سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

30 تير 1397 08/11/1439 2018 Jul 21

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1143
تـعداد كل مقالات : 1929
تـعداد اعضاء سايت: 561
بازدید کـل سايت: 3824732
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 20   تعداد بازدید: 354 تاریخ اضافه: 2018-03-04

موضع ابوبکر صدیق رضی الله عنه پس از وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم

موضع ابوبکر صدیق رضی الله عنه پس از وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم[1]

 

روزی که رسول الله صلی الله علیه وسلم وفات نمود، مصیبت بزرگی متوجه مسلمانان گردید و شوکی تکان دهنده به آنان وارد شد. چنان‌که بسیاری از آنان سرگشته و سرگردان شده و رفتار درست و برخورد صحیح با این مصیبت را از یاد بردند، حتی که عمر رضی الله عنه وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم را انکار نمود و به سوی مردم خارج شده و آنان را مخاطب قرار داده و گفت: «به الله سوگند رسول الله صلی الله علیه وسلم نمرده، بلکه الله تعالی او را به جایی فرستاده است، هرکس بگوید او مرده است، دست و پایش را قطع می‌کنم». پس از اینکه ابوبکر رضی الله عنه خبر وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم را شنید، سوار بر اسب از خانه‌اش در سنح به سوی مدینه حرکت نمود تا اینکه به مدینه رسیده و وارد مسجد شد، پس با مردم سخن نگفت تا اینکه وارد حجره‌ی ام المومنین عایشه رضی الله عنها شد و درحالی‌که رسول الله صلی الله علیه وسلم را با پارچه‌ای یمانی پوشیده بودند، ایشان را تیمم داده و پارچه را از صورتش کنار زد، سپس خم شده و پیشانی رسول الله صلی الله علیه وسلم را بوسیده و گریه کرد. سپس فرمود: پدر و مادرم فدایت، به الله سوگند که الله تو را دوبار نمی‌میراند. مرگی که برایت مقرر بود، فرا رسید».[2]

سپس ابوبکر رضی الله عنه از حجره‌ی أم المومنین عایشه رضی الله عنها خارج شد درحالی‌که همچنان عمر رضی الله عنه با مردم سخن می‌گفت؛ پس فرمود: ای سوگند خورنده آرام باش و سخت مگیر؛ و فرمود: بنشین ای عمر؛ اما عمر از نشستن ابا ورزید. پس چون ابوبکر  رضی الله عنه سخن گفتن را آغاز نمود مردم به او روی آورده و عمر را رها کردند؛ عمر  رضی الله عنه نشست و ابوبکر  رضی الله عنه پس از حمد و ثنای الهی فرمود: اما بعد، هریک از شما که محمد را عبادت می‌کرد، بداند که محمد وفات نمود و هریک از شما که الله را عبادت می‌کند، براستی الله زنده‌ای است که هرگز نمی‌میرد. الله متعال فرموده است: «(ای محمّد!) تو هم می‌میری و همه آنان می‌میرند»[3]. و می‌فرماید: «محمّد جز پیامبری نیست و پیش از او پیامبرانی بوده و رفته‌اند؛ آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، آیا دور زده و به عقب برمی‌گردید (و با مرگ او اسلام را رها می‌سازید و به کفر و بت‌پرستی بازمی‌گردید)؟! و هرکس به عقب بازگردد (و ایمان را رها کرده و کفر را برگزیند) هرگز کوچک‌ترین زیانی به الله نمی‌رساند، (بلکه به خود ضرر می‌زند) و الله به سپاسگزاران پاداش خواهد داد»[4].

به الله سوگند مردم در وضعیتی بودند که گویا نمی‌دانستند الله متعال این آیه را نازل فرموده تا این‌که ابوبکر  رضی الله عنه آن را تلاوت نمود. عمر رضی الله عنه می‌گوید: به الله سوگند زمانی‌که ابوبکر آن آیه را تلاوت کرد دانستم رسول الله صلی الله علیه وسلم واقعا وفات کرده‌ است؛ دیگر پاهایم تاب مرا نیاورد و به زمین افتادم.

راوی می‌گوید: پس همه‌ی مردم این آیه را به یاد آوردند چنان‌که هیچ یک از آنان نبود مگر اینکه آن را تلاوت می‌کرد و به شدت می‌گریستند.[5]

براستی وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم مصیبتی بزرگ و امری سخت و دشوار بود، آن هم در شرایطی ‌که در این مورد میان صحابه اختلاف بر پا بود، لیکن ابوبکر صدیق رضی الله عنه به فضل الله متعال، اختلاف را سر و سامان داده و به پایان رسانده و میان قلوب الفت ایجاد نمود و باعث تثبیت واقعیت نزد آنان شد؛ و کسی نمی‌تواند از عهده‌ی چنین امری برآید مگر از قلبی ثابت و استوار و شجاعتی بی‌مانند و عقلی برتر و حکمتی وسیع برخوردار باشد. کسی که الله تعالی از او راضی شده و او نیز از پروردگارش راضی باشد.

ابوبکر صدیق رضی الله عنه در روز دوم از وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم – یعنی سه‌شنبه – برای مردم سخنرانی کرده و حقوق و وظایف ایشان را گوشزد نمود؛ چنانکه پس از حمد و ثنای الهی فرمود: «ای مردم، مرا در حالی به امارت خویش گماشتید که (گمان نمی‌کنم) بهترین شما باشم؛ پس اگر نیک و درست عمل کردم، یاری‌ام دهید و اگر بد و نادرست رفتار کردم، اصلاحم کنید. صداقت و راستی (چون) امانت است و دروغ کمال خیانت. کسی که در میان شما ضعیف (و حق باخته) است، نزد من قوی خواهد بود تا به خواست الله حقش را به او بازگردانم و آنکه در میان شما قوی است (و حق دیگران را خورده) نزد من ضعیف خواهد بود تا به خواست الله حق دیگری را از او بستانم. هیچ قومی جهاد در راه الله را ترک نمی‌کنند مگر اینکه الله متعال آن‌ها را خوار و ذلیل می‌گرداند و فحشا و بدکاری در هیچ قومی گسترش نمی‌یابد مگر الله متعال همه‌ی آن‌ها را به بلا و عذاب عمومی گرفتار می‌سازد. تا زمانی‌که از الله و رسولش اطاعت می‌کنم، از من اطاعت کنید و هرگاه از الله و رسولش روی گرداندم، نباید از من اطاعت کنید. الله متعال شما را مورد رحمت خود قرار دهد. برای نماز برخیزید».[6]

اما اینکه ابوبکر صدیق رضی الله عنه فرمود: «به امارت شما گماشته شدم درحالی‌که بهترین شما نیستم» از باب تواضع و فروتنی می‌باشد، زیرا همه‌ی صحابه اجماع داشته و متفق بودند که ابوبکر  رضی الله عنه بهترین آنان می‌باشد.[7]

 

 

منبع: برگرفته از کتاب اصول و مبانی دعوت در سیرت اصحاب احمد صلی الله علیه وسلم. مؤلف: د. سعید بن علی بن وهف قحطانی. مترجم: امین پور صادقی.

 



[1]- دیگر مواضع حکیمانه ابوبکر صدیق را بنگر در: بخاری و شرح آن الفتح، کتاب مناقب الأنصار، باب أیام الجاهلیة (7/149)؛ و أبونعیم در الحلیة (1/31)؛ و أحمد در الزهد به همین معنا روایتی را ذکر نموده است، ص164؛ و نگا: حیاة الصحابة (2/611، 61)؛ و أعلام المرسلین، خالد البیطار (1/30)؛ وصحیح الجامع الصغیر، ألبانی (4/172)، (ش: 4395) و نگا: فتح الباری (7/14) که براستی امور شگفت‌آوری از ابوبکر صدیق در پاکدامنی و پرهیزگاری ذکر نموده است.

[2]- بخاری و شرح آن الفتح، کتاب الجنائز، باب الدخول على المیت بعد الموت إذا أدرج فی أکفانه (3/133)، (ش: 1241، 1242)؛ و کتاب المغازی، باب مرض النبي صلی الله علیه و سلم ووفاته (8/145)، (ش: 4452 - 4454).

3- ﴿إِنَّكَ مَيِّتٞ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ [الزمر: 30]

4- ﴿وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٞ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِ ٱلرُّسُلُۚ أَفَإِيْن مَّاتَ أَوۡ قُتِلَ ٱنقَلَبۡتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡۚ وَمَن يَنقَلِبۡ عَلَىٰ عَقِبَيۡهِ فَلَن يَضُرَّ ٱللَّهَ شَيۡ‍ٔٗاۗ وَسَيَجۡزِي ٱللَّهُ ٱلشَّٰكِرِينَ [آل‌عمران: 144]

[5]- نگا: بخاری و شرح آن الفتح، الفاظ این روایت را از جاهای مختلف آن ذکر نموده‌ام، از جمله: کتاب الجنائز، باب الدخول على المیت إذا أدرج في أکفانه (3/113)، (ش: 1241، 1242)؛ و کتاب فضائل الصحابة، باب قول النبي صلی الله علیه و سلم: لو کنت متخذاً خلیلاً (7/19)، (ش: 3667)؛ و کتاب المغازي، باب مرض النبي ج ووفاته (8/145)، (ش: 4454)؛ و نگا: البدایة والنهایة، ابن کثیر (5/241، 242)؛ و حلیة الأولیاء (1/29).

[6]- سیره ابن هشام (4/340) و ابن کثیر در البدایة والنهایة (5/248) می‌گوید: واسناد این روایت صحیح است.

[7]- نگا: البدایة والنهایة (5/248).

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

عمرو بن عاص رضی الله عنه  می‌گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و سلم  پرسیدم: چه کسی را بیشتر از همه دوست داری؟ فرمود: «عایشه را». گفتم: از میان مردان، چه کسی را؟ فرمود: «پدر عائشه را». گفتم: سپس چه کسی را؟ فرمود: «عمربن خطاب را» و آن‌گاه مردان دیگری را نیز نام برد.
الاحسان فی صحیح ابن حبان (15/309)

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان