سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

26 آبان 1396 27/02/1439 2017 Nov 17

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1117
تـعداد كل مقالات : 1903
تـعداد اعضاء سايت: 557
بازدید کـل سايت: 3340706
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 174   تعداد بازدید: 17 تاریخ اضافه: 2017-11-12

قسمت نهم: اتفاقات سال ششم هجری

قسمت نهم:
اتفاقات سال ششم هجری

(109) سَرِیّه‌ها پس از غزوه‌ی خندق:

1-             رسول الله صلی الله علیه و سلم حملاتی را برای تأدیب قبائلی که در غزوه‌ی خندق شرکت کرده بودند انجام دادند، که در این راستا، چندین سَرِیّه را یکی پس از دیگری به سوی آن قبایل می‌فرستاد.

2-             در ربیع الأول سال 6 هجری رسول الله صلی الله علیه و سلم برای غزوه‌ی بنی لِحیان خارج شدند، و به آنان حمله کردند و آنان را متفرق ساختند.

3-             در ربیع الأول سال 6 هجری رسول الله صلی الله علیه و سلم سریه دیگری را به فرماندهی عُكَاشَة بن مِحْصَن رضی الله عنه به سوی بنی اسد فرستادند، که منجر به فرار آنان شد.

4-             در ربیع الآخر سال 6 هجری نیز سریه‌ای را به فرماندهی محمد بن مَسْلَمَه به سوی بنی ثَعْلَبَه از غَطَفان فرستادند که بینشان درگیری صورت گرفت.

5-             ایشان در ربیع الأخر سال 6 هجری سریه دیگری را به فرماندهی ابو عبیده بن جَرّاح به سوی ذی القَصّه فرستادند که به آنان حمله کردند و صاحب غنیمت شدند.

6-             رسول الله صلی الله علیه و سلم زید بن حارثه رضی الله عنه را به سوی بنی سُلَيْم فرستادند، و  از  آنان غنیمت به دست آوردند، و با همراهانش سالم برگشتند. و این قضیه نیز در ربیع الآخر سال 6 هجری اتفاق افتاد.

7-             در جمادی الأول سال 6 هجری رسول الله صلی الله علیه و سلم سریه‌ای را به فرماندهی زید بن حارثه  رضی الله عنه فرستادند، که هدف به چنگ آوردن قافله‌ی قریش بود و به هدف خود رسیدند.

8-             صحابه هر آنچه در آن قافله بود را گرفتند و افراد آن را اسیر کردند.در میان اسرا، ابو العاص بن ربیع همسر  زینب دختر  رسول الله صلی الله علیه و سلم حضور داشت، که تا آن زمان هنوز مشرک بود.

9-             زینب دختر رسول الله صلی الله علیه و سلم به همسرش ابو العاص بن ربیع پناه داد. بدین سبب رسول الله صلی الله علیه و سلم همه‌ی اسرا را آزاد کردند و مالِ ابو العاص را به او برگرداندند.

10-         ابو العاص بن ربیع به مکه بازگشت، و اموال اهل مکه را که در قافله بود به آنان بازگرداند، سپس مسلمان شد و به مدینه هجرت نمود.

(110) غزوه‌ی حُدَیْبِیَه 1:

11-         در ذی القعده‌ی سال 6 هجری رسول الله صلی الله علیه و سلم اعلام کردند که به عمره می‌روند، و به یارانشان خبر دادند خواب دیده‌اند که یشان و یارانشان در امنیت کامل و در حالی که سرهایشان را تراشیده‌اند به مکه وارد می‌شوند.

12-         صحابه از این خبر بسیار خوشحال شدند، و برای همراهی ایشان آماده شدند. و رسول الله صلی الله علیه و سلم بادیه نشینانی را که مسلمان شده بودند، نیز از صحرا و بادیه فرا خواندند تا با آنان همراه شوند.

13-         بادیه نشینان نیامدند، و برای خود عذرهای پوچ تراشیدند، که قرآن کریم در سوره‌ی فتح، آیه 11 به بعد، این قضیه را آشکار می‌کند، الله عزوجل می‌فرماید: ﴿سَيَقُولُ لَكَ ٱلۡمُخَلَّفُونَ مِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ شَغَلَتۡنَآ أَمۡوَٰلُنَا وَأَهۡلُونَا فَٱسۡتَغۡفِرۡ لَنَاۚ يَقُولُونَ بِأَلۡسِنَتِهِم مَّا لَيۡسَ فِي قُلُوبِهِمۡۚ قُلۡ فَمَن يَمۡلِكُ لَكُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيۡ‍ًٔا إِنۡ أَرَادَ بِكُمۡ ضَرًّا أَوۡ أَرَادَ بِكُمۡ نَفۡعَۢاۚ بَلۡ كَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرَۢا١١ بَلۡ ظَنَنتُمۡ أَن لَّن يَنقَلِبَ ٱلرَّسُولُ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِلَىٰٓ أَهۡلِيهِمۡ أَبَدٗا وَزُيِّنَ ذَٰلِكَ فِي قُلُوبِكُمۡ وَظَنَنتُمۡ ظَنَّ ٱلسَّوۡءِ وَكُنتُمۡ قَوۡمَۢا بُورٗا١٢[الفتح: 11-12].

(111) غزوه‌ی حُدَیْبِیَه 2:

14-         رسول الله صلی الله علیه و سلم به همراه 1400 نفر از یارانشان از مدینه به سوی مکه حرکت کردند. و از  همسرانشان نیز  ام سلمه هند بنت أبی أمیه رضی الله عنها با ایشان بود.

15-         در این سفر، رسول الله صلی الله علیه و سلم سلاحی را با خود حمل نکردند، مگر سلاحی که یک مسافر  به همراه خود حمل می‌کند که عبارت بود از شمشیرهایی که در غلاف بودند. و 70 شتر را نیز برای قربانی با خود داشتند.

16-         رسول الله صلی الله علیه و سلم به میقات ذو الحُلَيْفَة که میقات اهل مدینه است رسیدند. در آنجا احرام بستند و به عمره لبیک گفتند و به طرف مکه حرکت کردند. میقات به جایی می‌گویند که شخصی که قصد حج یا عمره دارد از آنجا احرام می‌پوشند، و حق ندارد بدون احرام از  آنجا بگذرد.

(112) غزوه‌ی حُدَیْبِیَه 3:

17-         خبر آمدن رسول الله صلی الله علیه و سلم به مکه برای ادای عمره به قریشیان رسید. آن‌ها گفتند: "به خدا قسم بر ما وارد نخواهد شد".

18-         آنان برای جلوگیری از  ورود مسلمانان به مکه گردانی را به فرماندهی خالد بن الولید که هنوز مشرک بود، آماده کردند.

19-         در  وقت نماز عصر رسول الله صلی الله علیه و سلم به منطقه‌ی عُسْفان رسیدند، که ناگهان گردان خالد بن الولید را جلو خود مشاهده کردند.

20-         اینجا بود که نماز خوف یا همان نماز هنگام ترس مشروع گردید، و این اولین نماز خوفی بود که خوانده می‌شد.

(113) غزوه‌ی حُدَیْبِیَه 4:

21-         رسول الله صلی الله علیه و سلم از رویارویی با لشکر کفار خودداری كرد و به اصحابش گفت: "چه کسی ما را از  راهی غیر از  راه آنان می‌برد". شخصی از اصحاب گفت: من یا رسول الله، سپس راهی سنگلاخ را در پیش گرفتند تا اینکه توانستند سپاه مشرکین را دور بزنند.

22-         مسلمانان به ثَنِیَّه المُرَار  رسیدند. در آنجا شتر  پیامبر صلی الله علیه و سلم زانو زد و حرکت نکرد، هر چه صحابه تلاش کردند فایده‌ای نداشت.

23-         سپس رسول الله صلی الله علیه و سلم شترشان را راندند، و شتر به سرعت بلند شد، و حرکت کرد تا اینکه به دورترین نقطه حُدَیْبِیَه رسید. وقتی در حُدَیْبِیَه آرام گرفتند بُدَیْل بن وَرْقاء به همراه چند نفر نزد ایشان آمد.

24-         بُدَیْل به رسول الله صلی الله علیه و سلم گفت: همانا قریش برای جنگ با تو برای جلوگیری از ورودت به مکه خارج شده است. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: "ما برای جنگ نیامده‌ایم، بلکه برای ادای عمره آمده‌ایم". (روایت بخاری).

(114) غزوه‌ی حُدَیْبِیَه 5:

25-         قریش عده‌ای از فرستاده‌هایش را نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم فرستاد. هدف آن‌ها از این کار اطمینان از علت آمدن پیامبر به مکه بود، که آیا برای جنگ آمده یا برای ادای عمره.

26-         افرادی که قریش آنان را فرستاده بود عبارت بودند از: ١- مِكْرَزُ بن حَفْص ٢- حِلْسُ بن عَلْقَمة، 3- عُرْوَة بن مَسعود الثَّقَفي.

27-         فرستاده‌های قریش برگشتند و خبر  آوردند که مسلمانان برای ادای عمره آمده‌اند نه برای جنگ. چون احرام پوشیده‌اند، و شترانی را برای قربانی آورده‌اند.

28-         وقتی رسول الله صلی الله علیه و سلم این جریان را دیدند عثمان بن عفان رضی الله عنه را نزد ابو سفیان رئیس مکه فرستادند که به آن‌ها بگوید برای جنگ نیامده‌اند، بلکه قصدادای عمره دارند.

(115) غزوه‌ی حُدَیْبِیَه 6 (بیعت رضوان):

29-         ابو سفیان به عثمان رضی الله عنه خوش آمد گفت و از  او استقبال کرد، و به او گفت: نزد ما بمان تا اینکه تصمیم بگیریم. اما به رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر رسید که عثمان به قتل رسیده است.

30-         با شنیدن این خبر رسول الله صلی الله علیه و سلم به یارانشان دستور دادند بیعت کنند. این بیعت زیر درختی صورت گرفت و به بیعت رضوان معروف شد.

31-         این بیعت، رضوان نام گرفت چون الله سبحانه و تعالی فرمود: ﴿۞لَّقَدۡ رَضِيَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ يُبَايِعُونَكَ تَحۡتَ ٱلشَّجَرَةِ[الفتح: 18]«به تحقیق که الله راضی گشته است از مؤمنانی که زیر  درخت با تو بیعت می‌کردند».

(116) غزوه‌ی حُدَیْبِیَه 7 (بیعت رضوان):

32-         تعداد افرادی که در بیعت رضوان حضور داشتند طبق راجح‌ترین روایت، 1400 نفر از بهترین اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم از مهاجرین و انصار بودند.

33-         بعضی از آن‌ها با رسول الله صلی الله علیه و سلم بر مرگ بیعت کردند، و بعضی‌ها بر فرار نکردن از معرکه‌ی جنگ. و این بزرگترین بیعتی بود که در اسلام اتفاق افتاد.

34-         در فضیلت بیعت رضوان همین کافی است که الله عزوجل به نص قرآن از اصحاب این بیعت اعلام رضایت کرده است.

(117) غزوه‌ی حُدَیْبِیَه 8 (فضیلت بیعت رضوان):

35-         در فضیلت کسانی که در این بیعت شرکت کرده‌اند احادیثی آمده است، از جمله:

-         رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: "هر کس زیر درخت (حُدَیْبِیَه) بیعت کرد به بهشت وارد خواهد شد". روایت ترمذی.

-         همچنین رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: "هیچ کدام از کسانی که زیر درخت بیعت کردند به آتش وارد نخواهند شد". (روایت احمد در مسند، با سندی صحیح).

-         رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: "اگر خدا بخواهد هیچ کدام از کسانی که زیر درخت بیعت کردند به دوزخ وارد نخواهند شد". (روایت مسلم) .

-         مردی به رسول الله صلی الله علیه و سلم گفت: ای رسول الله حاطِب به آتش وارد خواهد شد. فرمودند: "اشتباه کردی، به آن وارد نخواهد شد زیرا او در بدر  و در حُدَیْبِیَه حضور داشت". (روایت مسلم).

-         جابر  بن عبد اللهب می‌گوید: رسول الله صلی الله علیه و سلم به ما فرمودند: "شما بهترین مردم زمین هستید". (متفق علیه).

(118) غزوه‌ی حُدَیْبِیَه 9 (بیعت عثمان):

36-         سپس رسول الله صلی الله علیه و سلم به جای عثمان رضی الله عنه با خودشان بیعت کردند، و دست راستشان را بر دست چپشان گذاشتند و فرمودند: "این برای عثمان". (روایت بخاری)

37-         و بدین ترتیب عثمان رضی الله عنه به شرف این بیعت بزرگ رسید. انس رضی الله عنه می‌گوید: دست رسول الله صلی الله علیه و سلم برای عثمان بهتر از دستان ما برای خود مان بود. (روایت ترمذی با سندی حسن)

(119) غزوه‌ی حُدَیْبِیَه 10 (صلح حدیبیه):

38-         وقتی قریشیان خبر بیعت اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم را شنیدند، ترسیدند و به صلح روی آوردند. بدین سبب سُهَیل بن عمرو را فرستادند که با رسول الله صلی الله علیه و سلم مذاکره کند.

39-         پس از مذاکره، توافق بر این مسائل صورت گرفت:

-         مسلمانان امسال بر گردند و به مکه وارد نشوند، و به جای آن سال آینده بیایند، و 3 روز  را در مکه بمانند.

-         هر قبیله‌ای مختار است که با محمد صلی الله علیه و سلم شود یا با قریش.

-         هر کسی به عنوان مسلمان نزد محمد صلی الله علیه و سلم آمد به قریش بازگردانده شود، و هر کس که مرتد شد و نزد قریش آمد به محمد صلی الله علیه و سلم بازگردانده نمی‌شود.این بند سخت‌ترین بند بر مسلمانان بود.

-         تا 10 سال بین دو طرف مسلمانان و قریش- جنگی نخواهد بود. در این 10 سال مردم در امنیت باشند و هیچ کسی به دیگری تعرض نکند.

(120) غزوه‌ی حُدَیْبِیَه 11 (پس از صلح حدیبیه):

40-         بعد از  اتمام مذاکره و رسیدن به توافق، رسول الله صلی الله علیه و سلم به یارانشان دستور دادند که با قربانی کردن شترها و تراشیدن موهایشان از  احرام در آیند.

41-         صحابه از شدت خشم به خاطر عدم ورود به مکه برای ادای عمره، دستور پیامبر  صلی الله علیه و سلم را برای خارج شدن از  احرام را نادیده گرفته، و هیچکدام از  احرام بیرون نیامد.

42-         سپس رسول الله صلی الله علیه و سلم نزد ام المؤمنین ام سلمه رضی الله عنها رفتند و جریان صحابه را و اینکه چگونه آنان به دستور ایشان عمل نکردند را برای او بازگو کردند.

43-         ام المؤمنین ام سلمه رضی الله عنها گفت: ای رسول الله، نزد ایشان برو و کسی که سرتان را می‌تراشد را صدا بزنید تا سرتان را بتراشد. رسول الله صلی الله علیه و سلم نیز این کار را کرد.

(121) غزوه‌ی حُدَیْبِیَه 12 (عمره حدیبیه):

44-         سر مبارکشان را خِراش بن أُمَیِّه رضی الله عنه تراشید. وقتی صحابه این را دیدند فهمیدند که کار  تمام شده است. پس همه‌ی آنان رضی الله عنهم سر خود را تراشیده و از  احرام بیرون آمدند.

45-         سپس رسول الله صلی الله علیه و سلم شترشان را سر بریدند، و صحابه نیز همین کار را کردند، و این همان عمره‌ی حُدَیْبِیَه مشهور است، که در آن پیمان صلح با قریش امضا شد.

(122) غزوه‌ی حُدَیْبِیَه 13 (نزول سوره‌ی فتح):

46-         آنگاه رسول الله صلی الله علیه و سلم و همراهانش که 1400 نفر جنگجو بودند به مدینه بازگشتند. و در  راه بازگشت به مدینه سوره‌ی فتح بر ایشان نازل شد.

47-         با نزول این سوره، رسول الله صلی الله علیه و سلم بسیار خوشحال شدند و فرمودند: "آیه‌ای بر من نازل شده که نزد من از همه‌ی دنیا محبوب‌تر است". (روایت مسلم)

48-         الله عزوجل می‌فرماید:﴿إِنَّا فَتَحۡنَا لَكَ فَتۡحٗا مُّبِينٗا* لِّيَغۡفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكَ وَيَهۡدِيَكَ صِرَٰطٗا مُّسۡتَقِيمٗا[الفتح: 1-2]«همانا ما برای تو فتحی آشکار را دادیم، تا الله گناهان گذشته و آینده تو را بیامرزد، و نعمتش را بر  تو تمام کند، و  تو را به راه راست هدایت کند».

49-         امام طَحَاوی می‌گوید: اهل علم اجماع کرده‌اند که فتح ذکر شده در آیه‌ی﴿إِنَّا فَتَحۡنَا لَكَ فَتۡحٗا مُّبِينٗا، صلح حُدَیْبِیَه است.

(123) غزوه‌ی حُدَیْبِیَه 14 (تأثیر صلح حدیبیه):

50-         چرا صلح حُدَیْبِیَه بزرگترین پیروزی برای اسلام است؟ از بعثت رسول الله صلی الله علیه و سلم تا صلح حُدَیْبِیَه در سال 6 هجری که 19 سال است، تعداد لشکر ایشان 1400 نفر بود.

51-         اما از صلح حُدَیْبِیَه در سال 6 هجری تا فتح مکه در سال 8 هجری که دو سال بیش نیست تعداد لشکر پیامبر صلی الله علیه و سلم در فتح مکه به 10 هزار نفر رسید.

52-         یعنی ثمره‌ی 19 سال تلاش، 1400 جنگجو، و ثمره‌ی دو سال تلاش پس از جنگ حُدَیْبِیَه 10 هزار جنگجو بود. چه تغییری رخ داد؟

53-         آنچه تغییر کرد این بود که صلح حُدَیْبِیَه تخریب چهره‌ی اسلام را متوقف نمود، بنابراین دعوتگران در هر جایی و بدون هیچ فشاری از طرف قریش به سوی دین دعوت می‌دادند.

54-         تخریب چهره‌ی اسلام و فشاری که قریش قبل از صلح حُدَیْبِیَه می‌آورد، سبب می‌شد مردم از دخول به اسلام ترس داشته باشند.

55-         اما بعد از صلح حُدَیْبِیَه، دعوتگران آزادانه و با امنیت برای مردم از عظمت این دین و آسانی و رحمتش می‌گفتند. بدین سبب مردم گروه گروه به دین الله وارد می‌شدند.

56-         صلح حُدَیْبِیَه قریش را کنار  زد، و بعد از آن رسول الله صلی الله علیه و سلم از  دشمن سرسخت خود یعنی یهود خیبر فارغ گشت، که سبب اصلی جمع احزاب در روز خندق بودند. اگر صلح حُدَیْبِیَه نبود قریش با مال و اسلحه یهود خیبر را کمک می‌کرد.

 

منبع: مرواریدهای پنهان مختصری از سیرت رسول الله صلی الله علیه و سلم، تألیف: موسى بن راشد العازمی، ترجمه: عبد الله محمد أَرْمَکی.

 

 

 

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان