سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

1 اسفند 1396 04/06/1439 2018 Feb 20

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1130
تـعداد كل مقالات : 1916
تـعداد اعضاء سايت: 558
بازدید کـل سايت: 3480539
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 27   تعداد بازدید: 2146 تاریخ اضافه: 2010-08-31

عصر سيطره‌ی نظامی آل بويه (334- 447 هجری)

الف- چگونگی سیطره‌ی نظامی آل بویه

اين دوران از خلافت عباسی به مدت صد و سیزده سال به درازا انجامید. در طی مدت سیطره‌ی بویهیون یا آل بویه بر خلافت عباسی، فقط چهار نفر از خلفای عباسی بر کرسی خلافت نشستند که هر یک از خلفا در این دوران حکومتی طولانی داشتند که کوتاهترین آن‌ها در دوره‌ی خلافت طائع لله بوده که نزدیک به هیجده سال حکومتش به درازا انجامید و در عهد خلافت قادر، مدت حکومتش به چهل و یک سال هم رسیده است، که این مدت نسبت به خلفای پیشین رقم بسیار بالایی است.

از ویژگیهای اصلی این مرحله، سیطره‌ی آل بویه بر خلافت عباسی است. اصل آن‌ها به سرزمین فارس برمی‌گردد، و شاید در گذشته اجدادشان از ملوک فارس بوده‌اند.

این خانواده در منطقه‌ای به نام دیلم سکونت داشتند، و جزو ساکنان آن منطقه گشتند، آنها از رعیت عادی آن منطقه بودند. پدرشان ابو شجاع بویه از ماهی‌گیران دریای خزر بود، که دارای سه فرزند به نام‌های علی و حسن و احمد بود، که به عنوان سربازان عادی وارد جیش ارتش شدند، اما با شجاعتی که از خود به جای گذاشتند در رتبه‌ی فرماندهان نظامی قرار گرفتند.

آنها پس از چندی متوجه شدند که مرداویج بن زیاد از نیروی نظامی بالاتری برخوردار است، لذا خود را به او ملحق ساختند. مرداویج نیز آنها را گرامی داشت و ولایت کرج را به علی بن بویه سپرد، سپس بر آنها خشم گرفت، و دستور عزل آن‌ها را صادر کرد.

 اگر چه حسن و احمد از پست خود کناره‌گیری کردند، اما برادرشان علی بن بویه به خاطر شجاعت و محبوبیتی که به دست آورده بود، حاضر به کناره‌گیری نشد، مرداویج با فرستادن لشکری نظامی، او را از کرج بیرون راند؛ او نیز به سوی اصفهان حرکت کرده، بر مظفر بن یاقوت پیروز گشت، و در سال 322 هجری وارد شیراز شد؛ در سال 323 هجری قصد تقرب و نزدیکی به مرداویج را داشت، که وی در آن سال به قتل رسید.

حسن بن بویه بلافاصله پس از کشته شدن مرداویج توانست ری و اصفهان و همدان را به تصرف خویش در آورد، و برادر دیگر، احمد بن بویه نیز بر کرمان و سپس در سال 326 هجری، بر اهواز سیطره یافت. بدینوسیله تصرف سرزمین فارس و سیطره بنو بویه (علی و حسن و احمد) بر این سرزمین هموار گشت، و زمام امور به دست آن‌ها افتاد.

در این مدت بود که رابطه‌ی بین خلیفه متقی و توزون تیره و سیاه گشت. خلیفه نیز احمد بن بویه را به بغداد فرا خواند، وی به سوی خلیفه حرکت کرد، اما در آن سال (332 هجری) در مقابل توزون شکست خورد.

آل بویه سلطه‌ی خود را بر سرزمین فارس حفظ کردند. علی بن بویه از کرج تا اهواز را در سیطره‌ی خویش داشت، و احمد بن بویه نیز بر قسمت‌های فارس جنوبی سیطره داشت، و برادرشان حسن نیز بر شمال سرزمین فارس سیطره و نفوذ پیدا کرده بود.

سران بغداد در عهد مستکفی از احمد بن بویه خواستند تا به سوی آن‌ها حرکت کند، و خلیفه نیز از آنها استقبال کرده، و به هر یک از برادران القاب مخصوصی عطا کرد. خلیفه مستکفی، احمد بن بویه را لقب معز الدوله، و حسن را لقب رکن الدوله و علی را لقب عماد الدوله عطا کرد؛ اینجا بود که نفوذ و سیطره‌ی آن‌ها به بغداد نیز کشانده شد.

ب- کارها و روش خاندان بویه

همان طور که گفتیم فرزندان بویه ساکن سرزمین دیلم بودند، آنها بر اعتقاد مذهب شیعی نشأت یافته بودند. به همین جهت در طی دوران سیطره‌ی خویش اعمال منکر و خلاف سنت از آنها سر زد، که به چند نمونه از آنها اشاره خواهیم داشت.

در سال 341 هجری گروهی از معتقدین به تناسخ (اعتقاد به تناسخ ارواح) ظهور کردند، که جوانی از میان آن‌ها ادعا می‌کرد که روح علی رضی الله عنه به او انتقال یافته، و همچنین همسرش ادعا می‌کرد که روح فاطمه به او انتقال یافته است. سپس پس از مدتی ادعا کرد که وی جبریل است، و با منسوب ساختن خود به آل بیت، طرفداران آنها را به خود جذب می‌کرد. با وجود ظهور این اعتقادات خرافی در دوران معز الدوله، او به خاطر شیعه بودنش دستور داد، تا کسی مانع این افراد نشود، و آن‌ها را آزاد بگذارند. بدینگونه تا حدی به انتشار این فرقه کمک شد.

در سال 351 هجری، شیعان بر در مساجد بغداد لعنت و دشنام بر معاویه را نوشتند، و در عاشورای سال 352 هجری معز الدوله دستور داد، تا در روز عاشورا بازارها را تعطیل کرده، و آشپزها برای این روز غذا درست کنند. همچنین دستور داد تا زنان و مردان در این روز نوحه‌سرایی و سینه‌زنی کرده و بر حسین رضی الله عنه عزا و ماتم بگیرند. این برای نخستین بار بود که در شهر بغداد چنین چیزی رخ می‌داد، و به مدت دو سال ادامه پیدا کرد. همچنین وی دوازدهم ذی الحجه را روز عید غدیرخم اعلام کرد.

در مورد شیعه بودن معز الدوله ذکر شده، که وی شیعه‌ای عامی بوده، و شیعه بودنش از روی علم و تحقیق نبوده است، و روایت شده که وی در اواخر عمرش به سنت باز گشته و از بدعت خویش توبه کرده است، اما روایت صحیح بر آن است که وی بر بدعت خویش وفات نموده است. هنگامی که وفات وی فرا رسید اموال زیادی را صدقه داد، و در 13 ربیع الاول سال 356 هجری وفات نمود، ولی قدرت و سیطره‌ همچنان در خاندان بویه باقی ماند و پس از وفات معز الدوله و رکن الدوله به فرزندان آنها انتقال یافت.


سايت عصر اسلام

www.IslamAge.com


مصادر و مراجع:

*سیر أعلام النبلاء- للذهبی- تحقیق شيخ شعيب الأرناؤوط.
* تاريخ ابن خلدون.
* الکامل فی التاریخ- لابن الأثیر.
* سایت ويكيبيديا، الموسوعة الحرة- سایت إسلام أون لاین . نت- سایت أسرة آل باوزیر العباسیة الهاشمیة.
* الدرة السنیة فی أخبار الدولة العباسیة، تألیف أبوبکر بن عبدالله بن أیبک الدواداری، بیروت 1413هـ/1992م.
* تاريخ الإسلام السياسي والديني والثقافي والاجتماعي، تألیف حسن ابراهيم حسن، دار الجیل ببیروت،الطبعة الرابعة عشرة، 1416هـ/1996م.
* الدولة العباسیة، تألیف محمود شاکر، المکتب الإسلامی، الطبعة الخامسة، 1411هـ/1991م.

 

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرموده است:

(أريت في المنام أني أنزع بدلو بكرة على قليب، فجاء أبو بكر فنزع ذنوباً أو ذنوبين نزعاً ضعيفاً والله يغفر له ثم جاء عمربن الخطاب فاستحالت غرباً فلم أر عبقريا يفري فريه حتى روى الناس وضربوا بعطن)
«در خواب دیدم که از چاهی آب می‌کشم؛ آن‌گاه ابوبکر آمد و یک دلو آب از چاه کشید و او، در کشیدن آب ضعیف بود و خداوند، او را می‌بخشد. سپس عمر آمد و دلو را به دست گرفت؛ هیچ پهلوانی سراغ ندارم که همانند او کاری را بدین قوت انجام دهد. عمر چنان آب کشید که همه‌ی مردم و شترانشان سیراب شدند و به استراحت پرداختند»
 مسلم ش 2393 .

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان