سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

15 فروردين 1404 05/10/1446 2025 Apr 04

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 575
بازدید کـل سايت: 7548935
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 154   تعداد بازدید: 2776 تاریخ اضافه: 2010-03-25

درسها، فواید و نکات عبرت آموز در جنگ قادسیه

بسم الله الرحمن الرحيم

 

1- تاریخ وقوع معرکه و اثر آن در فرایند فتوحات

مؤرخان در مورد تاریخ دقیق معرکه‌ی قادسیه اختلاف نظر دارند. استاد احمد عادل پس از پژوهش جدی تاریخ دقیق آن‌را شعبان سال 15 هجری نوشته است و من نیز همین را ترجیح می‌دهم.[1]

بدون تردید جنگ قادسیه، سرنوشت سازترین جنگ از نوع خود در تاریخ جهان محسوب میشود. در این جنگ یکی از سنتهای الهی که قدرت دادن مؤمنان واقعی بر روی زمین است تحقق پیدا کرد. پس از این جنگ بود که دروازه‌های عراق و بعد از آن تمام درهای بسته‌ی فارس بر روی مسلمانان گشوده شد. و قدرت سیاسی، نظامی و دینی ساسانیان و آتش‌پرستان برای همیشه از بین رفت و آیین اسلام سرزمین فارس و آن سوی آن‌را در نوردید. آری ! مسلمانان در قادسیه ضربه‌ی غیر قابل جبرانی بر پیکر آیین آتش پرستی وارد ساختند، بنابراین معرکه‌ی قادسیه شایستگی آن‌را دارد که نامش سر لوحه‌ی جنگهای سرنوشت ساز تاریخ قرار گیرد.[2]

 

2- خطبه‌ی عمربن خطاب پس از فتح قادسیه

هنگامی که عمربن خطاب در جریان پیروزی سپاه اسلام در جنگ قادسیه قرار گرفت در میان مردم برخاست و مژده‌ی پیروزی سپاه اسلام را به آنان داد و گفت: من شیفته‌ی آنم که به همه‌ی نیازمندیهای شما پاسخ دهم، اما اگر چنین چیزی برایم مقدور نبود، باید به یکدیگر کمک کنیم و دوست دارم شما از عملکردم به نیات من پی ببرید، زیرا عمل و رفتار من باید آموزش دهنده باشد.

به خدا سوگند من پادشاهی نیستم که شما را به بردگی بکشانم، بلکه من بنده‌ای از بندگان خدا هستم که خداوند امانتهایی به من سپرده است، اگر خود را عفیف نگه دارم و آن‌ها را در میان شما تقسیم نمایم و آسایش شما را فراهم کنم، خوشبخت خواهم شد؛ اما اگر این اموال را از شما دریغ کنم و خود از آن بهره‌مند شوم، بدبخت خواهم گردید. گرچه برای کوتاه مدت در آسایش خواهم بود، اما در تاوان آن باید مدتهای مدیدی در رنج و مصیبت به سر کنم.[3]

 

3- مسلمانان به تعهدات خویش پایبند می‌مانند

سعد طی نامه‌ای دیگر رأی امیرالمؤمنین را در مورد اعراب عراق جویا شد که قبلاً با مسلمانان هم پیمان شده بودند اما به موجب این که متوجه ضعف لشکر اسلام شدند، عهد شکنی کردند و به تعهدات خویش عمل ننمودند.

امیرالمؤمنین پس از قرائت نامه‌ی سعد، به ایراد سخن پرداخت و گفت: هرکس بر اساس هوا و هوس و معصیت عمل نماید هیچ بهره‌ای نخواهد برد و تنها به‌ خود آسیب می‌رساند، اما کسی که بر اساس سنت پیامبرو دستور شریعت الهی گام بر می‌دارد، موفق خواهد شد و پاداش تلاش خود را خواهد دید. چنان که خداوند می‌فرماید:

« وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا » الكهف: ٤٩

«آنچه را كه كرده‌اند حاضر و آماده مي‌بينند. و پروردگار تو به كسي ظلم نمي‌كند. (چرا كه پاداش يا كيفر، محصول اعمال خود مردمان است)».

لشکر اسلام پیروز شده است و در این میان کسانی هستند که قبلاً با مسلمانان هم پیمان بوده‌اند، ولی بخشی از آنان مدعی‌اند که از روی اجبار نقض عهد نموده‌اند یا به سپاه دشمن پیوسته‌اند و یا به گوشه‌ای دیگر پناه برده‌اند، اکنون سؤال من این است که‌ رأی شما در مورد این گروهها چیست؟ آن‌ها هر کدام به نوبه ی خود، در مورد گروههای فوق اظهار نظر کردند و امیرالمؤمنین  رضی الله عنه  نتیجه‌ی نهایی این نشست را طی نامه‌ای به سعد نوشت و فرستاد.[4]

آنچه که در این خطبه به دست می‌آید:

ـ همین طور که ملاحظه کردید عمربن خطاب طبق روال همیشگی به آن همه علم و تـجربه و قاطعیت در تصمیم گیری در اینجا نیز از شورا به عنوان یک اصل اسلامی استفاده کرد و همین امــر باعث موفقیت ایشان در مدیریت کلان جامعه شده بود.

ـ استفاده از پیش گفتاری در مورد اخلاص نیت و عدم پیروزی از خواهشات نفسانی و لازم گرفتن منهج و سنت رسول خدا تا اهل شورا کاملاً با رعایت موازین اسلامی اظهار نظر نمایند و بر منهجی پایداری ورزند که‌ سنت پاک  پيامبر صلي الله عليه وسلم می‌باشد، و هر کس چنین رفتار نماید از لغزش مصون می‌ماند و حق را اصابه‌ می‌کند و پاداش الهی را کسب خواهد کرد.[5]

آن‌گاه امیرالمؤمنین نتیجه‌ی نهایی به دست آمده از شورا را طی نامه‌ای این گونه برای سعد شرح داد: اما بعد: باید دانست که خداوند گهگاهی در برخی امور تخفیفی قایل شده است جز در دو چیز که عبارت‌اند از عدل و ذکر خدا. ذکر که در هیچ حالی تعطیل نمی‌شود و عدل نیز همواره باید در مورد همگان به اجرا در بیاید .

پس در مورد آن دسته از اعراب عراق که به عهد خویش با شما وفا نموده و علیه شما دشمن را یاری نداده‌اند وفادار بمانید و از آنان همچنان جزیه وصول کنید. و اما در مورد کسانی که می‌گویند دشمن آن‌ها را مجبور به نقض عهد و همکاری با خود کرده است، اختیار دارید که سخن آن‌ها را بپذیرید یا رد کنید و اگر نپذیرفتند پس صلح را تمام شده بدانید و آن‌ها را به جای امنی منتقل کنید.[6]

این برخورد عمر رضی الله عنه  با اعراب فراری، دارای درسها و فواید بی شماری است از جمله این که رعایت عدل و انصاف در حکومت داری پایه‌ي اصلی ثبات یک حکومت و باعث گسترش امن و آرامش در جامعه خواهد بود. البته این معامله‌ای بود با آن‌ها در دنیا و اما در آخرت ستمگران راه فراری از عذاب الهی نخواهند داشت، چرا که خداوند ممکن است از حق خویش بگذرد و بنده را مورد عفو و بخشش قرار دهد، اما در مورد حق بندگان قضیه این گونه خواهد بود که ستمگر و ستمدیده در کنار یکدیگر قرار خواهند گرفت و با هم تسویه حساب خواهند کرد.

و اما ذکر و یاد الهی همیشه باید بر زندگی یک فرد مسلمان سایه افکند و همواره با زبان، قلب و اعضای بدن به یاد خدا باشد و در مورد به دست آوردن رضایت او بیندیشد و سخن بگوید و عمل نماید و بزرگترین آرزویش اقامه‌ي ذکر خدا در زمین باشد در آن صورت است که خداوند انسان را از فتنه‌ها در امان خواهد داشت.

سعد و همراهانش توجیهات امیرالمؤمنین را در مورد فراریان به اجرا گذاشتند و آن‌ها را به خانه و کاشانه‌يشان بر گردانیدند و بدین صورت نمونه‌ای از رأفت و رحمت اسلامی‌ ارائه دادند و دیری نگذشت که این برخورد کریمانه، باعث تألیف قلوب آنان شد و سخت شیفته‌ی اسلام و مسلمانان گشته و به تدریج مسلمان شدند.[7]

 

وصلی الله وسلم علی نبينا محمد و علی آله و اصحابه الی يوم الدين

منبع: کتاب عمر فاروق، مولف: محمد علي صلابي

 


سایت عصر اســـلام

IslamAgae.Com

-------------------------------------

[1]- القادسية 266، التاريخ الإسلامي (10/ 488).

[2]- الطريق إلى المداين ص473، 474.

[3]- تاريخ الطبري (4/ 409).

[4]- تاريخ الطبري (4/ 410).

[5]- التاريخ الإسلامي (10/ 485).

[6]- تاريخ الطبري (4/ 410).

[7]- التاريخ الإسلامي (10/ 487).

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان