت (صلی الله علیه وسلم) به عنوان سربازان نمونه و کار آمد بود که بزرگترین تاریخ را بهره آنان گردانید.

اهداف غزوات رسول خدا (صلی الله علیه وسلم)

هنگامی که تمام اعمال حضرت رسول (صلی الله علیه وسلم) بنا بر حس خیر خواهی و شفقت نسبت به انسانها بود، لذا اگر در میدان دعوت مردم را به توحید الله جل جلاله فرا می خواند و هدفش نجات انسانها بود در معرکه ی قتال هم اعلاء کلمة الله و از بین بردن ظلم و استبداد منظور اصلی آن حضرت (صلی الله علیه وسلم) بوده است. پس غزوات انبیاء کرام علیهم السلام و تمام اقدامات اصحاب کرام رضی الله عنهم فقط جهت نشر  توحید و اعلای کلمة الله و برپا داشتن حکومت الهی بوده است. یعنی بدون از بین بردن مخالفان توحید، برقراری حاکمیت خدا بر روی زمین امری محال است (سیرت مصطفی)

با استمرار غزوات پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) مدینه ی منوره را به عنوان کانون دعوت و جهاد شناخته شد و مجاهدان و داعیانی از این مرکز و پایتخت اسلام به نقاط دیگر اعزام و نور حاکمیت خداوند در اقصی نقاط گیتی پرتو افکند.

زمانی که حکومت الله بر زمین قائم شود کسی حق استهزا و تمسخر احکام الهی را ندارد و بندگان خدا با اطمینان کامل می توانند پروردگار خویش را عبادت کنند. برابر است که کفار و فجار ایمان بیاورند یا خیر.

بنابراین هدف از حکم جهاد این نبود که تنها مسلمین مکه از شکنجه و ظلم مشرکین آنجا رهایی یابند بلکه هدف اصلی آن بود که مسلمن مستضعف نصرت و یاری شوند. یکی دیگر از اهداف جهاد حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه وسلم) شکستن ابهت و شوکت کفر بود زیرا تا زمانی که کفر بر سر اقتدار بوده و نهادهای قدرت را در اختیار داشته باشد از کلیه امکانات برای جلوگیری از حق و عدالت و رسیدن هدایت به انسانها استفاده خواهد کرد و با قائل شده به امتیازات ویژه برای خود، دیگران رااز حقشان محروم خواهد کرد. (ندای اسلام شماره 8)

پس وظیفه ما در عصری که دسمنان اسلام از هر سو برای نابودی نوامیس اسلامی توطئه می کنند و در صدد تضیعف پایه های اسلام و متزلزل کردن عقاید جوانان مسلمان و سایر اقشار ملت مسلمان هستند این است که با تأسی جستن از قرآن عظیم الشان «و قاتلوهم حتی لا تکون فتنة و یکون الدین کله لله» و سیره گهربار نبی اکرم (صلی الله علیه وسلم) هر لحظه آماده ی جهاد باشیم تا مصداق حدیث رسول اکرم صلی الله علیه و سلم «من مات و لم یغز و لم یحدث به نفسه مات علی شعبة من نفاق» قرار نگیریم. خصوصا در این ایام که دول اورپایی و ملت کفر مستقیم برای مقابله با اسلام وارد صحنه شده و با کاریکاتورهای موهن مقدسات مسلمانان را هدف گرفته اند، پس مسؤولیت ما از هر عصر و زمانی سنگین تر شده است باید این قول رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) را که «الجهاد ماض الی یوم القیامة» را آویزه ی گوشمان قرار دهیم و اساس کفر را متزلزل نماییم. «و ما ذلک علی الله بعزیز»

نویسنده: عبد الحمید بخشی

منبع: سنی آن لاین

عصر اسلام

IslamAge.Com

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان