سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

7 خرداد 1396 02/09/1438 2017 May 28

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1099
تـعداد كل مقالات : 1885
تـعداد اعضاء سايت: 555
بازدید کـل سايت: 3091628
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 12   تعداد بازدید: 757 تاریخ اضافه: 2016-10-15

رد حیثی باطل از افتراءات روافض در طعن به معاویه رضی الله عنه و پسرش یزید

رد حیثی باطل از افتراءات روافض  در طعن به معاویه رضی الله عنه و پسرش یزید

معاویه بن ابی سفیان رضی الله عنهما از صحابه رسول الله صلی الله علیه و سلم و از کاتبان وحی و از معدود مردان قریش بود که صاحب شجاعت، عقل، دین و بردباری بود.

و هیچ روایت صحیحی از رسول الله صلی الله علیه و سلم که دلیل بر سرزنش یا نکوهش ایشان بر معاویه رضی الله عنه باشد؛ وجود ندارد. بلکه تمام روایاتی که دلیل بر این است از دروغ ها و افتراءات روافض و غیره می باشد.

 

از جمله این روایات ساختگی و دروغ این حدیث است که در آن چنین آمده: (رسول الله صلی الله علیه و سلم روزی به معاویه گفت: از من دور شو که من از تو بویی را احساس می کنم که پسر تو حسین را به قتل می رساند).

 

این روایت همانطور که قبلا گفتیم از روایات ساختگی و دروغین روافض است.

و همانطور که می دانیم رسول الله صلی الله علیه و سلم از دشنام گفتن به یارانش نهی کرده اند؛ و می دانیم که نسبت دادن بدی به آنها بدتر و بزرگتر از دشنام دادن به آنان است. رسول الله صلی الله علیه و سلم در حدیث چنین می فرمایند: (کسی که به یارانم دشنام می دهد؛ لعنت الله تعالی، ملائکه و تمام مردم بر او باد)[1].

 

و این حدیث؛ از احادیث جعلی و ساختگی است که به رسول الله صلی الله علیه و سلم نسبت داده شده است و در کتب سنت وجود ندارد؛ بلکه آن را فقط روافض بیان می کنند و روافض همان کسانی اند که شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله درباره ی آنها چنین می فرماید: (در تمام فرقه های اهل قبله فرقه ای جاهل تر از روافض نخواهی یافت... بدون هیچ شک و تردیدی آنان دروغگو ترین مردم هستند... و منافق ترین گروها نیز هستند)[2].

 

علاوه بر اين موضوعی که در سنت صحیح از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت شده این است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فقط به امتش خبر داده اند که حسین رضی الله عنه به قتل خواهد رسید اما نگفته اند که چه کسی او را به قتل خواهد رساند.

 

ام الفضل رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین روایت کرده که ایشان فرمودند: (جریل علیه الصلاة و السلام نزد من آمد و به من خبر داد که فردی از امتم فرزندم (حسین) را به قتل خواهد رساند؛ و نیز برایم مقداری از خاک سرخ او را برایم آورد)[3].

 

و ثابت نشده که یزید بن معاویه حسین رضی الله عنه را به قتل رسانده و نه هم ثابت شده که وی دستور به قتلش را داد، بلکه او را جیشی که وی برای منع کردن حسین رضی الله عنه به عراق فرستاده بود؛ به قتل رساند.

 

امام ابن صلاح رحمه الله درباره ی این موضوع چنین می فرماید: (نزد ما این سخن درست نیست و فاقد اعتبار است که یزید دستور داد حسین را به قتل برسانید، بلکه ثابت شده که عبیدالله بن زیاد آن فردی است که به دستورش ایشان را به قتل رسانند)[4].

 

و نیز شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله چنین فرموده: (یزید بن معاویه در خلافت عثمان بن عفان رضی الله عنه به دنیا آمد؛ در نتیجه رسول الله صلی الله علیه و سلم را ندیده بود؛ پس به اتفاق علما صحابی نیست. و از مشهورین افراد به دین و صلاح هم نبوده است. و از جوانان مسلمین بود و نه کافر بود و نه زندیق. بعد از پدرش حاکم شد در حالی که برخی از مسلمین از وی کراهیت و برخی راضی بودند. در وی شجاعت و بخشش بود و بر عکس آنچه مخالفان وی می گویند مظهر فواحش نبود. اما در زمان حکمرانی اش اتفاقات بزرگی افتاد که یکی از آنها حادثه به قتل رسدن حسین رضی الله عنه بود در حالی که وی دستور به قتل ایشان را نداده بود و به خاطر این اتفاق ابراز خوشحالی هم نکرد؛ و نه چوبی را در دهان مبارکشان فرو کرد، و نه سر مبارک حسین رضی الله عنه را  به شام حمل کرد، اما دستور به منع او داد و لو که با وی جنگیده شود، پس نمایندگان در اجرای دستورش زیاده روی کردند تا جایی که شمر بن ذی الجوشن عبیدالله بن زیاد را برای قتل حسین رضی الله عنه تشویق و ترغیب کرد، در نتیجه عبیدالله بن زیاد با لشکرش هم به ایشان حمله کرد. در این هنگام حسین رضی الله عنه از آنها خواست که به وی اجازه دهند نزد یزید برود، و یا اینکه به سمت مرزها رود و یا به مکه برگردند؛ اما آنان وی را منع نمودند در نتیجه آنها را اسیر کردند و عمر بن سعد دستور داد که با آنها بجنگند در نتیجه ایشان و طایفه ای از اهل بیتش را به قتل رساندند.

 

و وقتی که خانواده های آنان نزد یزید بن معاویه آمدند؛ یزید آنها را مورد تکریم قرار داد و آنها را به سمت مدینه راهنمایی کرد. و نیز روایت شده که یزید بن معاویه ابن زیاد را به خاطر این کارش لعنت کرد و گفت: من از فرمانبرداری اهل عراق بدون کشتن حسین راضی بودم. اما با این وجود به نظر نمی رسید که قتل حسین رضی الله عنه و پیروزی بر وی  را انکار کرده باشد. اما بر وی واجب بود که انتقام حسین رضی الله عنه را بگیرد. به همین دلیل هم اهل حق وی را به خاطر ترک این واجب و امور دیگر سرزنش می کنند. اما مخالفان و دشمنان وی دروغ و افتراءات بسیاری به او نسبت می دهند)[5]

و اگر هم فرض شود که یزید دستور قتل حسین رضی الله عنه را داده؛ با این وجود باز هم گناهکار اوست نه پدرش صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه. زیرا الله سبحانه و تعالی می فرماید: (وهيچ گناهکاری بارگناه ديگری را به دوش نمی کشد)[6].

 

و در حدیث از ابی رمثة رضی الله عنه روایت شده که گفت: (همراه پدر خارج شدیم تا نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم برویم. وقتی رسیدیم رسول الله صلی الله علیه و سلم به پدرم فرمود: این پسر توست؟ پدرم گفت: به پروردگار کعبه قسم وی پسرم است. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: اما او سودی به تو نمی رساند و تو نیز به او سودی نمی رسانی (مقصود این است که او نمی تواند بار گناه تو را بدوش بشکد همانگونه که تو نمی توانی بار گناه وی را به دوش بکشی). سپس رسول الله صلی الله علیه و سلم این آیه را تلاوت کردند: (وهيچ گناهکاری بارگناه ديگری را به دوش نمی کشد)[7].

 

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله نیز در این باره می فرماید: (این این قول رافضی که می گوید: "پسرش یزید مولای ما حسین را کشت و زنانش را به غنیمت گرفت".

 

در جواب می گوییم: به اتفاق اهل نقل یزید دستور قتل حسین را نداد اما به این زیاد نوشت که مانع حکمرانی اش بر عراق شود.

 

و حسین رضی الله عنه گمان می کرد که اهل عراق به وی کمک می کند و به آنچه برایش نوشته اند وفا می کنند. در نتیجه پسر عمویش مسلم بن عقیل را به سوی آنان فرستاد؛ اما آنان وی را کشتند و با وی پیمان شکنی کردند و با ابن زیاد بیعت کردند. پس حسین رضی الله عنه خواست برگردد که در راه لشکری ظالم که پنهان شده بودند آنان را محاصره کرد. حسین رضی الله عنه خواست که نزد یزید برود و یا به سمت مرزها رود و یا اینکه برگردد به بلدش اما هیچ یک از اینها امکان نداشت؛ پس این لشکر ظالم می خواستند آنها را اسیر کند اما ایشان امتناع ورزیدند، در نتیجه شروع به جنگیدن کردند تا اینکه ایشان را به شهادت رسیدند. وقتی که این خبر به یزید رسید اظهار ناراحتی کرد و از خانه اش صدای گریه می آمد. و هیچ اهانتی به حریم و خانواده ی حسین رضی الله عنه نکرد بلکه آنان را مورد تکریم قرار داد و به آنان اجازه داد به شهرشان برگردند.

 

و اگر هم یزید دستور به قتل حسین رضی الله عنه را می داد؛ گناهکار او خواهد بود نه پدرش، زیرا الله سبحانه و تعالی در قرآن می فرماید: (وهيچ گناهکاری بارگناه ديگری را به دوش نمی کشد). و همگی مردم اتفاق نظر دارند بر اینکه معاویه رضی الله عنه به یزید وصیت کرد که حق حسین رضی الله عنه را رعایت کند و وی را مورد تکریم قرار دهد)[8].

مترجم: ام محمد

منبع: islamqa.info

 

 

 



[1] ـ معجم کبیر و اوسط طبرانی و شیه آلبانی رحمه الله آن را حسن می داند: (من سب أصحابي فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين).

[2] ـ منهاج السنة (2/87).

[3] ـ صحیح جامع و شیخ آلبانی رحمه الله آن را صحیح می داند: (أَتَانِي جِبْرِيلُ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ، فَأَخْبَرَنِي أَنَّ أُمَّتِي سَتَقْتُلُ ابْنِي هَذَا - يعني الحسين - وَأَتَانِي بِتُرْبَةٍ مِنْ تُرْبَتِهِ حَمْرَاءَ).

[4] ـ فتاوی ابن صلاح (1/216).

[5] ـ مجموع الفتاوی (3/410).

[6] ـ انعام: 164: (وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ).

[7] ـ سنن نسائی، سنن ابی داود، و شیخ آلبانی رحمه الله آن ا صحیح می داند: (انْطَلَقْتُ مَعَ أَبِي نَحْوَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، ثُمَّ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لِأَبِي : ( ابْنُكَ هَذَا ؟ ) ، قَالَ إِي وَرَبِّ الْكَعْبَةِ ، فقَالَ : ( أَمَا إِنَّهُ لَا يَجْنِي عَلَيْكَ وَلَا تَجْنِي عَلَيْهِ) وَقَرَأَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : ( وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى)

[8] منهاج السنة: 4/472).

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

عمرو بن عاص رضی الله عنه  می‌گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و سلم  پرسیدم: چه کسی را بیشتر از همه دوست داری؟ فرمود: «عایشه را». گفتم: از میان مردان، چه کسی را؟ فرمود: «پدر عائشه را». گفتم: سپس چه کسی را؟ فرمود: «عمربن خطاب را» و آن‌گاه مردان دیگری را نیز نام برد.
الاحسان فی صحیح ابن حبان (15/309)

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان