سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

1 مرداد 1397 10/11/1439 2018 Jul 23

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 561
بازدید کـل سايت: 3827429
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 35   تعداد بازدید: 2545 تاریخ اضافه: 2015-07-28

فضیلت صحابه و حقوق آن ها بر ما

فضیلت صحابه و حقوق آن ها بر ما

 

الحمد لله الذي أرسل رسوله محمدًا - صلى الله عليه وسلم - بشيرًا ونذيرًا، وداعيًا إلى الله بإذنه وسراجًا منيرًا، بعثه رحمة للعالمين، ومُعلمًا للأُميين بلسان عربي مبين، ووعده يوم القيامة مقامًا محمودًا وحوضًا مورودًا، وشرفًا مشهودًا؛ فصلوات الله وملائكتِه وأنبيائِه والصالحين من عباده عليه، وسلِّم تسليمًا مزيدًا، ورضي الله عن أصحابه الكرام لُيوث الصِّدام، أهل المواقف العِظام، وهداة الأنام، رضي الله عنهم أجمعين.

 

أما بعد:

ای مؤمنان، ای بندگان الله تقوای الله ـ تعالی ـ را پیشه کنید. همانا تقوای الله ـ جل و علا ـ اساس سعادت و راه خوشبختی و پیروزی در دنیا و آخرت است.

از بزرگترین نعمت های الله ـ تبارک و تعالی ـ بر بندگانش اسلام است، همان دینی که الله آن را برای ما برگزیده است، الله تعالی می فرماید: ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا[1]. ترجمه: "امروز را برای شما به كمال کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را دين شما برگزيدم".

دینی که الله تعالی غیر از آن را نمی پذیرد؛ ﴿ إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ[2]. ترجمه: "همانا دین نزد الله اسلام است". و در آیه دیگر می فرماید: ﴿وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ)[3]. ترجمه: "و هر کس که دينی جز اسلام اختيار کند از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيانديدگان خواهد بود".

همانا این دین حقیقی، و هدایت کننده به راهی است که الله آن را برگزیده است، و الله تعالی رسولی کریم، و دعوتگری با حکمت و ابلاغ کننده امینی را بر بندگانش انتخاب کرده است که او کسی نیست جز رسول الله صلی الله علیه و سلم، پس او این رسالت را تا زمان وفاتش تمام و کمال به ابلاغ رساند و به امانتش وفاداری کرد، و به امتش برای حفظ آن توصیه کرد و جهاد را همانگونه که شایسته بود به جای آورد، و هیچ خیری را ترک نکرد مگر اینکه امت را به انجام آن امر کرد و همچنین هیچ شر و بدی را ترک نکرد مگر اینکه به امت هشدار داد. پس همانا این منتی است از طرف الله بر بندگانش؛ الله تعالی می فرماید: ﴿هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ﴾[4]. ترجمه: "اوست پروردگاری که به ميان مردمی بی کتاب پيامبری از خودشان مبعوث داشت تا آياتش را بر آنها بخواند و کتاب و حکمتشان بياموزد اگر چه پيش ازآن در گمراهی آشکار بودند".

همانا الله تبارک و تعالی برای این نبی کریم یاران عادلی برگزید، یارانی که او را نصرت و یاری دادند، و جان و مالشان را در این راه بخشیدند، و به این ترتیب پیروز شدند و الله تعالی از آنان خشنود گردید، الله تعالی می فرماید: ﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ[5]. ترجمه: "از آن گروه نخستين از مهاجرين و انصار که پيشقدم شدند و آنان که به نيکی از آنان پیروی کردند ، الله خشنود است و ايشان نيز از الله خشنودند".

هیچ مکان و منزلتی بالاتر از مکان و منزلت صحابه نیست، صحابه ای که الله تعالی عدالت کامل را به آنان داد و افتخار دیدن و شنیدن کلام رسول الله صلی الله علیه و سلم را به آنان داد. پس آنان بهترین امت رسول الله صلی الله علیه و سلم و حامیان دین هستند که دین الله را به امت می رسانند، و همانا الله در قرآن آنان را به سبب عدالت و امانتشان ستایش کرده است و همچنین خبر داده است که الله از آنان راضی و خشنود است و آنان نیز از الله راضی و خشنود هستند، و این ستایش فقط منحصر به قرآن نیست بلکه در انجیل و تورات هم آنان را ستایش کرده است؛ الله تعالی می فرماید: (مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا)[6]. ترجمه: "محمد (صلی الله علیه و سلم) رسول الله است ، و کسانی که با او هستند بر کافران سختگيرند و با يکديگر مهربان، آنان را می بينی که رکوع می کنند ، به سجده می آيند و جويای فضل و خشنودی الله هستند نشانشان اثر سجده ای است که بر چهره آنهاست و اين است صفتشان در تورات و در انجيل که چون کشته ای هستند که جوانه بزند و آن جوانه محکم شود و بر پاهای خود بايستد و کشاورزان را به شگفتی وا دارد ، تا آنجا که کافران را به خشم آورد الله از ميان آنها کسانی را که ايمان آورده اند و کارهای شايسته کرده اند به آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است". پس این ستایش در قرآن و تورات و انجیل است.

در آیات بسیار زیادی مقام و منزلت و درجات صحابه بیان شده است، و همچنین در سنت، پس در بسیاری از کتب احادیث مثل صحاح و سنن و مسانید احادیثی وجود دارد که دلیل بر فضیلت صحابه و شأن و منزلت آن هاست. از جمله این احادیث این فرموده رسول الله صلی الله علیه و سلم است که می فرماید: (خير الناس قرني ثم الذين يلونهم، ثم الذين يلونهم)[7]. ترجمه: "بهترین مردم، انسان های عصر من است سپس کسانی که بعد از آنان می آیند، سپس کسانی که بعد از آنان می آیند". و در حدیث دیگر می فرماید: (لا تسبوا أصحابي؛ فوالذي نفسي بيده، لو أنفق أحدكم مثل "أُحدٍ" ذهبًا، ما بلغ مُدَّ أحدهم ولا نصيفه). ترجمه: " به یاران من ناسزا نگویید؛ قسم به کسی که نفس من به دست اوست، اگر یکی از شما به اندازه ی کوه احد طلا را انفاق کند برابر با یک یا نصف مُدی که اصحاب من انفاق می کنند نیست". و احادیث در این رابطه بسیار زیاد است.

اما بهترین افراد بین این صحابه ده نفری هستند که رسول الله صلی الله علیه و سلم در یک مجلس آنان را به جنت بشارت داده است، در سنن ترمذی و غیره با اسناد ثابت از عبدالرحمن بن عوف رضی لله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: (أبو بكر في الجنة، وعمر في الجنة، وعثمان في الجنة، وعلي في الجنة، وطلحة في الجنة، وسعد في الجنة، وسعيد في الجنة، وعبدالرحمن بن عوف في الجنة، والزبير في الجنة، وعامر (أبو عبيدة بن الجراح) في الجنة). ترجمه: " أبوبکر در بهشت و عمردر بهشت و عثمان در بهشت و علی در بهشت و طلحه در بهشت و سعد در بهشت و سعید در بهشت و عبدالرحمن بن عوف در بهشت و زبیر در بهشت و عامر(ابوعبیده بن جراح) در بهشت هستند". پس این ده نفر را رسول الله صلی الله علیه و سلم در یک مجلس بشارت به بهشت داده است، و در بین این ده نفر بهترین ها چهار خلیفه بزرگوار هستند که عبارتند از: ابوبکر و عمر و عثمان و علی رضی الله عنهم اجمعین، سپس بهترین ها در بین این ده نفر ابوبکر و عمر رضی الله عنهم هستند، چنانکه در صحیح بخاری آمده که عبدالله بن عمر رضی الله عنه گفت: (كنا في زمن رسول الله - صلى الله عليه وسلم - نقول: خير أصحاب محمد - صلى الله عليه وسلم - أبو بكر ثم عمر، ويبلغ ذلك رسول الله - صلى الله عليه وسلم - فلا ينكره). ترجمه: "در زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم می گفتیم: بهترین اصحاب رسول الله ابوبکر سپس عمر است، و این خبر به رسول الله صلی الله علیه و سلم رسید و ایشان آن را انکار نکردند"، و همچنین در صحیح بخاری از محمد بن الحنفیه روایت شده که گفت: به پدرم یعنی: علی بن ابی طالب رضی الله عنه گفتم: بهترین صحابه رسول الله صلی الله علیه و سلم چه کسی است؟ فرمود: ابوبکر، سپس گفتم: بعد ا ز او چه کسی است؟ فرمود: عمر، سپس گفتم بعد از او بهترین تو هستی؟ فرمود: من کسی نیستم جز یکی از مسلمین، بلکه درکتاب "سنت" ابن ابی عاصم روایت شده که علی رضی الله عنه فرمود: (لا يبلغني عن أحد أنه يفضلني على أبي بكر وعمر، إلا جلدته حدَّ المفتري). ترجمه: " کسی مرا بهتر از ابوبکر و عمر نداند، و اگر چنین کرد من حد شخصی که افتراء می زند را بر او اجرا می کنم".

بلکه همانا ابوبکر و عمر رضی الله عنهما سروران اهل بهشت هستند بعد از انبیاء و رسل، و در این باره حدیث صحیح از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت شده که فرمود: (سيدا كهول أهل الجنة أبو بكر وعمر من الأوَّلين والآخرين عدا النبيين والمرسلين). ترجمه: "اول و آخر سرور صبوران و عاقلان در جنت به جز انبیاء و رسل ابوبکر و عمر رضی الله عنهما هستند". این حدیث را علی رضی الله عنه و دیگر صحابه روایت کرده اند. 

همانا بر ما، امت اسلام واجب است که فضیلت های صحابه را بدانیم، و سرنوشت آنان را حفظ کنیم، و به مکان و منزلت آنان پی ببریم، زیرا که آنان یاران نبی کریم صلی الله علیه و سلم هستند و آنان همان امانت داران و ثقات و عادلانی هستند که این دین را همانگونه که از رسول الله صلی الله علیه و سلم آموختند بدون زیاد و یا نقصان به نسل های آینده ابلاغ کردند، و همواره در نقل اخبار چنین گفته اند: این چیزی است که ما از رسول الله صلی الله علیه و سلم شنیده ایم، و یا، ما آنچه را که همانگونه شنیده ایم به شما ابلاغ می کنیم.

همانا بر ما واجب است که قدر و منزلت آنان را حفظ کنیم و آنان را الگو و اسوه ی خود قرار دهیم، و چگونه است برخی از بندگان الله آنان را الگوی خود قرار نمی دهند در حالی که آنان حمل کننده این دین بودند؟! و واجب است بر ما که بدانیم و بر حذر باشیم به اینکه طعن به صحابه یا به یکی از آنان همانا طعن در دین الله است، زیرا که طعن در ناقل طعن در منقول هم محسوب می شود.

صحابه رضی الله عنهم اجمعین همان کسانی هستند که دین را به ما رساندند، و امت را به حفظ آن توصیه کردند، پس زمانی که به صحابه طعنی وارد می کنند در واقع به دین طعن وارد کرده اند، و به همین دلیل ابو زرعه رازی رحمه الله می گوید: (إذا رأيتم الرجل ينتقص أحدًا من أصحاب رسول الله - صلى الله عليه وسلم - فاعلموا أنه زنديق؛ لأن القرآن حقٌّ والدين حق، وإنما أدَّى إلينا ذلك الصحابة، وهؤلاء أرادوا أن يجرحوا شهودنا، فهم بالجرح أولى، فهم زنادقة). ترجمه: "زمانی که دید شخصی به یکی از صحابه رسول الله صلی الله علیه و سلم طعن وارد می کند و از مقام و منزلتش می کاهد پس بدانید که آن شخص کافراست، زیرا که قرآن حق است و دین هم حق است، و همانا این دو چیز به وسیله صحابه به ما رسیده است ،پس کسانی که می خواهند به شاهدان ما  طعن وارد کنند، پس طعن به آنان اولویت دارد ، پس به این ترتیب آنان کافرند".

بدانید بدون هیچ شک و تردیدی همه اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم عادل و مورد اعتماد کامل هستند، و این هم در قرآن و هم در سنت آمده است، پس در این هیچ جای شکی وجود ندارد.

پس بر همه ما واجب است که قدر و منزلت آنان را حفظ کنیم، و محبت به آنان را در قلب هایمان جاد هیمزیرا که نشانه ی ایمان و طاعت و احسان است، و داشتن بغض به آنان نشانه نفاق و شقاق و نافرمانی است.

همانا روش اهل سنت با صحابه کرام روش صحیح و متعادل است، پس آنان کسانی هستند که اوامر الله و رسول الله صلی الله علیه و سلم را انجام داده اند بدون هیچ افراط و تفریط و غلو. پس این است روش پر برکتی که اهل سنت و جماعت در حق صحابه رسول الله صلی الله علیه و سلم در پیش گرفته اند.

پروردگارا از صحابه رسول الله صلی الله علیه و سلم راضی باش.

پروردگارا از صحابه راضی باش و بهترین پاداش را به آنان عطا فرما.

پرردگارا محبت آنان را در قلب هایمان قرار ده، و ما را در راه احترام به آنان موفق بگردان.

برگرفته از خطبه شیخ عبدالرزاق بن عبدالمحسن البدر

http://www.alukah.net/sharia/0/21843/#ixzz3gb2FYrPy



[1] ]مائده:3[

[2] ]آل عمران:9[

[3] ]أل عمران:85[

[4] ]جمعه:2[

[5]  ]توبه:100[

[6] ]فتح:29[

[7] ] صحيح بخاری و مسلم[. 

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان