سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

26 آذر 1396 28/03/1439 2017 Dec 17

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1122
تـعداد كل مقالات : 1908
تـعداد اعضاء سايت: 557
بازدید کـل سايت: 3385587
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 169   تعداد بازدید: 152 تاریخ اضافه: 2017-09-30

قسمت چهارم: اتفاقات سال اول هجری

قسمت چهارم: اتفاقات سال اول هجری

(60) بنای جامعه‌ی مدینه:

رسول الله صلی الله علیه و سلم جامعه‌ی مدینه را بر سه پایه بنا نهادند:

-                       بنای مسجد نبوی.

-                       برادری میان مهاجرین وانصار.

-                       و نوشتن صحیفه.

(61) وبای مدینه:

2ـ وبا در مدینه‌ی منوره بسيار شايع بود، و اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم نیز به آن دچار شدند، ولی به امر الله عزوجل، رسول الله صلی الله علیه و سلم مبتلا نشدند، و الله عزوجل آن را از رسولش دور گرداند. 

3ـ وقتی رسول الله صلی الله علیه و سلم سختی و بیماری یاران خود را دیدند به درگاه الله عزوجل دعا کردند که وبا از مدینه ریشه کن شود.

4ـ رسول الله صلی الله علیه و سلم اینگونه دعا کردند: "یا الله مدینه را همچون مکه، بلکه بیشتر از آن، و در آن سلامتی قرار ده، و برای ما در صاع و مُد آن برکت بینداز".

هر صاع برابر با 4 مُدّ، وهر مُدّ تقریبا برابر با 750 گرم می‌باشد.

(62) ازدواج رسول الله صلی الله علیه و سلم با عایشه رضی الله عنها:

5ـ در شوال سال یکم هجری، رسول الله صلی الله علیه و سلم با عایشه رضی الله عنها ازدواج کردند، عایشه محبوب‌ترین زنان رسول الله صلی الله علیه و سلم بود.

(63) تغيير نام يثرب:

6ـ رسول الله صلی الله علیه و سلم نام یثرب را به: طَابَه، مدینه و طَیْبَة تغییر دادند. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: "هماناالله عزوجل مدینه را طابه نام نهاد". (روایت مسلم)

7ـ همچنین رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: "به من دستور داده شده به روستایی (بروم) که بر روستاهای دیگر غالب می‌شود، به آن یثرب می‌گویند، و آن مدینه است ...". (متفق علیه)

8ـ جابر بن سَمُرَة رضی الله عنه می‌گوید: "مدینه را یثرب می‌نامیدند، و رسول الله صلی الله علیه و سلم آن را طَیْبَة نامیدند". (روايت أبو داود طَيالِسي، وسند آن صحیح است)

(64) مشروعیت اذان:

9ـ اذان در سال اول هجرت مشروع گردید و همه‌ی روایاتی که می‌گوید اذان قبل از هجرت در مکه یا در اسراء ومعراج مشروع گردیده است، ثابت نیست.

(65) اسلام آوردن عبد الله بن سَلَام رضی الله عنه:

9ـ عبد الله بن سلام یهودی  رضی الله عنه در سال اول هجرت مسلمان شد. او از علمای یهود به شمار می‌رفت، و اسلام او حجتی بر یهود بود.

(66) خرید چاه رُومَه توسط عثمان رضی الله عنه:

10ـ وقتی مهاجرین به مدینه آمدند آب آنجا را نپسندیدند. و مردی از بنی غِفار چاهی به نام رُومَه داشت.

اين شخص، آب هر سطل را در مقابل یک مُدّ غذا می‌فروخت، رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: "چه کسی چاه رومه را می‌خرد، که در مقابل آن، چاهی بهتر در بهشت داشته باشد". (روايت ترمذي، وسند آن حسن می‌باشد)

11ـ عثمان بن عفان رضی الله عنه با مال خودش آن را خرید و آن را رايگان در اختیار مسلمانان قرار داد.

(67) تکمیل تعداد رکعات نماز:

12ـ وقتی نمازهای پنجگانه در اسراء ومعراج فرض گردید، هر نماز دو رکعت بود مگر مغرب که 3 رکعتی بود. (روايت بخاري)

13ـ بعد از آن وحی نازل شد که دو رکعت به نمازهای ظهر، عصر، و عشا اضافه شود و هرکدام 4 رکعتی شدند. و اين حكم ثابت ماند.

14ـ بنی سلمه خواستند که محل سکونتشان را رها کنند. زیرا در اطراف مدینه و دور از مسجد نبوی بودند، و دوست داشتند به مسجد نبوی نزدیک باشند.

15ـ رسول الله صلی الله علیه و سلم نگران شدند که اطراف مدینه خالی شود، بدین سبب آنان را نهی کرده و فرمودند: "ای بنی سلمه در محل سکونتتان بمانید، قدم‌هایتان (كه به سوی مسجد بر می‌دارید) برایتان نوشته می‌شود". پس در جای خود ماندند. (متفق عليه)

(68) اجازه‌ی جهاد:

16ـ وقتی رسول الله صلی الله علیه و سلم در مدینه مستقر شدند اجازه‌ی جهاد داده شد. الله عزوجل این آیه را نازل فرمود: ﴿أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَٰتَلُونَ بِأَنَّهُم ظُلِمُواْ ...﴾[الحج: 39] یعنی: اجازۀ جهاد به کسانی که از طرف کفار، به آن‌ها حمله می‌شود، داده شد. زيرا نسبت به آن‌ها ظلم شده است.

17ـ غزوه به گروهی می‌گویند که برای جنگ خارج می‌شود و رسول الله صلی الله علیه و سلم با آنان حضور داشته باشند، چه در آن جنگ شرکت کنند و چه شرکت نکنند.

18ـ رسول الله صلی الله علیه و سلم در 21 غزوه شرکت کردند. اولین غزوه، غزوه‌ی الأبواء بود که به وَدّان نامگذاری شد، و آخرین غزوه‌ای که در آن شرکت کردند، غزوه‌ی تبوک بود.

(69) سَرِيّه حمزه بن عبد المطلب رضی الله عنه:

19ـ اولین سَرِیّه‌ای که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرستادند، به فرماندهی حمزه بن عبد المطلب رضی الله عنه بود، و هدف از ارسال آن بستن راه يكی از قافله‌های قریش بود.

سَرِیّه به لشكری گفته می‌شود که رسول الله صلی الله علیه و سلم در آن شرکت نکرده باشد.

(70) سَرِيّه عُبَيْدَة رضی الله عنه:

20ـ سپس رسول الله صلی الله علیه و سلم پسر عمویشان عُبَیْدة بن حارث بن عبد المطلب را به سَریه‌ای فرستادند، که هدف آن نیز قافله‌ی قریش بود. و مبارزه‌ای که بینشان رخ داد تنها پرتاب نیزه بود.

(71) سَرِيّه سَعْد بن أبي وَقّاص رضی الله عنه:

21ـ سپس رسول الله صلی الله علیه و سلم سعد بن أبی وقاص رضی الله عنه را به سریه‌ای فرستادند تا قافله‌ای دیگر از قریش را به چنگ آورد، ولی قافله فرار کرد.

اولین مسلمانی که بعد از هجرت در مدینه وفات یافت، پیرمردی سالخورده به نام کلثوم بن الهِدْم رضی الله عنه بود.

منبع: مرواریدهای پنهان مختصری از سیرت رسول الله صلی الله علیه و سلم، تألیف: موسى بن راشد العازمی، ترجمه: عبد الله محمد أَرْمَکی.

 

 

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان