سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

29 مرداد 1397 08/12/1439 2018 Aug 20

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 561
بازدید کـل سايت: 3873953
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 175   تعداد بازدید: 376 تاریخ اضافه: 2017-11-19

قسمت هفتم: اتفاقات سال چهارم هجری

قسمت هفتم: اتفاقات سال چهارم هجری

(93) سَرِیّه ابو سَلَمه رضی الله عنه و وفات او:

1-             در محرم سال 4 هجری رسول الله صلی الله علیه و سلم ابوسَلَمه رضی الله عنه را به همراه 50 نفر فرستاد تا با طُلیحة بن خُویلد که گروهی را برای حمله به مدینه جمع کرده بود، مبارزه كند.

2-             وقتی ابو سلمه رضی الله عنه از این سریه برگشت جراحتی را که در روز اُحُد برداشته بود سر باز کرد و بر اثر آن از دنیا رفت.

3-             رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: یاالله ابوسلمه رابیامرز، و درجه‌ی او را به درجه‌ی هدايت شدگان برسان، و بعد از او، جانشين او در ميان بازماندگانش باش و ما و او را ای پروردگار جهانیان بیامرز. (روایت مسلم)

(94) سَرِیّه عبد الله بن أُنَیْس رضی الله عنه:

4-             در محرم سال 4 هجری رسول الله صلی الله علیه و سلم عبدالله بن أُنَیْس رضی الله عنه را برای کشتن خالد بن سفیان هُذَلی فرستاد که افراد زیادی را برای حمله به مدینه آماده کرده بود.

5-             عبد الله بن أُنَیْس رضی الله عنه توانست خالد بن سفیان هذلی را به قتل برساند و با مرگش گروهی را که جمع کرده بود، متفرق شدند.

6-             وقتی عبد الله بن أُنَیْس به مدینه بازگشت رسول الله صلی الله علیه و سلم بسیار خوشحال شدند، وبه او گفتند: "رستگار شدی".

7-             سپس رسول الله صلی الله علیه و سلم عصای خود را به عبدالله بن أُنَیْس دادند، و به او گفتند: "نشانه‌ای است بین من و تو در روز قیامت". وقتی عبد الله از دنیا رفت آن عصا با او دفن شد.

(95) سَرِیّه رَجیع:

8-             در صفر سال 4 هجری سریه‌ی رَجیع به وقوع پیوست که در آن 10 تن از صحابه که بنی لِحیان به آنان خيانت كرده بودند كشته شدند. و اين قضیه بسیار بر پیامبر صلی الله علیه و سلم دشوار آمد و بسیار اندوهگین شد.

(96) فاجعه‌ی چاه مَعُونَة:

9-              در صفر سال 4 هجری فاجعه‌ی بئر (چاه) مَعُونه یا سریه‌ی قُرَّاء اتفاق افتاد که در آن 70 تن از صحابه که از انصار بودند شهید شدند، و سببش خیانت قبیله‌های رِعْل وذَکْوان وعُصَیَّة بود.

10-         فاجعه‌ی بئر مَعُونه از بزرگترین مصیبت‌ها بود، و بدین سبب رسول الله صلی الله علیه و سلم یک ماه کامل قبائلی را که به صحابه خیانت کرده بودند، نفرین می‌کردند.

(97) غزوه‌ی بنی نَضَیر:

11-         در ربیع الأول سال 4 هجری غزوه‌ی بنی نَضیر اتفاق افتاد، و این دومین غزوه‌ای بود که در آن مسلمانان با یهودیان می‌جنگیدند، وعلتش این بود که یهودیان می‌خواستند رسول الله صلی الله علیه و سلم را به قتل برسانند.

12-         رسول الله صلی الله علیه و سلم به آنان حمله، و آنان را در محل سکونتشان محاصره کردند. و الله عزوجل نیز رعب و وحشت را در دل‌هایشان انداخت. بدین ترتیب ناچارًا با پیامبر صلی الله علیه و سلم صلح کردند به شرط اینکه از آنجا خارج شوند، و رسول الله صلی الله علیه و سلم نیز به آنان اجازه دادند که هر مقدار از وسایلشان را که می‌توانند با خود ببرند به جز اسلحه.

13-         سوره‌ی حشر به صورت کامل درباره‌ی غزوه‌ی بنی نَضیر نازل شد که جزئیات این غزوه را بیان می‌کند. و فهم این سوره بدون اطلاع از این غزوه، به درستی ممکن نمی‌باشد.

(98) غزوه‌ی بدر دوم:

14-         در شعبان سال 4 هجری غزوه‌ی بدر دوم اتفاق افتاد که به خاطر عدم وقوع مبارزه در آن به بدر صغری معروف گشت.

15-         این غزوه، غزوه‌ی بدر موعد نیز نامیده می‌شود. زیرا ابو سفیان در غزوه‌ی اُحُد به رسول الله صلی الله علیه و سلم وعده داد که سال آینده در بدر ملاقات ومبارزه می‌کنیم.

16-         رسول الله صلی الله علیه و سلم به همراه 1500 نفر خارج شدند، و ابو سفیان با 2000 نفر. این در حالی بود که ابو سفیان از رفتن به این غزوه می‌ترسید وعلاقه‌ای به رفتن نداشت.

17-         رسول الله صلی الله علیه و سلم به بدر رسیدند و منتظر ابو سفیان شدند، الله رعب ووحشت را در دل ابو سفیان انداخت، به همین دلیل وقتی ابو سفیان به عُسْفان رسيد، ترسید و برگشت، در نتیجه کسانی که با او بودند نیز متفرق شدند.

(99) ازدواج رسول الله صلی الله علیه و سلم با ام سَلَمَة رضی الله عنها:

18-         در شوال سال 4 هجری رسول الله صلی الله علیه و سلم با ام سلمه رضی الله عنها که نامش هند بنت أبی أمیة بن المُغَیرة بود ازدواج کردند، این ازدواج بعد از انتهای عده‌ی ام سَلَمَه از شوهر اولش بود.

19-         ام سلمه رضی الله عنها به عقل بالغ و رأی سدید معروف بود، و در سال 61 هجری وفات یافت. از میان همسران رسول الله صلی الله علیه و سلم او آخرین کسی بود که از دنیا رفت.

(100) ازدواج رسول الله صلی الله علیه و سلم با زینب بنت جَحْش رضی الله عنها:

20-         رسول الله صلی الله علیه و سلم در سال 4 هجری با زینب بنت جَحْش رضی الله عنها ازدواج کردند. زینب همسر زید بن حارثه، فرزند خوانده‌ی پیامبر صلی الله علیه و سلم بودند، به امر الله زید او را طلاق داد سپس رسول الله صلی الله علیه و سلم با او ازدواج کردند.

21-         هدف از این ازدواج باطل کردن عادت فرزند خواندگی و از بین بردن این رسمِ جاهلیت بود.

22-         زینب تقریبا یک سال نزد زید بن حارثه رضی الله عنه ماند، سپس زید او را طلاق داد، هنگامی که عده‌اش تمام شد، رسول الله صلی الله علیه و سلم با او ازدواج کردند.

23-         الله عزوجل عقد رسول الله صلی الله علیه و سلم و زینب رضی الله عنها را بست، و رسول الله صلی الله علیه و سلم بدون اجازه بر او وارد شدند، الله عزوجل می‌فرماید:﴿فَلَمَّا قَضَىٰ زَيۡدٞ مِّنۡهَا وَطَرٗا زَوَّجۡنَٰكَهَا[الأحزاب: 37]«هنگاميکه زيد نياز خود را از او به پايان برد او را به ازدواج تو درآورديم».

24-         به همین دلیل زینب بنت جَحْش رضی الله عنها در مقابل همسران دیگر رسول الله صلی الله علیه و سلم افتخار می‌کرد و می‌گفت: "شما را خانواده‌هایتان به ازدواج رسول الله صلی الله علیه و سلم درآورده‌اند، اما مرا الله تعالی از بالای هفت آسمان به ازدواج رسول الله صلی الله علیه و سلم درآورد". (روایت بخاری)

25-         وقتی رسول الله صلی الله علیه و سلم بر زینب داخل شدند ولیمه دادند. انس رضی الله عنه می‌گوید: وقتی رسول الله صلی الله علیه و سلم بر زینب بنت جَحْش وارد شد، ولیمه دادند به گونه‌ای که مردم را از نان و گوشت سیر کردند.

26-         در آن ایام حجاب نیز واجب شد. مراد از حجاب در اینجا برای امهات المؤمنین بود، که هیچ مرد نامحرمی با آن‌ها صحبت نکند مگر از پشت پرده.

(101) برخی صفات ام المؤمنین زینب بنت جَحْش رضی الله عنها:

27-         زینب بنت جَحْش رضی الله عنها با دیانت ترین، پرهیزگارترین، بخشنده‌ترین و نیکی کننده‌ترین زنها بود. عایشه رضی الله عنها می‌گوید: هرگز زنی را در دینداری بهتر از زینب ندیدم.

28-         رسول الله صلی الله علیه و سلم به زنانشان فرمودند: "زودترین کسی که از بین شما به من می‌پیوندد کسی است که دستش طولانی‌تر باشد". و مراد از طول دست در اینجا، بسیار صدقه دادن است، و زینب نیز اینگونه بود.

29-         زینب بنت جَحْش رضی الله عنها در سال 20 هجری در خلافت عمر رضی الله عنه وفات کرد. و او اولین همسر رسول الله صلی الله علیه و سلم بود که بعد از وفات ایشان از دنیا رفتند و در بقیع دفن شدند.

 

منبع: مرواریدهای پنهان مختصری از سیرت رسول الله صلی الله علیه و سلم، تألیف: موسى بن راشد العازمی، ترجمه: عبد الله محمد أَرْمَکی.

 

 

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان