سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

1 مرداد 1397 10/11/1439 2018 Jul 23

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 561
بازدید کـل سايت: 3827463
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 4   تعداد بازدید: 2680 تاریخ اضافه: 2010-03-18

مسایل دال به نزدیک شدن قیامت


مولف: قاضی شیخ محمدبن احمدکنعان

مترجم: یعقوب خوش‌خبر

 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه الی یوم ‏الدین و ‏‏‏اما بعد‏:‏

 

تخریب کعبه مشرفه :‏

امام احمد از عبدالله بن عمرو نقل می‌کند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم  ‏فرمودند: ‏

‏«مردی با ساق‌های بلند، کعبه را ویران خواهد کرد، زینتش را دزدیده و جامه‌اش ‏را بیرون می‌آورد. حالا برایم مجسم است زمانی که او با سری تاس و پاهایی ‏خمیده و کج با کمان و کلنگش به کعبه ضربه می‌زند». ‏

ابوداود در باب «نهی از تحریک مردم حبشه» حدیثی را از عبدالله بن عمرو ‏روایت می‌کند که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم  فرمودند: ‏

‏«با مردم حبسه تا زمانی که به شما کاری ندارند کاری نداشته باشید؛ زیرا هیچ ‏کس کنز و زیورآلات کعبه را غارت نمی‌کند مگر مردی با ساق‌های بلند از ‏حبشه». ‏

امام احمد از ابن عباس روایت می‌کند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم  ‏فرمودند: ‏

‏«مثل این است که من به او نگاه می‌کنم، مردی سیاه چهره با پاهایی خمیده کعبه ‏را سنگ به سنگ ویران می‌کند».( بخاری نیز این حدیث را روایت کرده است) ‏

حافظ ابوبکر بزاز از ابوهریره روایت می‌کند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم  ‏فرمودند: ‏

‏« مردی با ساق‌های بلند از حبشه کعبه را ویران می‌کند». بخاری و مسلم ‏

 

پادشاهی بعضی از ستمکاران :‏

امام بخاری و مسلم از ابوهریره رضی الله عنه  روایت می‌کنند که رسول خدا ‏صلی الله علیه وسلم  فرمودند: ‏

‏«قیامت فرانمی‌رسد تا زمانی که مردی از قبیله قحطان که مردم را با عصایش ‏براند به سرکار آمده و حکمرانی نماید».‏

امام احمد رحمه‌الله از ابوهریره  رضی الله عنه  نقل می‌کند که رسول خدا صلی ‏الله علیه وسلم  فرمودند: ‏

‏«شب و روز به پایان نمی‌رسد مگر زمانی که مردی از بردگان به نام جهجاه ‏حکمرانی کند».( حدیث را مسلم نیز روایت کرده است. شب و روز به پایان ‏نمی‌رسد : قیامت فرانخواهد رسید.)‏

 

آتش در سرزمین حجاز: ‏

بخاری و مسلم از ابوهریره رضی الله عنه  روایت می‌کنند که رسول خدا صلی ‏الله علیه وسلم  فرمودند: ‏

‏«قیامت برپا نمی‌شود تا زمانی که آتشی در حجاز به پا شده و گردن شترهای ‏سرزمین بصری را روشن ‌سازد».{ بعد از این حدیث، بسیاری از مورخین از ‏جمله ابن کثیر وقوع چنین آتشی در سرزمین حجاز را نقل کرده‌اند. ابن کثیر ‏می‌گوید : شیخ شهاب‌الدین ابوشامه که یکی از محدثین زمان خودش و استاد ‏مورخین عصرش بود چنین می‌گوید : ‏

 

در پنجم جمادی‌الثانی سال 654 هجری آتشی در مدینه نبوی به وجود آمد که در ‏بعضی نواحی طولش به چهار فرسخ و عرضش به چهار میل می‌رسید، سنگ را ‏ذوب می‌کرد تا مثل سرب شده سپس همچون زغال سیاه می‌گردید و مردم با ‏نورش در شب تا تیماء می‌رفتند و یک ماه طول کشید. مردم مدینه آن را به یاد ‏داشته و شعرها در موردش سروده‌اند. قاضی‌القضاة صدرالدین علی‌بن ابوالقاسم ‏حنفی قاضی احناف دمشق نیز از پدرش شیخ صفی‌الدین استاد احناف بصری ‏روایت می‌کند که صبح آن روز بسیاری از اعراب در منطقه بصری به او خبر ‏داده‌اند که آنها شب گذشته بر اثر نور آتش حجاز گردن شترهای خود را دیده‌اند ‏والله اعلم. ‏

 

باید گفت : شاید این مطلب صحت داشته باشد ولیکن ما نمی‌توانیم به طور قطع آن ‏را به حدیث مذکور از نبی اکرم صلی الله علیه وسلم  ربط دهیم، بلکه ما به ‏صحت اخبار رسول خدا صلی الله علیه وسلم  بدون تعیین، یقین داریم والله اعلم. }‏

‏ ‏

 

ظهور فحشا و منکرات:‏

در صحیحین از حدیث شعبه از قتاده از انس آمده است که رسول‌الله صلی الله ‏علیه وسلم  فرمودند: ‏

‏«از علامت‌های قیامت کم شدن علم و فراگیری جهل و ازدیاد زنا و شرابخواری ‏و کم شدن مردان و کثرت زنان است تا جایی که هر پنجاه زن یک سرپرست مرد ‏داشته باشند». ‏

 

بازگشت چشمه‌ها و نهرهای جاری به سرزمین عرب: ‏

مسلم و امام احمد از ابوهریره روایت می‌کنند که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم  ‏فرمودند: ‏

‏«روز و شب به پایان نخواهد رسید تا اینکه دوباره نهرها و چشمه‌های جاری به ‏سرزمین عرب باز گردد». ‏

 

بازگشت مردم به بت‌پرستی :‏

بخاری و مسلم از ابوهریره رضی الله عنه  روایت می‌کنند که رسول خدا صلی ‏الله علیه وسلم  فرمودند: ‏

قیامت فرانمی‌رسد تا اینکه گروهی از زنان قبیله «دوس» دوباره به طرف «ذی ‏الخلصله» همان بتی که در جاهلیت آن را می‌پرستیدند باز گردند. ‏

در صحیح مسلم از عایشه روایت شده است که فرمود: شنیدم رسول‌الله صلی الله ‏علیه وسلم  می‌فرماید: «شب و روز به پایان نخواهد رسید تا اینکه دوباره لات و ‏عزی پرستیده شوند». ‏

گفتم: یا رسول خدا صلی الله علیه وسلم  وقتی آیه: ‏

‏«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ ‏الْمُشْرِكُونَ» (الصف / 9)‏

‏«خداست که پیامبر خود را همراه با هدایت و دین راستین (اسلام) فرستاده تا این ‏آیین را بر همه آیین‌های دیگر چیره گرداند هر چند مشرکان دوست نداشته ‏باشند». ‏

نازل گردید گمان کردم که همیشگی است. ‏

پیامبر صلی الله علیه وسلم  فرمودند: «این دین تا زمانی که خدا بخواهد ادامه ‏خواهد داشت. سپس خداوند باد لطیفی را فرستاده و تمام مؤمنان را، حتی کسانی ‏که در قلبشان به اندازه مثقال خردلی از ایمان وجود دارد، می‌میرانهد و تنها ‏کسانی می‌مانند که در درونشان هیچ خیری وجود ندارد. آنها دیگر بار به دین ‏پدرانشان باز می‌گردند». ‏

 

کوه طلا در رود فرات: ‏

مسلم از ابوهریره روایت می‌کند که رسول‌الله صلی الله علیه وسلم  فرمودند: ‏

‏«قیامت فرانخواهد رسید تا اینکه کوهی از طلا در رود فرات پدید آمده که مردم ‏بر آن جنگیده و از هر صد نفر 99 کشته می‌شوند و هر کسی می‌گوید: شاید من ‏همان یک نفری باشم که زنده می‌مانم». ‏

در روایتی از مسلم نیز آمده است: ‏

‏«نزدیک است که رود فرات گنجی از طلا را نمایان سازد هر کسی حاضر شد ‏چیزی از آن را برندارد». امام احمد نیز این روایت را نقل کرده است ‏

 

تقارب زمان: ‏

امام احمد از ابوهریره نقل می‌کند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم  فرمودند: ‏قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه زمان آنقدر به هم نزدیک ‌شود که سال همچون ماه و ‏ماه همچون هفته و هفته همچون یک روز و یک روز همچون یک ساعت و یک ‏ساعت همانند سوزاندن یک برگ خشک درخت خرما بگذرد».{ اخبار از سریع ‏گذشتن وقت و بی‌برکت شدن آن است که انسان نمی‌داند چگونه وقتش می‌گذرد}‏

 

از بین رفتن امانتداری: ‏

در صحیح بخاری از حدیث عطاءبن یسار از ابوهریره نقل شده است که ‏بادیه‌نشینی خدمت رسول خدا صلی الله علیه وسلم  آمد و پرسید: قیامت کی برپا ‏می‌شود؟ فرمودند: «هر گاه امانت گم شد، منتظر قیامت باش». گفت: ای رسول ‏خدا صلی الله علیه وسلم ! گم شدن امانت یعنی چه؟ فرمودند: ‏

‏«إذا وسّد الأمر إلی غیر أهله». ‏

‏«هر گاه کارها را به بی‌لیاقتان واگذار نمایند». ‏

 

فراگیری فساد :‏

امام احمد از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه  روایت می‌کند که رسول خدا صلی ‏الله علیه وسلم  فرمودند: ‏

‏«قیامت بر بدترین انسان‌ها برپا می‌شود». مسلم ‏

امام احمد از انس‌بن مالک از پیامبر صلی الله علیه وسلم  روایت می‌کند که ‏فرمودند: ‏

قیامت نخواهد رسید تا زمانی که در زمین کلمه «لا‌اله‌الاالله» گفته نشود و در ‏روایت مسلم آمده است. ‏

‏«قیامت نخواهد رسید تا زمانی که در زمینه کلمه «الله، الله» گفته نشود». ‏

احمد و مسلم از انس روایت می‌کنند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم  فرمودند: ‏

قیامت بر کسی که «الله، الله» می‌گوید برپا نمی‌شود». ‏

در تفسیر «تا زمانی که در زمین کلمه «الله، الله» گفته نشود» دو روایت وجود ‏دارد: ‏

یکم: از بین رفتن نهی از منکر و اینکه اگر فردی منکری را مرتکب شود، هیچ ‏کس توبیخش نمی‌کند. ‏

دوم: عدم وجود ذکر خدا در زمین به صورتی که آنقدر زمانه فاسد شده و فسق و ‏طغیانگری به اوج می‌رسد و بشر از فطرت خود خارج می‌شود که هیچ نام الله را ‏بر زبان نمی‌آورد و این با حدیث «لااله‌الاالله» تناسب دارد. ‏

 

جنگ با یهودیان :‏

امام احمد و مسلم از ابوهریره نقل می‌کنند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم  ‏فرمودند: ‏

‏«قیامت برپا نمی‌شود تا اینکه مسلمانان با یهود بجنگند و بر آنها پیروز شده، آنها ‏را بکشند تا جایی که یهودی خود را پشت سنگ و درخت پنهان می‌کند، ولی ‏سنگ و درخت به صدا درمی‌آید و می‌گوید: ای مسلمانان، ای بنده خدا، این ‏یهودی پشت من است بیا و او را بکش. مگر درخت غَرقَد که از درختان یهود ‏است».{ درخت غرقد همان درخت ابوجهل است که گویند یهودیان بر کاشتن آن ‏در سرزمین‌های اشغالی و دیگر مناطق مسکونی خود بسیار مشتاق و علاقمند ‏هستند. چون این روایت در کتاب‌های آنها نیز وجود دارد والله اعلم}‏

 

 

وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.‏

وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالیمن.‏

 

سایت عصر اسلام

www.Islamage.Com

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان