سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

23 خرداد 1403 05/12/1445 2024 Jun 12

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 573
بازدید کـل سايت: 6944668
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 34   تعداد بازدید: 5305 تاریخ اضافه: 2015-07-20

خاتم حفاظ : حافظ ابن حجر عسقلانی

خاتم حفاظ : حافظ ابن حجر عسقلانی

 

اسم ، نسب و لقب:

ایشان أحمد بن علی بن محمد بن محمد بن علی بن محمود بن أحمد بن حجر از قبیله ای عربی به نام کنانی هستند که نسب ایشان عسقلانی است.، و عسقلان شهری است در ساحل شام که در فلسطین واقع شده است.

حافظ ابن حجر در مصر به دنیا آمدند، و در همانجا زندگی کردند، و در همانجا نیز وفات نمودند.

ایشان شافعی مذهب بوده  و او را  قاضی القضاة، شیخ الاسلام، امیر المؤمنین در حدیث نامیده اند.

 لقب او شهاب الدین، و کنیه اش ابا الفضل بود، و در بین مردم معروف به ابن حجر بودند.

ولادت حافظ ابن حجر:

حافظ ابن حجر در22 ماه شعبان در سال 773هـ  در خانواده ای سرشار از علم و فضیلت به دنیا آمد.

صفات خَلقی حافظ ابن حجر رحمه الله:

حافظ رحمه الله دارای قدی کوتاه و پوستی سفید و چهره ای نورانی  و ریشی پرپشت و بوده و جسمی لاغر همراه با صدایی دلپذیر، و زبانی فصیح داشتند. همچنین ایشان فردی با حیا بودند که اکثر اوقات سکوت را اختیار می کردند.

نشأت و طلب علم:

حافظ ابن حجر رحمه الله در سن چهار سالگی پدرش را از دست داد، و قبل از آن نیز مادرش را از دست داده بود، و پدرش قبل از وفاتش به پسرش که از یکی بزرگترین تجار بود به نام ابابکر محمد بن علی بن احمد الخروبی وصیت کرد تا ترتبیت حافظ را به عهده گیرد.

 در نتیجه برادرحافظ بهترین شیوه برای تربیت حافظ را در پیش گرفت، پس او را فقط مشغول کسب علم کرد.

و زمانی که دوازده ساله شد، همراه برادرش که 84 ساله بود حج کرد، و در سال 785هـ در مسجد الحرام مردم برای  ادای نماز تراویح به ایشان اقتدا کردند.

و ایشان فقه حدیث را از شیخ جمال الدین أبی حامد محمد بن عبدالله بن ظهیرة المکی آموخت، وایشان اولین شیخ او در فقه حدیث بود.

 و قرآن را با تجوید کامل نزد شیخ شهاب احمد بن محمد بن الفقیه، سپس نزد سلیمان بن الناصر الابشیطی  ختم کرد.

و در سال 787هـ برادرحافظ یعنی خروبی وفات یافت، و وفات او باعث ضعیف شدن اراده ی او برای طلب علم شد، و به همین دلیل حافظ ابن حجر بعد از 17 سالگی راه طلب علم را ادامه داد.

حافظ ابن حجر رحمه الله علاقه ی شدیدی به علم حدیث داشت، پس تمام جوانب این علم را آموخت، و در سال 793هـ شروع به آموختن آن کرد.

ایشان از علمای بزرگ عصرش علم را آموخت. کسانی چون حافظ عراقی که به مدت ده سال شاگرد ایشان بود، و حافظ عراقی در سال 797هـ اجازه ی تدریس علوم حدیث را به او داد، که ایشان را بسیار تحسین می کردند.

سفرهای حافظ ابن حجر برای کسب علم:

حافظ ابن حجر از سفرهایش فواید بسیاری کسب کرد، تا جایی که اجازه ی سماع را از بزرگترین شیوخ  علم حدیث کسب کرد، و همچنین در این سفرها احادیث بسیاری را از شیوخ شنید.

حافظ ابن حجر به شهرهای مختلف مصر مثل قوص،  اسکندریه،  قاهره و جیزه سفر کرد، و همچنین به یمن دوبار سفر کرد، که بار اول در سال 799هـ ، و بار دوم در سال 806هـ بود. و در کنار این سفرها به کشورهای مختلف شام نیز سفر می کرد.

شیوخ حافظ ابن حجر:

حافظ ابن حجر رحمه الله تقریبا 628 استاد داشت که می توان گفت تقریبا ایشان نزد تمام علمای عصرش علم را آموخت، و در همین رابطه کتابی به نام" المَجْمَع المؤسَّس للمُعْجَم المفهرَس"تألیف کرد.

و از شیخ هایی که علم قراءات را از آنها آموخت، می توان امام بلقینی، علامه سراج الدین بن ملقن، برهان الدین الأبناسی، و شیخ محمد بن علی بن القطان و شیخ ابن جماعة نام برد.

و شیخ های علم ادب و لغت ایشان عبارتند از: محمد بن یعقوب شیرازی که امام عصرش در لغت بود، و فیروز آبادی، و محمد بن ابراهیم البشتکی، و امام مشهور ابن هشام می باشد.

و شیوخی که از آن ها علم حدیث را آموخت، عبارتند از: حافظ عراقی، حافظ علی هیثمی، حافظ جمال الدین ظهیرة، و فاطمه بنت المنجا التنوخیة و غیره می باشد.

وظایف:

حافظ ابن حجر رحمه الله منصب ها و وظایف متعددی را برعهده داشت که عبارتند از:

الإملاء: املاء یکی از طرق  روایت کردن حدیث است، که حافظ ابن حجر رحمه الله  مؤسس آن در سال 808هـ  بود.

تدریس: بزرگترین شیوخ ابن حجر اجازه ی تدریس را به ایشان دادند، و علوم مختلفی هم چون تفسیر، حدیث و فقه را در مدارس متعددی تدریس کرد.

فتوا دادن: از دیگر وظایف حافظ ابن حجر، فتوا دادن بود، و تقریبا 41 سال سرپرستی" دار العدل" را برعهده داشت، که از سال 811هـ تا وفاتش عهده دار این منصب بود.

و همچنین ایشان قاضی، خطیب، و امام بودند.

شاگردان حافظ ابن جر رحمه الله:

از مشهورترین شاگردان حافظ ابن حجر که علم حدیث و دیگر علوم را ازایشان آموختند عبارتند از:

  حافظ شمس الدین السخاوی.

2ـ حافظ برهان البقاعی.

3ـ حافظ محمد بن الخیضری.

4ـ حافظ ابن الشحنه.

5ـ حافظ قاسم بن قطلوبغا.

6ـ حافظ زکریا الأنصاری.

تألیفات:

حافظ ابن حجر رحمه الله در سال 796هـ  نویسندگی را آغازکرد، و به دلیل این آغاز زود هنگام ، و فهم و درک دقیق، و ذکاوت بالا، و علم زیاد، کتب زیادی را تألیف کرد، که حافظ سیوطی در کتاب " نظم العقیان" تعداد مؤلفاتش را 198 کتاب می داند.

که مهم ترین مؤلفات ایشان عبارتند از:

1ـ فتح الباري شرح صحيح البخاري.

2ـ تهذيب التهذيب.

3ـ تقريب التهذيب.

4ـ لسان الميزان.

5ـ والإصابة في تمييز الصحابة.

6ـ إتحاف المهرة بأطراف العشرة.

7ـ النكت على مقدمة بن الصلاح.

8ـ أطراف المسند المعتلي بأطراف المسند الحنبلي.

9ـ نزهة النظر في توضيح نخبة الفكر.

10ـ نخبة الفكر في مصطلح أهل الأثر و غیره.

جایگاه ایشان در نزد علماء:

بسیاری از شیوخ و علماء و شاگردان حافظ ابن حجر، از ایشان تمجید کرده اند از جمله: امام عراقی که فرمود: " شیخ، عالم فاضل، محدث بزگ، حافظ استوار، ضابط مورد اعتماد، شهاب الدین احمد ابو الفضل پسر شیخ، امام ، عالم بزرگ مرحوم نور الدین است.

و همچنین ابوزرعه  ایشان را اینگونه تمجید کردند:" شیخ، امام، سرور شجاعان، صاحب اوصاف حمید، و مناقب متعدد، جمال محدثین، شهاب الدین ابی الفضل است.

  و حافظ سیوطی درباره ی ایشام می گوید:" شیخ اسلام و امام حافظ در عصر خودش، و حافظ دیار مصر، بلکه حافظ دنیا، شهاب الدین ابی افضل است.

وفات:

حافظ ابن حجر در سن 99 سالگی در سال 852هـ ، اواخر ماه ذی الحجه ، بعد نماز عشاء وفات کرد، و به سبب وفات ایشان مردم بسیاری  اندوهگین شدند، و در تشییع جناره ی ایشان  جماعت عظیمی که تعداد آن را به جز الله کس دیگری نمی داند شرکت کردند، و با اجازه ی خلیفه، علامه البلقینی نماز جنازه ی این عالم بزگ را خواند، سپس در قبرستان بنی خروبی ، بین قبر امام شافعی و شیخ مسلم سلمی رحمه الله دفن کردند.

رحمت الله بر  امام حافظ ابن حجر عسقلانی باد، و الله جنت فردوس را جایگاهش قرار دهد.

 

منبع: اسلام ويب

 

 

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان